Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

کودتای دیگری در راه است!؟

با انتشار گلايه افتخاري از دولت و شخص رئيس جمهور، اسفنديار رحيم مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور با وي تماس گرفته و از وي دلجويي كرده است و تاكيد كرده كه شخصا به ديدار افتخاري خواهد رفت اما ظاهرا استاد آواز ايران با اين تماس قانع نشده است.(به نقل از پایگاه خبری فرارو) مشايي همچنين گفته است: «استاد افتخاري سرمايه موسيقي اصيل و ايراني كشور است.»

پس از واقعه دوست داشتنی؟! افتخاری و احمدی نژاد، حال که مردم به این نتیجه رسیده‌اند «برخی را گوش شنیدن ثواب نیست»، ظاهراً در آنسو تصمیم بر این است که آتش این بحث را همچنان روشن نگه دارند.

مشایی که پس از اظهار نظرهای آنچنانی! شدیداً مورد انتقاد اصول‌گرایان و ولایت مداران قرار گرفته بود ظاهراً در سیستم دولت احمدی‌نژاد نقش همزاد دوم را ایفا می‌کند. سخنگویی که حرف دل احمدی‌نژاد را می‌زند و در عین حال فرصت می‌دهد که احمدی نژاد از اینگونه بحث‌ها برائت بجوید. حال مسئله این است: افتخاری -که آبروی خودش را در گرو طرفداری از احمدی‌نژاد گذاشت و با در آغوش گرفتن او خود را در معرض انتقادات فراوان قرارداد- برای احمدی‌نژاد چه باز خورد خطرناکی می‌تواند داشته باشد که مسئولیت پاسخگویی و دلجویی به گردن مشایی افتاده است؟

و یا تهدید افتخاری به خروج از ایران چه معضلی ایجاد می‌کند که مشایی تصمیم به دیدار با او گرفته است؟

آنچه که مسلم است، امروز دولت احمدی‌نژاد با چالش‌هایی بسیار مهمتر از دغدغه‌های یک خواننده روبروست. مشکلات پس از تحریم‌ها و در گیری‌های داخلی طرفداران سیاسی کودتا بیش از آن جدی است که بخواهد نگران مسائلی اینچنین باشد. 

مطمئناً دغدغه فرهنگ برای دولت، صرفاً تا جایی مهم است که ادامه دهنده و پذیرنده باشد. فراموش نکنیم که عمده نگرش و عملکرد دولت احمدی‌نژاد طی سال‌های گذشته بر پروپاگاند گسترده شده بود. اساس دروغگویی دولت نیز بر اساس یک محاسبه ساده بود. بسیاری از ایرانیان یا به اطلاعات دسترسی ندارند و یا با هیجان پذیرش یک افتخار بزرگ اصل دروغ بودن موضوع را فراموش می‌کنند- نمود بارز این مسئله اعلام کشف داروی ایدز بود که امروز بسیاری از ایرانیانی که این مسئله را افتخاری ملی قلمداد می‌کردند از گفتگو در باره آن پرهیز می‌کنند.

این نگرش در مناظره‌ها چندان کار آمد بنظر نرسید و بیش از آنکه یک افتخار، دروغین به مدال‌های حلبی احمدی‌نژادی بیافزاید، او را رسوای بخش بزرگی از جامعه کرد. اما چه چیز باعث می‌شود چنین شیوه به ظاهر ناکارآمدی هنوز مصرف داشته باشد؟

به اعتقاد من، طرح دعوت از خارج نشینان، برگزاری میهمانی‌های سفارتی در خارج از کشور، دعوت از هنرمندان، سخنان مشایی در باب ملی گرایی (علیرغم پیش آگاهی از مخالفت قشر عظیمی از طرفداران بیت و حکومت اسلامی) و حال دلجویی از افتخاری دو هدف عمده را نشانه رفته است.

اول: نشان دهنده یک چهره تلطیف شده‌تر از حکومتی که به کشتار و عدم رعایت حقوق انسانی مشهور گشته است.

دوم: ایجاد بستری مناسب برای انتخابات آتی.

در مورد اول -که چندان هم ناموفق عمل نکرده است- با یک نگاه نه چندان عمیق به باز خورد اعتراضات درمورد شرکت‌کنندگان در همایش ایرانیان خارج از کشور، هنرمندان و افتخاری می‌توان دید که بخشی -هرچند نه بسیار بزرگ- از بدنه مردمی معترضین به حکومت با این شیوه برخرد موافقتی نشان ندادند و با عنوان «همه چیز راسیاسی نکنیم»، مواضع اینچنینی را فرا حکومتی قلمداد کردند. 

اما در مورد دوم، بنظر می‌رسد شمارش معکوس انتخابات آینده و ترس نداشتن جایگزین مناسب و از دست دادن قدرت، به یک دغدغه ویژه در دولت احمدی‌نژاد تبدیل شده است. با وقوع شکاف بین تفکرات اصول گرایان و با توجه به اینکه تنها نقطه پیوند میان اصول گرایان در حال حاضر آیت‌الله خامنه‌ای‌ است؛ این ترس شکل حادتری پیدا می‌کند.

مدتهاست در مورد بیماری آیت‌الله خامنه‌ای صحبت می‌شود و اگر اینهم جزو دروغ‌های کودتا نباشد، نگرانی شرایط حکومت پس از مرگ آیت‌الله خامنه ای می‌تواند برای همه گروه‌های در گیر یک دغدغه جدی باشد.

بخش بزرگی از روحانیت موافق، چندان روی خوشی به شیوه تفکری و نگاه احمدی‌نژادی هیچ وقت نشان نداده است و اگر تاکنون علیرغم اعتراضات گاه و بی‌گاه حرکتی نکرده صرفاً بر اساس اعتقاد به همان نقطه اتصال است. 

در عین حال سپاه و احمدی‌نژاد نیز خیال ندارند آنچه را که با بدنامی فراوان به چنگ آورده‌اند، به این راحتی واگذار کنند. این است که بدنبال یک جانشین مناسب برای احمدی نژاد می‌گردند.

با توجه به احتمال ریزش بسیاری از طرفداران فعلی حکومت به نفع مرجعیت تمامیت خواه، سعی احمدی‌نژادی‌ها این است که باساختن چهره‌ای معتدل، ملی‌گرا و هنر دوست در میان ایرانیان داخل و خارج بستر را برای در دست داشتن حکومت به مدت ۸ سال دیگر آماده کنند. این به نوعی شکل ایرانی الگوی روسی است. کاری که ولادیمیر پوتین پیش از این در مورد دیمیتری مدودف انجام داد و نتیجه بخش هم بود. 

به همین دلیل است که گناهان به مرور، صرفاً پای بیت‌نشین‌ها نوشته می‌شود و دولت از پذیرش مسئولیت ادعاها شانه خالی می‌کند. احمدی نژاد و طیف وابسته به سپاه امیدوارند روند اعتراضات مردمی در طی دو سال آینده به نوعی خستگی و سرخوردگی منتهی شود و در نهایت ایشان مفهوم آزادی را با یک سری امتیازات مقطعی و نه چندان متداوم عوض کنند.

و به همین دلیل است که امروز مشایی نقش مدودف را در فضای اجتماعی و سیاسی ایران ایفا می‌کند. نقشی که چندان هم بی‌ثمر نبوده است

Khodnevis

Filed under: Hojjatieh, iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران iran, ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Qods Day Protest

13 Aban Protest

16 Azar Protest

Ashura Protest

22 Bahman Protest

Chaharshanbe Suri Protest

22 Khordaad 89 Protest

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 15 other followers

%d bloggers like this: