Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

هسته ما راس ساعت 10 صبح در میدان هفت تیر تجمع می کند

هسته ما راس ساعت 10 صبح در میدان هفت تیر تجمع می کند

روز قدس پارسال از ساعت 9 صبح با هسته ای که تشکیل داده بودیم جمع شدیم میدون هفت تیر. هسته، متشکل از 10 نفر اصلی بود که وقتی برنامه ریزی اولیه بین این 10 نفر انجام می شد هر یک از این 10 نفر به 10 نفر دیگه خبر میدادن و اونها همه 10 ها نفر دیگه رو خبر میکردن. این همون کاری بود که رئیس جمهور موسوی در بیانیه شماره 11 بهش اشاره کرد. اینطور بود که وقتی برنامه ای پیش میومد هسته ما به بیش از 200 نفر می رسید. کافی بود لیدر اصلی با 10 نفر اصلی هماهنگ کنه.

بله تشکیل هسته

هر تظاهراتی که میشد هیچ کدوم از بچه ها گیر نمی افتادن. چرا که به محض اینکه یکی از بچه ها دستگیر میشد یه لشگر پشتیبانش بودن. البته متاسفانه در تظاهرات روز عاشورا 2 نفر از سرگروه ها شناسایی شدن و مدتی رو در اوین سپری کردن.

روز قدس زودتر از بقیه خودم رو رسوندم میدون هفت تیر. ساعت 8 صبح بود و هنوز خبری نبود. طرفداران مقام عظما هنوز نرسیده بودن. آخه از ورامین و شهر ری تا هفت تیر فاصله زیادی بود. کل میدون رو چندین بار چک کردم. مکان مناسب رو برای تجمع اولیه وارسی کردم.  پلاکاردها، بادکنک های سبز، یک پرچم سبز 25 متری و دستبندهای سبز و تعداد زیادی ماسک رو در یکی از خونه های دانشجویی نزدیک میدون هفت تیر گذاشته بودیم. قرار این بود که جلوی درب مترو جمع بشیم و اگر نذاشتن دور میدون پراکنده باشیم.

راس ساعت 8:30 دقیقه سرو کله نیروی انتظامی پیداش شد. سرگروه های ما هم رسیده بودن و طبق قرار قبلی جلوی مترو شروع کردیم به بررسی شرایط. همه چیز درست بود. در این هنگام نیروی انتظامی افرادی رو که جلوی مترو ایستاده بودن متفرق  کردن. رفتیم جلوی مسجد الجواد.

جمعیت راس ساعت 9 صبح در حال افزایش بود. دور تا دور میدون پیر و جوون، زن و مرد در حال قدم زدن بودند. همه منتظر آغاز برنامه بودند. نمیشد شمرد که چند نفر هستن ولی انگار در یک روز کاری مردم از سر کار دارن میرن خونه هاشون. همه چیز عادی به نظر می رسید.

ذوب شدگان در ولایت برنامشون از ساعت 10 شروع میشد. ماشین هاشون کم کم داشت میرسید. مثل اینکه برنامه اونها شروع از جلوی درب مسجد الجواد که در ضلع شرقی میدون قرار داره بود. 2 تا مینی بوس برای آغاز راهپیمایی پر از انسانهای شیفته ولایت و  دو تا نیسان با کلی پرچم رسیدن.  پرچم ها به رنگ های سبز و قرمز که روشون عمدتا شعار یا ابوالفضل به چشم میخورد. فکری به ذهنم رسید. شعار روی پرچم ها مهم نبود. مهم رنگشون بود. چند تا از بچه ها رو فرستادیم که پرچم های سبزی که دست اونا بود رو بگیرن. پرچم زیاد بود و تعداد اونها زوری به 30 نفر می رسید. 5 تا پرچم سبز ازشون گرفتیم و روز قدس رو بهشون تبریک گفتیم.

لیدرهای اصلی رو جمع کردم. برنامه این بود:

داریوش و علی که از سرگروه ها بودن باید به همراه گروهشون پشت سر اونا حرکت میکردن و بعد که بلندگوهای اونها شروع به دادن اولین شعار میکرد این گروه بیست نفره شعار الله و اکبر سر بدهند و پس از طی مسافتی کوتاه داریوش و علی که پرچم های سبز دستشون بود توقف کرده تا صف ما از اونها جدا بشه. سرگروه های دیگه هم در این لحظه ماموریت داشتن که هسته های خودشون رو به حرکت در پشت این گروه فرابخونن.

برنامه آغاز شد. داریوش و علی آماده بودند و هسته هاشون پشت سر اونها حرکت کردن. اولین شعار مرگ بر اسرائیل که از بندگوها شنیده شد. داریوش و علی فریاد زدند:

الله و اکبر

الله و اکبر

و بعد از طی مسافتی ایستادند. دور و بر ما پربود از نیروهای ضد امنیتی که نمیدونستن چی کار باید بکنن. آیا باید به صف خودی ها حمله میکردند؟ هنوز هیچ شعار مخالفی شنیده نمیشد فقط الله و اکبر بود و بس

فاصله ما با اونها به حدود 20 متر رسیده بود و پشت سر داریوش و علی چیزی حدود 100 نفر تجمع کرده بودند. سرگروه ها فریاد میزدند:

 همه پشت این دسته………

همه پشت سر پرچم سبز……….

همه پشت این دسته……..

این لحظه رو دقیق به خاطر دارم. لحظه ای به یاد ماندنی. صحنه ای عجیب بود. واقعا در تعجب بودم. از کوچه های اطراف میدان  هفت تیرمردم الله و اکبر گویان به صف اصلی میپیوستند. جمعیت به حدی زیاد بود که اشک شوق از چشمانم سرازیر می شد. فکر میکردم همین حالا پیروز شده ایم. دوستانی رو میدیدم که در روزهای قبل وقتی بهشون میگفتم روز جمعه هفت تیر بهم میگفتن ما که نمیایم تو هم نرو. به بهرام که سن و سالی ازش گذشته گفتم. آقا بهرام تو که میگفتی نمیام گفت راستش دلم طاقت نیاورد. جمعیت صف به بیش از 2 هزار نفر رسیده بود و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده میشد. شروع به حرکت کردیم و در ابتدای خیابان کریم خان شعار اصلی سر داده شد

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

 نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

این شعار مو رو بر تن هر تظاهر کننده ای سیخ میکرد.

 زنگ زدم به ع گفتم هسته شکل گرفت.گفت سه تا از بچه ها رو بفرست که  وسایل رو که شامل دستبندها، پرچم و پلاکاردها و…. بود رو بیاریم. 

دیگه جمعیت قابل کنترل نبود. نیروهای امنیتی بین تظاهر کنندگان گیر افتاده بودند. اتوبوس های حامیان ولایت که تازه رسیده بودند پشت سر ما گیر افتاده بودند و طرح ترافیک سبز به طور خود جوش از سوی سبزپوشان ماشین سوار در حال اجرا بود.

به صف 100 نفره حامیان ولایت که حالا فاصله شون با ما به 50 متر رسیده بود نگاه میکردیم و میخندیدیم. اینها مردمانی عامی بودند که بندگان خدا از هیچ چیز خبر نداشتند.  در همین زمان بود که پیرمردی در حالی که عکس خ.ر را به دست داشت شروع کرد به شعار دادن:

مرگ بر منافق

مرگ بر منافق

بچه ها بهش میخندیدن و میگفتن باشه حق با شماست ولی صف رو اشتباهی اومدی. صف شما جلوتره. بنده خدا انگار واقعا خبر نداشت چی شده. میگفت مگه تظاهرات نیست. یکی بهش گفت نه اینجا تظاهرات ایرانه، تظاهرات عربی اونوره. 

فیلمی هست از تظاهرات سال گذشته که دیدنش همچنان من رو امیدوار نگه میداره. پیشنهاد میکنم یک بار دیگه شما هم این فیلم رو ببینید. اینجا خیابان کریم خانه و این جمعیت هم از هسته کوچ 10 نفری ما آغاز شد.

روز قدس که امسال به روز ایران تغییر نام پیدا کرده بار دیگه تو راهه. واقعیتی که باید قبول کنیم اینه که شور و شوق سال گذشته در بین مردم دیده نمیشه. توی بالاترین که دعواست سر اینکه این روز رو تحریم کنیم اما وقتی در بطن جامعه قدم میگذارم میبینم که مردم در صورتی که یک حرکت و یا جرقه کوچیک تو جامعه زده بشه باز مردم آماده میشن واسه مبارزه.

توجه داشته باشیم که مهم این نیست که همچون سال گذشته تظاهرات میلیونی برپا بشه. این اصلا مهم نیست. هیچ کس هم از مردم این انتظار رو نداره. با وجود این همه سانسور و سرکوب شدید که بر ایران حاکم شده، هیچ انتظاری نیست که بتونیم مثل گذشته تجمع کنیم. اما این رو بدونیم که اگر یک گروه پنجاه نفره تشکیل بشه و تنها یک فیلم از تظاهرات منتشر بشه این کافیه تا مردم دوباره بر سر شوق بیان و از خونه هاشون بریزن بیرون.

همه میدونیم که این جنبش هیچگاه نخواهد مرد. مردم منتظر فرصت های جدید هستن. این دیگه به خود ما ربط داره. میتونیم بزاریم چهار سال دیگه دوباره با اتفاقات جدید تظاهرات کنیم یا اینکه میتونیم از هر فرصتی استفاده کنیم واسه عملیات فرسایشی بر ضد رژیم.  بنابراین بهتره جرقه شروع دور جدید مبارزات خیابانی  رو از 2 روز دیگه بزنیم. رهبران جنبش حمایت خودشون رو اعلام کردن.

لازم هست اعلام کنم که هسته ما مجددا دور هم جمع شدن. قرار هست که در روز قدس راس ساعت 10 صبح از میدون هفت تیر تظاهرات رو آغاز کنیم. اگر اجازه داده نشد به سمت میدان ولیعصر به سمت بالا و یا بلوار کشاورز حرکت می کنیم. تعدادمون به بیش از 100 نفر میرسه. خوشحال میشیم که دوستان هم به ما بپیوندن. برای ما هم اهمیتی نداره که توی بالاترین چی میگذره و کی میخواد بیاد. منتظر باشید و  روز شنبه فیلم تظاهرات رو در  بالاترین با 1000 امتیاز ببینید تا خونی تازه در رگ های جنبش تزریق کنیم.

بچه های دهه شصت همان نسلی هستند که ایران رو از چنگال دیکتاتور نجات خواهند داد.

به امید پیروزی

چه كسي مي خواهد

من و تو ما نشويم

خانه اش ويران باد !

من اگر ما نشوم، تنهايم

تو اگر ما نشوي،

– خويشتني

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه بر مي خيزند

من اگر بنشينم

تو اگر بنشيني

چه كسي برخيزد ؟

چه كسي با دشمن بستيزد ؟

چه كسي

پنجه در پنجه هر دشمن دون

– آويزد

Secular Democracy for Iran

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران iran,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Qods Day Protest

13 Aban Protest

16 Azar Protest

Ashura Protest

22 Bahman Protest

Chaharshanbe Suri Protest

22 Khordaad 89 Protest

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 15 other followers

%d bloggers like this: