Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

یادداشتی از میرحسین موسوی درباره تحولات منطقه / Mousavi’s Statement Regarding The Events Unfolding In The Middle East

Scroll down for English translation…

میرحسین موسوی در یادداشتی ضمن بررسی شرایط حاکم بر خاورمیانه، قیام حق طلبانه مردم در برخی کشورها را در راستای  بر هم زدن نظام  ظالمانه ای دانست که  منطقه را در چنگال خود  فراگرفته و آن را ناشی از بی احترامی حکومت ها به حق تعیین سرنوشت مردم خواند. آخرین نخست وزیر ایران، همچنین از جانب ملت ایران به مردم آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن ادای احترام و آرزوی پیروزی کرد

متن یادداشت میرحسین موسوی به شرح زیر است:ا

این روزها خاورمیانه در آستانه ی حوادث بزرگی ست که می تواند سرنوشت این منطقه و جهان و سرنوشت ملت های منطقه را تحت تاثیر خود قرار دهد. مسلما آنچه در حال وقوع است در راستای به هم زدن نظام ظالمانه ایست که سرنوشت ملت های بسیاری را درمنطقه در چنگال خود گرفته است و بدون هیچی شکی نقطه ی آغازین آنچه در خیابان های تونس و صنعا و قاهره و اسکندریه و سوئز شاهد آن هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد تهران جستجو کرد. روزهایی که مردم با شعار “رای من کجاست؟” به خیابان ها آمدند و مسالمت جویانه، حقوق از دست رفته ی خود را پی گرفتند.ا

امروز دامنه ی شعار “رای من کجاست؟” مردم ایران، به شعار “الشعب یرید اسقاط النظام” در قاهره و سوئز و اسکندریه رسیده است. برای کشف راز این پیوندها و مشابهت ها لازم نیست جای دوری برویم. کافی است شیوه ی انتخابات اخیر مصر را با انتخابات های خود مقایسه کنیم و اینکه رئیس شورای نگهبان از بی نیازی به آرا میلیون ها شهروند سبز سخن می راند. اگر به نظام های در حال سقوط جهان عرب و خاورمیانه با دقت نگاه کنیم، خواهیم دید؛ در همه ی این نظام ها به یک سان شبکه های اجتماعی وعرصه ی مطبوعات و فضای مجازی مورد حمله قرار می گیرند و به شکل حیرت انگیزی اس ام اس ها و تلفن ها و اینترنت قطع و قلم ها مشابه یکدیگر در هم شکسته و معترضین به زندان ها برده می شوند.ا

متاسفانه منافع ِ پشت سر ِ ایدئولوژی ِ حاکم در کشور، اجازه نمی دهد واقعیت ها آنچنان که هستند، خود را نشان دهند. خطیبان و تریبون های گوش به فرمان، به عملکرد مفسدانه و جبارانه فرعون مصر که با بازداشت ها، اعتراف گیری ها، پرونده سازی ها وغارت مردم از طریق باندها و اطرافیان، این شرایط انفجاری را در مصر ایجاد کرده اند توجهی نشان نمی دهند. اینان به روز “خشم مردم” مصر اشاره می کنند ولی نمی گویند که روز غضب، نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیت المال و هم چنین بستن دهن ها و شکستن قلم ها و اعدام ها واعدام ها و اعدام ها و بر پا کردن چوبه های دار برای ایجاد خوف در میان مردم است. و نمی گویند اگرحکومت به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود احترام می گذاشت و در انتخابات چند ماه پیش مصر آرای مردم را نمی دزدید، کار به شعار “اسقاط نظام” از سوی شعب عزیز مصر نمی رسید. و شاید هم متوجه نیستند که ادامه ی سیاست غلبه به وسیله ی ایجاد خوف، نهایتا در نقطه ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن “روز خشم” و روزهای غضب ملی اجتناب ناپذیر می شود. فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است.ا

ملت ما به انقلاب عظیم مردم شجاع تونس و قیام حق طلبانه ی مردم مصر و یمن و دیگر کشورهای منطقه احترام می گذارد. ما به همه ی مردم دلیر و آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن درود می فرستیم و از خداوند منان پیروزی آنان را در مبارزات حق طلبانه اشان آرزو می کنیم.ا

Mir Hossein Mousavi in a statement while reviewing the events happening in the Middle East, called the rightful uprising of the people in some Arab nations as part of the struggle of the nations to eliminate the oppressive regimes that are ruling the area and the outcome of the negligence of the governments in honoring people’s right to determine their own destiny. Mir Hossein Mousavi also on behalf of the Iranians praised the wise and brave people of Egypt, Tunisia, Jordan and Yemen and wished them victory.

Full English translation of Mir Hossein Mousavi’s statement regarding the events unfolding in the Middle East:

The Middle East is on the verge of defining and massive moments which can change the course of the destiny of this region, the world and the fate of other nations in the region. What is taking shape now is certainly overthrowing a despotic and tyrannical rule and trend which has been overwhelming the fate of many nations in the region. The starting point of what we are now witnessing on the streets of Tunis, Sanaa, Cairo, Alexandria and Suez can be undoubtedly traced back to days of 15th, 18th and 20th June 2009 when people took to the streets of Tehran in millions shouting “Where is my vote?” and peacefully demanded to get back their denied rights.

Today, the slogan of “Where is my vote?” of the people of Iran has reached Egypt and transformed into “The people want the overthrow of the regime”. In order to discover the secret of these links and these similarities, one does not have to go too far. You just have to compare the recent elections in Egypt with our own and compare it with the chairman of the Guardian Council who explicitly says there is no need for millions of votes by Green citizens. If we look at the collapsing political regimes in the Arab world and the Middle East carefully, we can identify a similar pattern of invading and shutting down social networks, the press and the cyber space. In an amazingly similar fashion, they have all blocked SMS systems, mobile phones and the internet, have banned all writers and taken dissidents to prisons.

Unfortunately, the interests of the ruling ideology in Iran do not allow the realities to be revealed as they are. The preachers of the obedient public outlets fail to pay any attention to the corrupt and despotic methods of the present day pharaoh of Egypt, who has created an explosive situation in his country by arrests, forced confessions, framing people and looting the nations through gangs and organised groups of the people surrounding them. They do refer to the ‘Wrath of the people” of Egypt, but they never explain that this day of wrath has come about as a consequence of inefficiency and corruption at the highest levels of stat, extravagance and wasting people’s funds, censorship, shutting people down, executions and lining up gallows to create fear in people. They never say that if the ruling system of Egypt had respected people’s right to determining their own destiny and had not tampered with people’s votes in the recent elections of Egypt, they would not have to face the demand for the ‘overthrow of the regime’ by the dear nation of Egypt. Perhaps, they do not realise that continuing policies of intimidation will eventually turn against itself and then the coming of “the day of wrath” and days of national wrath will be inevitable. Pharaohs usually hear the voice of the nation when it is too late.

Our nation deeply respects the glorious uprising of the brave people of Tunis and that of the people of Egypt, Yemen and other countries in quest for their rights. We commend the courageous, cognisant and resisting people of Egypt, Tunis, Jordan and Yemen and we pray to Allah that they may be successful and victorious in their struggle for their rights.

English Translation by Daryoush Mohammad-Poor

Advertisements

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران iran,

میرحسین موسوی: اتکای جنبش سبز به مردم را افتخار آن می دانم / Mousavi: It is the Green Movemet’s honor to rely on the people

Recently some of the pro-government propaganda has claimed that Mahmoud Abbas – president of Palestinian Authority – has convinced a  businessman to give millions of dollars to Mir Hossein Mousavi in financial aid for launching a radio station for the protestors of the rigged presidential election in Iran. Mir Hossein Mousavi in a statement strongly denied receiving any financial aid from foreigners and stressed that the reliance of the Green Movement and its companions on the Iranian poeple is one of the honors of the movement.

برخی از سایت های وابسته به دولت در روزهای اخیر نوشته اند که محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین،  یک فعال اقتصادی را متقاعد کرده  برای تاسیس یک ایستگاه رادیویی برای معترضان پس از انتخابات، میلیون‌ها دلار به میرحسین موسوی کمک کند. موسوی در یادداشت کوتاهی، ضمن تکذیب دریافت هرگونه کمکی از بیگانگان، بر این موضوع تاکید کرده است که اتکای جنبش سبز و همراهان آن را به مردم کشور جزو افتخارات جنبش می داند

متن یادداشت میرحسین به شرح زیر است:ا

بسمه تعالی

پرونده سازان و اعتراف گیران به نقل از گزارشی آشفته تیتر زده اند که ابوعباس فلسطینی به یک مامور امریکائی گزارش داده است که سال گذشته به یک تاجرفلسطینی گفته است «به موسوی در ایران پنجاه میلیون دلار برای تاسیس رادیو کمک کند.»البته مطابق معمول دروغگویان همین خبر کذب را به شکلی تغییر داده اند که گوئی ابوعباس معروف که امروز کوس رسوائی او بر سر هر کوی و برزن زده شده، پنجاه میلیون دلار در این زمینه پرداخت کرده است.ا

بنده ضمن تکذیب هرگونه و هر مقدار استفاده ازکمکهای بیگانگان، اتکای جنبش سبز و همراهان آن را به مردم کشورمان جزو افتخارات جنبش می دانم. راویان دروغگوی این روایت سراپا کذب شبیه همان خطیب نماز جمعه ای هستند که ادعا کرد امریکا از طریق عربستان یک میلیارد دلاربه سران جنبش سیز کمک کرده وتفرعن او هنوز به او اجازه نداده است که ازاین دروغ توبه کند.ا

میرحسین موسوی

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران iran,

Unprecedented attacks on prisoners in Orumieh and Karaj

Orumieh – On Monday around 2:00 pm, the head of the prison, the head of prison security, internal affairs director of the prison, along with 30 agents from Intelligence Ministry including the deputy General Director of the Intelligence Bureau of West Azerbaijan Province raided ward 12, took the clothing of some prisoners off, dragged them to the yard and started to beat and offend them.

In this organized raid, the political prisoners who are on hunger strike (in protest to the execution of Hossein Khezri) and were already in poor physical condition were severely injured.  In addition, all the prisoners’ belongings were smashed and their notes and diaries were confiscated.

It should also be mentioned that after the announcement of the hunger strike by the prisoners, they were cut off from the outside world and their families are not allowed to call.  They are also not allowed to have any contact or dialogue with other prisoners.

Note:  10 political prisoners are on hunger strike now at Orumieh’s prison.

Karaj – On Jan. 20th, the youths who had protested against the inhumane conditions of Gohardasht (Rajai Shahr) Prison were attacked by the prison’s Pasdarans (IRGC members) and guards, taken to the main corridor of the prison and beaten with batons for a lengthy period of time. The officer on duty, Alizadeh, was taunting them while they were getting beaten and said: “did you get your lesson not to even think of protesting!”

This vicious raid and group torturing was conducted under the supervision of Ali Haj Kazem (the head of the prison), Ali Mohammadi (deputy to Kazem) and Faraji (head of prison’s intelligence).

The youths were transferred on Wednesday, Jan. 19th, from saloon 12 of ward 4 to ward 3 and were kept in a cold corridor. They are between16 and 20 years old, and they are kept amongst prisoners more than 40 years old. There are reports of sexual abuse of these youths already.

Filed under: gohardasht, Hossein Khezri, iran election, Iran News, Iranian protests, IRGC, revolution, ایران iran,

تماشای بازی قوتبال؛ ورود زنان به سینما هم ممنوع شد / Iranian women banned from viewing football matches in public theatres

Scroll down for English…

سایت خبرآنلاین: پردیس های سینمایی از پذیرش خانم‌های تماشاگر مسابقات فوتبال منع شدند.

پخش مسابقات فوتبال که با نمایش مسابقات جام جهانی 2010 در پردیس های سینمایی تهران از جمله ملت و آزادی آغاز شده بود این روزها با نمایش مسابقات جام ملت های آسیا ادامه پیدا کرده است.

طرح نمایش مسابقات فوتبال در سالن سینما که به استبقال گسترده مخاطبان سینما و فوتبال روبرو شده بود، به دستور اداره اماکن با تغییراتی روبرو شده است.

اداره اماکن در تازه ترین دستور برای پخش مسابقات فوتبال جام ملت​های آسیا ورورد زنان را به سالن سینما ممنوع کرده تا به این ترتیب ممنوعیت تماشای فوتبال که برای زنان در ورزشگاه‌ها اعمال می​شد، به سالن​های سینما هم راه یابد.

این تصمیم بعد از بازی فوتبال ایران و امارات اتخاذ شد. علاقمندان به تماشای فوتبال این بازی را عصر روز چهار شنبه در سه پردیس سینمایی ملت، زندگی و آزادی دیدند.

به این ترتیب در بازی آینده تیم ملی ایران که روز شنبه دوم بهمن مقابل کره جنوبی خواهد بود، پردیس‌های سینمایی امکان پذیرش تماشاگران زن را نخواهند داشت

Iranian authorities have forbidden women from viewing football matches in public screening rooms. Khabar on line reports that Iranian public theatres are to refuse women patrons from attending public screenings of football matches from now on.

The decision was taken after football enthusiasts watched Iranian national team triumph over UAE in yesterday’s Asian Cup games in three theatres of Mellat Cinema.

Women who are already forbidden from watching the games in stadiums, will now also be excluded from public theatres where the games are aired.

The airing of the games in public theatres began in 2010 which hasgained great public demand with the start of the Asian Cup games in Qatar.

In view of the new decisions, on Saturday when the Iranian national team faces South Korea in the quarter finals, women will not be allowed in the public theatres.

Iranian women activists have spoken out against the ban on women entering stadiums and they have even organized a campaign called the “Defence of women’s right to enter stadiums.”

Some ardent female fans are said to have entered stadiums in male clothing which was the subject of the award winning film “Offside” by Jafar Panahi.

Reportedly four years ago, Mahmoud Ahmadinejad proposed setting up conditions to allow women in stadiums but due to resistance from conservative members of the clergy, the proposal was abandoned.

Iran Press News

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران iran

نامه حمایت آمیز حدود هزار تن از دانشجویان پلی تکنیک از مجید توکلی / Amirkabir University Students Publish Letter of Support for Majid Tavakoli and Family

Scroll down for English translation…

جرس: در پی آزار و تهدید و فشارهای وارده از سوی نهادهای امنیتی به خانواده مجید توکلی، که منجر به درخواستِ این دانشجوی بازداشتی از مردم و رسانه ها جهت قطع ارتباط موقت با خانواده وی گردید، گروه زیادی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)، ضمن نگارش نامه ای خطاب به توکلی، از وی و خانواده اش اعلام حمایت کردند.

مجید توکلی، فعال دانشجویی زندانی، هفته گذشته طی انتشار نامه ای در محکومیت فشارهای وارده بر خانواده اش، خاطرنشان کرده بود “برای حفظ سلامت خانواده ام می خواهم تا مدتی تمامی دوستان، از دانشجویان و خبرنگاران تا فعالان سیاسی و مدنی و رهبران جنبش در ایران، از هر گونه ارتباط و به ویژه تماس و تلاش برای مصاحبه با خانواده ام خودداری نمایند .”

به گزارش منابع دانشجویی، ٩۶٣ نفر از دانشجویان پلی تکنیک با امضای نامه ای خطاب به توکلی، خاطرنشان کرده اند:

با سلام و درود فراوان به تو آزاد مرد جنبش دانشجویی

ما حدود هزار نفر از دانشجویان امیر کبیر بر آن شدیم تا با نوشتن نامه ای پیرامون مسائل پیش آمده برای شما و خانواده گرامیت حمایت همه جانبه خودمان را از شرف جنبش دانشجویی ،افتخار پلی تکنیک و اسطوره مردم ایران عرض کنیم.

مجید عزیز ما طبق خواسته تو رابطمه هان را با خانواده ات کم کردیم و می خواهیم از تو که بدانی که تک تک نوشته هایت که از زندان می رسد برایمان با ارزش و مهم است.

مجید عزیزمان همه ما با تو و خانواده ات هستیم و همراه تو.آنها خواستند صدایت را خفه کنند اما تو با روح بزرگت و پایداری بر خواسته ات،صدایت را بار دیگر تبدیل به فریاد کردی و این حرمت شکنان را زیر سوال بردی…..و این را بدان که همه ما صدای تو و خانواده رنج کشیده ات هستیم؛و در هر کجای این زمین که باشیم با تو عهد بستیم که آهسته و پیوسته تا آزادی شما قهرمانان و ایرانی‌ سبز و آباد در کنارتان باشیم.

شاید به گوشت رسیده باشد که دانشجویان پلی تکنیک به پاس بزرگ مردی هایت پارکی را در دانشگاه بنام تو نهادند.

این نامه با توجه به شرایط خاص فقط به امضای ٩۶٣ نفر از دانشجویان پلی تکنیک رسید که به علت بگیر و ببند های دانشگاه از انتشار اسامی معذوریم ولی آن را برای مجید بایگانی کرده ایم. امیدواریم فراز هایی ازین نامه به گوشت رسیده باشد مجید استوار.

در پایان از گروه ها و تشکل های دانشجویی و دانشجویان عزیزمان در سراسر ایران و جهان درخواست واکنش به ظلم وارده به مجید توکلی و خانواده محترمش را داریم.

ما همدل و همجنس و همآواز مجیدیم

ای شام سیه ما فلق صبح سپیدیم

دی ماه 1389

دانشجویان سبز دانشگاه امیر کبیر (پلی تکنیک تهران)

January 19, 2011 – In a letter addressed to jailed student activist Majid Tavakoli, a large number of students at Amirkabir University (Tehran Polytechnic) expressed their strong support for the Tavakoli  family. The letter was written in the wake of recent pressures and threats by security forces on the Tavakoli family that led Majid Tavakoli to write a letter from prison requesting that people, in particular media outlets, refrain from temporarily contacting his family.

Majid Tavakoli wrote in his letter:

In an effort to protect my family and their wellbeing, I request that all friends, students, journalists, political and social activists, and leaders of the Green Movement to refrain from contacting or interviewing my family for the time being.

According to sources, the content of the letter addressed to Majid Tavakoli, signed by 963 students, reads:

With greetings to the symbol of seeking freedom for the student movement,

In the wake of recent [incidents] endured by your dear family, we,  nearly 1000 Amirkabir University students have taken it upon ourselves to write this letter on behalf of the Student Movement in order to express our deepest support for Majid, the pride of Amirkabir University and a hero of Iran.

Dear Majid, as per your request, although we have reduced our contact with your family, we want you to know that every single one of your statements from prison is of great importance and significance to us.

Dear Majid, we stand with you and your family. Although they seek to silence your voice, the strength of your character and perseverance has once more transformed into a roar of protests that question those who have no regard for honour. It goes without saying that you are not alone. We are the voice of you and your family. No matter where we [live around the world]  and regardless of how long it takes, we pledge our allegiance to be by your side until the day our heroes are released [from prison] and we are together in a Green and prosperous Iran.

We hope that you heard Amirkabir University students named a park after you, in your honour.

Due to the extenuating circumstances, this letter was only signed by 963 students at Amirkabir University. In addition, as a result of the recent university attacks and arrests, the names of the signatories have not been published and will be archived for Majid Tavakoli. Our only hope is that Majid hears about this letter and its content.

We request that all the beloved students and student organizations around the country and the world condemn the injustices against Majid Tavakoli and his honourable family.

We are all Majid Tavakoli. We feel his pain and will continue to be his voice.

January 2011

Green Students of Amirkabir University (Tehran Polytechnic)
  

Persian Report by Jaras

Translation by Banooye Sabz | Edited by Persian2English.com

 

Filed under: amir Kabir University, iran election, Iran News, Iranian protests, Iranian University Protests, Majid Tavakoli, revolution, ایران iran

Basij Force Infiltrated by Anti-Revolutionaries

Ever since protesters were brutally suppressed in Iran because of the demonstrations against the results of the 2009 presidential elections, discontent among the various layers of the military and police personnel regarding the deployment of the forces against protesting civilians has been on the rise. High-ranking commanders of these forces have become highly suspicious of the spread of such negative sentiments even among the voluntary paramilitary Basij force. Recently this sense of suspicion has been expressed by various news sites affiliated with the IRGC and Basij. Internal bulletin boards for political officers of the Pasdaran Revolutionary Guards (IRGC) have warned of “the infiltration of Basij centers by anti-revolutionaries” and have stated that “just recently anti-revolutionary groups had ordered their followers to enroll at and infiltrate Basij compounds, and receive Basij active force ID cards.”

Officials in charge of the “Analysis and Justification Office of IRGC” have linked this announcement to the activities of “a terrorist group in the west of the country” and have explained the reason behind this alleged infiltration as a way “not to be identified when going about their missions of causing terror and destruction”. But such warnings have been reiterated time and time again by high commanders of IRGC and Basij, several extremist clerics and even the supreme leader ayatollah Khamenei. 

On November 25th last year ayatollah Khamenei dedicated a main part of a speech he delivered to the IRGC and Basij personnel to the provision of political advice and guidance. Referring to the protests of 2009 regarding the presidential elections, he called the events “a complex sedition” and added, “During those events, the agitators ignored the interests of the country in order to rise to power and they turned their back to the clear path of truth in such a way that the number one enemies of the nation rejoiced at their deeds and supported them. Some just didn’t and still don’t see the clear path of truth, however some others do recognize the truth but due to their indulgence in egoistic desires don’t want to heed to their reckoning.” During the same speech ayatollah Khamenei praised the Basij force but emphasized, “To remain a Basiji persevere in this path is even more important, and this requires constant meditation and self-discipline”. Those messages of the ayatollah also implicitly conveyed his sense of discontent at some of the Basij and IRGC personnel, a sense that had been expressed more clearly by the IRGC commander Hossein Hamedani earlier.

Earlier, during an interview with Khabar Online on October 2nd 2010, the commander of Mohammad Rasool-allah IRGC force was asked if in facing last year’s protests “those forces responsible to maintain security responded inadequately or acted in a way that the image of Basij was tarnished or misrepresented?” The commander replied in words that clarify its role in the eyes of its commanders: “What do we need the Basij for? Do we need the Basij for its own sake or for the sake of the revolution? We don’t need Basij if it is to remain inactive when the regime is under attack”.

Roozonline

Filed under: Iran News

صدای شهید حسین خضری چند روز قبل از اعدام از زندان ارومیه / Hossein Khezri speaks about his charges and torture by the Iranian Regime just days before his execution

وی مورخ 10 مرداد ماه سال 87 در شهرستان کرمانشاه توسط
نیروهای سپاه نبی اکرم آن شهرستان بازداشت و پس از 49 روز تحمل شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته و در 28 شهریور ه…مان سال به بازداشتگاه سپاه المهدی ارومیه منتقل شد و پس از ضرب و شتم و بدرفتاری های صورت گرفته در این دو بازداشتگاه متعلق به سپاه تحویل اداره کل اطلاعات استان آذربایجان غربی شده است.

سپس در 21 اردی بهشت سال گذشته در یک دادگاه 10 دقیقه ای محاکمه و به اعدام محکوم شد.

خبرگزاری هرانا در آبان ماه سالجاری از قریب الوقوع بودن حکم اعدام این زندانی خبر داد و افزود: دیوان عالی کشور در نامه ای به شعبه 9 اجرای احکام دادگاه انقلاب ارومیه خواهان اجرای حکم اعدام حسین خضری شده است.

شعبه 9 اجرای احکام دادگاه ارومیه جهت اجرای حکم، پرونده این زندانی را به دادستان استان ارسال کرده است که در صورت موافقت دادستانی اجرای حکم اعدام حسین خضری قریب الوقوع خواهد بود.

برادر حسین خضری در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: روز گذشته (چهارشنبه،15 دی ماه) مسئولان فضای ملاقات را طوری تدارک دیده بودند که گویی آخرین ملاقات ما با حسین هست. آن ها حتی گفتند که ما حسین را به مکان دیگری منتقل می کنیم و شما دیگر او را نخواهید دید.

Filed under: Hossein Khezri, iran election, Iran News, ایران iran

پاسخ صریح حجت‌الاسلام سید علی خمینی به دروغ‌پراکنی‌ها / Grandson of Khomeini denies attending pro-government gathering or conducting interviews with pro-government websites

Seyyed Ali Khomeini – Grandson of Ayatollah Khomeini (late founder of Islamic Republic) – in an interview with Jamaran (official website reflecting the news regarding late Ayatollah Khomeini and his family) strongly denied the false reports by pro-government propaganda claiming that he attended a pro-government gathering; he also denied conducting any interviews with pro-government websites.

چکیده :احساس می کردم همان تکذیب دفتر امام که به هر حال ارزشمندترین مرجع خبری نسبت به کل خانواده امام و مسایل مربوط به امام هست کافی است و نیازی نیست که من شخصا خودم تکذیب کنم و مصاحبه کنم. من سعادت حضور در مراسم مهدیه در روز 9 دی را نداشته ام و همچنین با سایتی هم در این زمینه مصاحبه نکرده ام و همان خبری که دفتر [امام] منتشر کرده اند، حجیتش کافی بود. ان‌شاءالله دیگر ادامه پیدا نمی کند و حق شکایت را ما بر ای خودمان قائلیم اگر این مسئله ادامه پیدا کند، ان‌شاءالله که دیگر ادامه پیدا نمی کند و این مساله تمام می شود. امیدوارم این صحبت من فصل الخطابی باشد بر…

حجت الاسلام و المسلمین سید علی خمینی، نوه امام راحل، بالاخره سکوت خود را شکست و در مصاحبه با پایگاه اطلاع رسانی جماران، وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، دروغ‌پراکنی‌های سایت‌های حامی دولت را به صراحت تکذیب کرد.

به گزارش کلمه، وی در این مصاحبه ضمن تصریح به اینکه برخلاف ادعای سایت‌های اقتدارگرا در مراسم ۹ دی در مهدیه تهران حضور نداشته و با هیچ‌کدام از این سایت‌ها نیز مصاحبه نکرده، ابراز امیدواری کرد که این شایعات ادامه پیدا نکند و در عین حال تاکید کرد که حق شکایت را برای خود و دفتر امام محفوظ می‌داند.

واکنش نوه امام به خبرسازی سایت مشرق در خصوص حضور ایشان در مراسم ۹ دی در مهدیه تهران و بازنشر آن در رسانه‌ها و مطبوعات وابسته به دولت است. هرچند این خبر به سرعت از سوی مسئولان دفتر امام و نزدیکان خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی تکذیب شد، اما سایت‌ها مدعی اصولگرایی همچنان بر این خبر دروغین اصرار کردند تا هم اکنون نوه امام وادار به تکذیب مستقیم رسانه‌ای شده است.

نوه امام خمینی (ره) درباره علت سکوت خود در چند روز گذشته نیز گفت که پاسخ مسئولان دفتر امام را کافی می‌دانسته و “حجیتش کافی” بوده است. سید علی خمینی همچنین از راه‌اندازی سایت حجت‌الاسلام سید حسن خمینی در آینده نزدیک خبر داده است.

سایت جماران در این باره نوشت: حجت الاسلام و المسلمین سید علی خمینی، نوه محبوب امام در گفت‌و‌گوی اختصاصی با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، ضمن اعلان راه اندازی قریب الوقوع سایت شخصی حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی با اشراف و نظارت ایشان، درباره خبر جعلی شرکت خویش در برنامه‌ی ۹ دی مهدیه تهران نیز، با صراحت موضع خود را بیان نمود. مشروح این گفت و گو بدین قرار است:

اطلاع یافتیم که با اشراف و نظارت جنابعالی سایت اینترنتی با نام «یادگار امام» که به ارائه آثار و دروس علمی و اندیشه و آرای اخوی بزرگتان، حجت الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی اختصاص دارد، به زودی راه اندازی می شود، با توجه به جایگاه ایشان به عنوان یادگار امام و متولی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(س) و آستان مطهر امام خمینی در جامعه و حضور فعال ایشان در حوزه علمیه قم طبعا این خبر مورد توجه و استقبال دوستان امام و خصوصا حوزویان، قرار خواهد گرفت، اگر ممکن است، درباره علت این اقدام و رویکرد سایت مذکور و محتوای سایت توضیح دهید.

سالهاست که ضمن شرکت در دروس علما و بزرگان حوزه، در جلسات درس اخوی شرکت دارم. با توجه به نکات ارزنده ای که درمباحث مختلف جلسات درس ایشان مطرح می شود و خصوصا مبنای تدریس ایشان که عمدتا بر تبیین مبانی فقهی و اصولی حضرت امام خمینی(س) متمرکز می باشد، بنا به اصرار شاگردان ایشان انتشار این دروس را برای استفاده بیشتر طلاب محترم و علاقه‌مندان به علوم اسلامی مفید یافتم. سایتی که به زودی و در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی راه اندازی می شود، رویکرد به وجهه حوزوی یادگار امام دارد.

مطالب سایت شامل چه بخشهایی است؟

بخش ها و مطالب مختلفی دارد از جمله:

– بخش مروبط به درس خارج ایشان، شامل تقریرات عربی درس خارج ایشان (به قلم اینجانب)، درسنامه ها، نسخه تصویری و صوتی درسها و نسخه پاورپوینت‌های ارائه شده در جلسات درس خارج ایشان.
– بخش مربوط به آثار و تالیفات که شامل کتابها ومقالات علمی ایشان می شود.
– بخش مربوط به درسهای رسائل، مکاسب، کفایه (شامل نسخه صوتی سالهای تدریس دروس سطح حوزه توسط یادگارامام)
– بخش مربوط به درس منظومه و شرح منظومه ایشان (شامل نسخه صوتی دوره کامل منظومه)
– بخشهای جانبی (همانند گالری عکس، سئوالات و پاسخها)

اگر اجازه دهید سئوال دیگری که در روزهای گذشته به طور وسیعی در رسانه ها و مطبوعات بازتاب داشته است مطرح کنیم و آن ماجرای حضور یا عدم حضور شما در برنامه ۹ دی سال جاری در مهدیه تهران می باشد که پس از اعلان خبر در یکی از سایتها مبنی بر مصاحبه ای با جنابعالی که حاکی از شرکت شما در این مراسم بود، بلافاصله این خبر از سوی دفتر حضرت امام تکذیب شد. علیرغم این تکذیب، اصرار برخی رسانه ها برانجام مصاحبه و شرکت شما در مراسم، بر دامنه ابهامات افزوده است. این گفت و گو فرصتی مناسب است تا از زبان خود شما مستقیما در این باره واقعیت را جویا شویم.

بله، متاسفانه این خبرها را شنیده ام و مربوط به شیوع خبر دروغ در جامعه است و احساس می کردم همان تکذیب دفتر امام که به هر حال ارزشمندترین مرجع خبری نسبت به کل خانواده امام و مسایل مربوط به امام هست کافی است و نیازی نیست که من شخصا خودم تکذیب کنم و مصاحبه کنم. البته چه تلفنی و چه شفاهی آقایانی که صحبت داشتند، من عرض کردم، من سعادت حضور در مراسم مهدیه در روز ۹ دی را نداشته ام و همچنین با سایتی هم در این زمینه مصاحبه نکرده ام و همان خبری که دفتر [امام] منتشر کرده اند، حجیتش کافی بود. در واقع فکر می کنم کفایت می کند، این مصاحبه هم اولین مصاحبه است. امیدوارم دوستانی که این خبر را منتشر کرده اند، توجه داشته باشند که چه رفتن من و چه نرفتن من نمی تواند مورد تحلیل قرار بگیرد و ان‌شاءالله آقای انصاری هم در این زمینه (۱) بررسی می کنند. ان‌شاءالله دیگر ادامه پیدا نمی کند و حق شکایت را ما برای خودمان قائلیم اگر این مسئله ادامه پیدا کند، ان‌شاءالله که دیگر ادامه پیدا نمی کند و این مساله تمام می شود. امیدوارم این صحبت من فصل الخطابی باشد بر جریانات.

پی نوشت :
۱- منظور پیگیری شکایت جعل و انتشار خبر مذکور است.

//

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, Khomeini, revolution, ایران iran,

كروبي:عملکرد انسانها مهم است ،عمامه يا تاج ملاک نیست/Karroubi: One’s actions matter, wearing a turban or crown is not a criterion

 Scroll down for English summary…

مهدي كروبي در مصاحبه اي به تهمت زني و افترا پراكني نيروهاي جريان حاكم در خصوص ادعاي سابقه 20ساله به اصطلاح فتنه  پاسخ داد. به گزارش خبرنگار سحام نيوز، مهدي كروبي در ابتداي اين مصاحبه در پاسخ به پرسش ” اگر آقايان می دانستند که مقدمات به تعبير آنها فتنه از 20 سال قبل بسترسازی شده چرا در طی این سالها حرفی از فتنه نبود و چرا جلوی پیشرفت آن را نگرفتند؟” گفت” در سالهای گذشته ناکارآمدی و کوتاهی ها را به رژیم فاسد شاه استناد می کردند و حالا سرمایه ای همچون آمریکا و اسرائیل بدست آوردند تا تخلفات، اشتباه ها و کم کاریها را از توطئه های آنها بدانند و دائم از واژه های جنگ نرم، محارب، ستون پنجم ، بی بصیرت، مردود، مفسد و وطن فروش  در سخنرانی هایشان استفاده کنند.ا

مهدي كروبي در ادامه توضيح سير تاريخي اين 20 سال از تغييرات خاص در قانون اساسي نام برد و افزود: در اثناء بازنگری قانون اساسی به اختیارات رهبری اضافه شد و همچنین مسئول اجرایی نیز تغییر کرد و همه چیز در اختیار این دو بزرگوار بود. آیت الله خامنه ای در بسياري بخش ها و آقای هاشمی کابینه نسبتاً جدیدی را تشکیل داد و یک بخشی از نیروها را کنار گذاشت.  پس از 8 سال دولت سازندگی به مدیریت آقای هاشمی با توجه به جایگاه خاص ایشان رهبری در انتخابات 76رياست جمهوري، در کنار صندوق رأی فرمود کسی برای من هاشمی نمی شود” . ” سال 76 دولت اصلاحات با تعداد آراء زیاد که آقای خامنه ای آن را حماسه خواندند شکل گرفت.” ” سال 84 دولت آقاي احمدي نژاد مستقر شد و رهبری نیز فرمود كه این دولت از نظر فکری به من نزدیکتر است. اما اينبار جریانی به روی کار آمد که با انحصارطلبی و تنگ نظری و اقتدارگرایی شروع کردند به حذف دیگران تا همه چیز در اختیار خودشان باشد”ا

آقاي كروبي در پاسخ به پرسش “نوع تغيير و تحولات مدیریتی بعد از رحلت امام” فرمودند: یک هفته به حرمت فوت امام بازنگری تعطیل شد و بعد که مجدداً شروع کردیم متوجه شدیم که یک مرتبه همه چیز عوض شده. بيكباره ظرف يكهفته برخي افراد ولايتشان قوي شد و اصرار داشتند که بر اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی اضافه شود!  مهدي كروبي به وضعيت جريان خط امام و فشارهاي وارده بر آن جريان در آن زمان پرداخت و ادامه داد: “شروع کردند به آزار دادن و محدود کردن جریان خط امام، که می خواستند آن را حذف کنند.”ا

دبيركل حزب اعتماد ملي در خصوص دادن مقامي روحاني و غير زميني به دولت ها عنوان نمود: در زمان دولت سازندگی روزی از رادیو، حين برگزاري نماز جمعه تهران شعار می دادند که مخالفت با هاشمی مخالفت با پیغمبر است. روزی که با رهبری ديدار داشتم با ایشان این موضوع را مطرح کردم. البته ما آن موقع این پیش بینی ها را نمی کردیم كه روزی را می بینیم که دولت مستقر مدیریت کشور و هدفمند کردن یارانه ها و غيره را را به مدیریت مستقیم امام زمان (که از نظر فيزيكي از نظرها غائب هستند تا هم پاسخگو باشند و هم از خودشان دفاع كنند) ارتباط می دهد!ا

مهدي كروبي در خصوص صحبت هاي اخير جنتي از تريبون نمازجمعه گفت: وقتی من حرف های ایشان را می شنوم یاد حرفهای شاه می افتم. آقای جنتی با بیان این صحبت ها ادعای اعلیحضرتی شاه را دارد که به جای تاج، عمامه بر سر دارد. عملکرد انسانها مهم است و الّا عمامه با تاج، کت و شلوار با قبا و لبّاده که ملاک نیست! حداقل شاه دین مردم را ابزار صحبت های خود نمی کرد ولی متاسفانه ایشان با لباس روحانیت و از جایگاه نماز جمعه دستور می دهند! آیا اینچنین با تغییر رژیم فاسد به جمهوری اسلامی می خواستند به مردم خدمت کنند؟ در صورتی که بنیانگذار انقلاب می فرمودند مردم ولی نعمت ما هستند و باید به آنها خدمت کرد حتی در واکنش به رهبر خطاب کردنشان نیز می گفتند بنده خدمتگزار مردم هستم.ا

در پايان اين مصاحبه مهدي كروبي با نتيجه گيري از بيان مسائل فوق افزود:عملكرد و مديريت 20ساله است كه كار كشور را به اينجا رسانده است. متاسفانه آقايان فكر كردند با امنيتي كردن جامعه و بستن روزنامه ها و زندان كردن دانشجويان و خبرنگاران و بازنشستگي اجباري اساتيد و زنداني نمودن فعالين سياسي مدني و حقوق بشر و وارد كردن نظاميان به انتخابات و فضاي سياسي كشور مي توانند مملكت را اداره كنند. همه اين روش ها و سركوب ها و ايستادن در مقابل راي و نظر مردم و ناديده گرفتن حقوق بر حق آنان باعث شد كه در سال88 اين جنبش اعتراضي راه بيافتد و مردم براي  مطالبه حقوق خود خون دادند ، به زندان رفتند و هزينه دادند تا نگذارند انقلابي را كه برايش مبارزه كردند، به آساني از مسير خود خارج گردد.اين مديريت شما بود كه اين اتفاق را رقم زد. شماها به دنبال امنيتي نمودن فضاي جامعه هستيد. گويا از اين فضا بهره اي خاص ميبريد. مشكل در انحصار طلبيست و در تنگ نظري. جرياني كه با عملكرد بد خود فشار شديدي را به مردم وارد مي كند و بار اين سوء مديريت بر روي دوش مردمي است كه از فشارهاي اقتصادي، بيكاري و تورم در تنگنا هستند. به اميد روزي كه با ديدي مثبت و بدور از انحصار طلبي و صرفا براي مردم و رفاه آنان در راه سياست و حكومت قدم برداريم. با امید خدا و پشتیبانی مردم از این مشکلات نیز عبور خواهیم کرد.ا

متن كامل اين مصاحبه در ادامه آمده است:ا

جناب آقای کروبی همان طور که مستحضرید مدتهاست چهره هایی از روحانیون، ائمه جمعه و اصولگرایان شروع حوادث سال گذشته یا به تعبیر آنها فتنه 88 را از 20 سال قبل می دانند، حال جای بسی سوال است که آنها با بیان این صحبت ها اگر می دانستند که مقدمات آن از 20 سال قبل بسترسازی شده چرا در طی این سالها حرفی از فتنه نبود و چرا جلوی پیشرفت آن را نگرفتند؟

بله سوال بسیار مهمی است و توضیح مفصلی هم لازم دارد ولو اینکه تاریخ 20 ساله نیز بررسی شود. هرچند برای بنده خوشایند نبود که وارد این بحث شوم ولی عملکرد بعضی از آقایان و صحبت های بعضی از ائمه جمعه، روحانیون و برخی از شخصیت های سیاسی و نظامی که مدعی هستند مقدمات حوادث سال گذشته از 20 سال قبل شروع و کارهای فکری و مادی آن دارای برنامه ریزی های دراز مدت بود و نتیجه 20 سال عقده گشایی علیه ارزش های انقلاب اسلامی بود. ما را وادار به بحث می کند.ا

می بینیم که مرتب می گویند این فتنه از 20 سال پیش شروع شده و دائم به موساد و سیا ارتباط می دهند، در سالهای گذشته ناکارآمدی و کوتاهی ها را به رژیم فاسد شاه استناد می کردند و حالا سرمایه ای همچون آمریکا و اسرائیل بدست آوردند تا تخلفات، اشتباه ها و کم کاریها را از توطئه های آنها بدانند و دائم از واژه های جنگ نرم، محارب، ستون پنجم ، بی بصیرت،فتنه گر، مردود، مفسد و وطن فروش در سخنرانی هایشان استفاده کنند. لذا توضیح بدهند چه موانعی بوده که آنها نمی توانستند جلوی ایجاد به تعبیر خود فتنه را بگیرند و تنها در صحبت هایشان می گویند از 20 سال قبل شروع شده اما ادله ای برای اثبات صحبت هایشان ندارند که این خطا از کجا نشئت گرفته؟ ازدولت، قوه قضائیه، مجلس و يا زیر مجموعه تشکیلات رهبری!؟ اگر استدلالی دارند بگویند تا برای اذهان ملت نیز روشن شود چرا که برای من و دیگران هم جای سوال است که در مدیریت 20ساله کشور چه غفلتی پيش آمده است؟ در صورتی که نیروهای مسلح، مقامات امنیتی، قضایی، ارشاد و تبلیغات همه در یک سمت و سو حرکت می کردند.ا

اما بنده با استدلالهایی که دارم می گویم انحصارطلبی، تنگ نظری و حذف مجموعه ای از نیروها و جریان های فکری موثر در 20 سال گذشته منجر به پیامدهایی شد که اولاً مردم در سال 76 با آراء خود حماسه ای را آفریدند تا سرنوشت خود را تغییر دهند ثانیاً مردم در سال 88 متوجه شدند که دیگر حکومت به رأی آنها توجهی نمی کند و چنین انفجاری رخ داد که به خیابانها آمدند و اعتراضاتشان به صورت جنبش عظیم و خودجوشی شکل گرفت. چه بسا طبیعی است که در جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب همواره توطئه و کارشکنی هایی مانند ترور شخصیت ها و بزرگان، انفجار نخست وزیری، قیام مسلحانه گروههای التقاطی و غیر التقاطی، کودتای نافرجام 59، جنگ تحمیلی 8 ساله، فشارها و تحریم های اقتصادی و حوادث دیگر وجود داشت که با خط مشی و مدیریت دوران 10 ساله بنیانگذار انقلاب با موفقیت از آن عبور کردیم ولی تقریباً زندگی مردم عادی بود و یک روز هم تعطیل نشد حتی مجلس.ا

20 سال پیش از اتفاقات 88 ،یعنی سال 68، امام رحلت کردند و جانشین او توسط خبرگان انتخاب شد . ما در اثناء بازنگری قانون اساسی بودیم و خوشبختانه توسط امام مواردی از بازنگری مشخص شده بود. اما بعداً با تغییری که در قانون اساسی بوجود آمد به اختیارات رهبری اضافه شد و همچنین مسئول اجرایی نیز تغییر کرد و همه چیز در اختیار این دو بزرگوار بود که دارای سوابق رفاقت و همکاری های طولانی نیز بودند. آیت الله خامنه ای در نیروهای مسلح، قوه قضائیه، شورای نگهبان، مجمع تشخیص، شورای انقلاب فرهنگي و بنیاد مستضعفان همه گونه تغییر و تحولی که صلاح می دانست انجام داد و از آن طرف هم نخست وزیری و ریاست جمهوری ادغام شد و آقای هاشمی کابینه نسبتاً جدیدی را تشکیل داد و یک بخشی از نیروها را کنار گذاشت و وزارتخانه های مهمی مثل اطلاعات، کشور و غيره تغییر کرد، البته شاکله آن بهم نخورد و تلفیقی از نیروها وجود داشت که پس از 8 سال دولت سازندگی به مدیریت آقای هاشمی با توجه به جایگاه خاص ایشان رهبری در انتخابات 76رياست جمهوري، در کنار صندوق رأی فرمود کسی برای من هاشمی نمی شود.(نقل به مضمون)ا

سال 76 دولت اصلاحات با تعداد آراء زیاد که آقای خامنه ای آن را حماسه خواندند شکل گرفت. آقای خاتمی چهره ي ارزشمندي بود كه توده مردم ایشان را نمی شناختند، ایشان در وزارت فرهنگ و ارشاد بیشتر با هنرمندان و فرهنگیان و روزنامه نگاران ارتباط داشتند که بعد از پست وزارت، 5 سال نیز رئیس کتابخانه ملی بودند اما مردم آمدند و به ایشان رأی دادند با اینکه رقباي ايشان چهره هاي شناخته شده اي بودند؛لذا برخي دوستان می گفتند كه از اين آراء؛ 8 میلیون رأی برای جريان ما بوده و 12 میلیون برای نه گفتن به عملكرد 8سال گذشته! ما هم در 4 انتخابات پشت سر هم سال 76 و 80 ریاست جمهوری، سال 77 شوراها، سال 78 مجلس ششم پیروز شدیم.ا

سال 84 این دولت مستقر شد و رهبری نیز فرمود كه این دولت از نظر فکری به من نزدیکتر است. در آن سال با حذف یک پارچه و بي سابقه نیروها مواجه شدیم و کابینه یک دستی را برای خودشان ایجاد کردند، البته ناگفته نماند که انتخاب و حذف نیروها از اختیارات دولت مستقر بود و ما گله ای از این کار نداریم.ا

اما جریانی به روی کار آمد که با انحصارطلبی و تنگ نظری و اقتدارگرایی شروع کردند به حذف دیگران تا همه چیز در اختیار خودشان باشد، برای عده ای هم محدودیت هایی بوجود آوردند که طبیعی است آنها هم عکس العمل نشان دادند که زمینه برای اعتراض مردم در انتخابات این چنین ظهور کرد. انحصار طلبی و جاه طلبی آنها موجب شد تا عده ای فرصت طلب و ناخالص بر آنها نفوذ و سوار بر کار شوند و از نفوذشان بر علیه دیگران استفاده کنند.ا

جناب آقای کروبی شما در خلال صحبت هایتان به تغییرات مدیریتی بعد از رحلت امام اشاره داشتید و اینکه شخصیتهایی را حذف کردند و عده ای هم از نفوذشان بر علیه دیگران استفاده می کردند، خواهش می کنم راجع یه این موضوع و اینکه چه اشخاصی را حذف می کردند توضیحات کاملتری برای مردم عزیزمان داشته باشید؟

در ابتدا این نکته را بگویم که اتفاقات و تغییرات مدیریتی پس از رحلت امام نیاز به توضیح مفصلی دارد که انشاءالله در آینده باید به آن پرداخت، من در این فرصت به صورت فشرده و خلاصه 20 سال گذشته را بررسی می کنم.ا

یک هفته به حرمت فوت امام بازنگری تعطیل شد و بعد که مجدداً شروع کردیم متوجه شدیم که یک مرتبه همه چیز عوض شده، عده ای که بر اختيارات ولایت فقیه اشکال می گرفتند، نق می زدند؛فرمان ارشادی و مولوی را مطرح مي كردند. بيكباره ظرف يكهفته ولايتشان قوي شد و اصرار داشتند که بر اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی اضافه شود لذا متوجه شدیم که این فضای یک هفته قبل برای ولایت فقیهی که بنیانگذار و خالق نظام و رهبر انقلاب بوده دیگر نیست که البته فقط در بعضی موارد موفق شدند که این موضوع نکات بسیار مهمی در بر دارد که نمی خواهم وارد این بحث شوم.ا

دومین مسئله اینکه شروع کردند به آزار دادن و محدود کردن جریان خط امام، که می خواستند آن را حذف کنند. آقای هاشمی پس از اينكه برای ریاست جمهوری انتخاب شدند برخي از وزرا را كنار گذاشتند و حتی بعضی از آنها که 10 تا 12 روز به پایان کارشان مانده بود در مجلس استیضاح كردند. در واقع می خواستند با استیضاح و عدم راي اعتماد؛ به آنها از نظر حیثیتی آسیب بزنند تا در آینده، قدرت نفوذ در سیاست را نداشته باشند. در آن زمان تنها جایی که تغییر نکرد مجلس بود و حالا می خواستند مجلس را نيز زیر فشار بگذارند. لذا به صورت وحشتناک شروع کردند به فضا سازی بر علیه بعضی از افراد و بتدریج درگیری هایی هم در مجلس شروع شد. و چون بنده هم رئیس مجلس بودم از شرح آن در این فرصت خودداری می کنم که آن نیاز به توضیحات مبسوطی دارد.ا

یک سال پس از رحلت امام و آن تغییر و تحولات، انتخابات مجلس خبرگان دوم باید انجام می شد که همه چیز بر اساس اصل 108 قانون اساسی با خود خبرگان است و مقدمات انتخابات سال 69 با چند نکته عجیب همراه بود. نکته اول اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب همه جلسات مثل تدوین و بازنگري قانون اساسی، قرائت وصیت نامه امام (ره)، انتخاب رهبری و جلسات سالیانه خبرگان در محل مجلس شوراي اسلامي انجام می شد اما این بار که بنده رئیس مجلس بودم این جلسه آنجا تشکیل نشد حتی کارکنان مجلس هم تعجب کردند پس اولین کاری که کردند محل برگزاري جلسه را تغییر دادند لذا باعث تضعیف مجلس شدند. دومین کاری که کردند با شتاب یک طرح دو فوریتی در باب تاييد صلاحيت افراد را تصویب کردند. یعنی قبلاً بر این روال بود كه کسی که می خواست ثبت نام کند باید اساتيد حوزه آن را تائید می کردند.لذا خبرگان جلسه ای تشکیل دادند و تصویب كردند که تاييد صلاحيت افراد را بدهند به دست شورای نگهبان که این دو اشکال مهم داشت؛ اول اینکه اعضاي شورای نگهبان منصوبین خود رهبر هستند و از طرفي اعضاي خبرگان می خواهند رهبر را تعیین و نظارت بر عملكرد وي داشته باشند.ا

حالا منصوبین رهبر بخواهند اعضاي مجلس خبرگان را تائید کنند بسیار قابل دقت است. آنهم به دست شورای نگهبانی که دقیقاً دو سال قبل از آن با وزارت کشور در رابطه با انتخابات مجلس سوم کشمکش داشت. که حتي امام ناچار شد نماینده ای برای داوری تعیین کند! بعد عملاً دیدیم که شورای نگهبان برای حضور در انتخابات خبرگان امتحان گذاشت، و عده ای را که 8 سال در خبرگان بودند را نیز حذف کردند یعنی به آنها گفتند که باید در ابتدا امتحان بدهند. لذا آنها هم برای امتحان نرفتند مثل مرحوم آیت الله احسان بخش (گیلان) که می گفتند برایم شرم است که پیش شما اعضاي شوراي نگهبان امتحان بدهم و اگر راست می گویید باهم برویم به قم تا امتحان بدهیم! با همين ترفند دو برادر بزرگوار دیگر از شیراز آقایان سیدعلی اصغر و سیدعلی محمد دستغیب هم حذف شدند و همین طور آقای جمی که روحانی محترم و موجه و مبارزی بود که نقش بسیار مهمی در حفظ نیروهای رزمنده در حصر آبادان داشتند. لازم به توضیح است آیت الله العظمی صانعی نقل مي كردند که در آستانه انتخابات مجلس خبرگان 61 خدمت امام بودم که ایشان فرمودند که آقای جمی حتماً باید در انتخابات خبرگان باشد، ایشان آبادان را برای ما نگه داشتند. لذا آقاي صانعي مراتب علمي ايشان را تاييد كردند. و همچنین آیت الله خلخالی از خبرگان 61 را رد صلاحیت کردند. این اتفاق ساده ای نبود کما اینکه برخوردهایی هم شد و حوادثی پیش آمد و سردترین انتخابات را به دنبال داشت.ا

همچنین در سابق جلسات منظمی از سران سه قوه و نخست وزیر وقت جناب آقای مهندس موسوی و از طرف امام نیز حاج سید احمدآقا به عنوان نماینده حضور داشتند، تشکیل می شد ولی بعد از اینکه بنده رئیس مجلس شدم و نخست وزیری هم با ریاست جمهوری ادغام شد به مدت کوتاهی چند جلسه تشکیل شد ولی سپس تعطیل گرديد که به تعبیر مرحوم حاج احمدآقا “جلسات 2 نفره شد که به ظاهر ما نامحرم بودیم!”ا

از طرفی هم درگیری هایی در مجلس بود و فضای سنگینی از طرف صدا و سیما بوجود آمد بود. زمانی برای من آن قدر سخت شده بود که در اتمام جلسه به آقای هاشمی گفتم که نزدیک به هشت ماه به پایان مجلس مانده به حدی نمایندگان را زیر فشار می گذارند که من نگرانم روزی بیایم مطالبي را بگویم و بروم! (همان کاری که در مجلس ششم کردم). به انتخابات مجلس چهارم که نزدیک شدیم 41 نفر از یک جریان در مجلس سوم رد صلاحیت شدند عده ای بودند که 12 سال یعنی سه دوره در مجلس حضور داشتند و صلاحیت گرفته بودند مثل آیت الله بیات نائب رئیس مجلس، مرحوم آقای حائری زاده، آقای هادی غفاری و چهره هایی را رد صلاحیت کردند که بعد از آن شدند استاندار مثل آقای عابدی نماینده بهبهان، یا آقای عبدالعلی زاده بعدها به عنوان استاندار و وزیر معرفی شد. این را می خواهم بگویم که به همین سادگی افراد را رد می کردند. بخش دیگر فشار بر مجلس توسط قوه قضائيه بود كه دادگاه ویژه روحانیت به شدت فعال شد و نمایندگانی مثل حجج اسلام و آیات محترم خلخالی، بیات، حسین هاشمیان، هادی خامنه ای،محتشمی پور پشت سر هم احضار می شدند و روزگار سختي برای بنده حقیر که رئیس مجلس بودم می گذشت که خدا می داند در صورتی که بعضی از آنها در خارج از کشور عنوان داشتند كه رئیس کمیسیون يا عضو بین المجالس بوده و ممنوع الخروج شده بودند. حتی زمانی هم حجت الاسلام سید عباس موسویان را که از طرف بنده در بنیاد شهید مدیر مسئول روزنامه خراسان بود بازداشت کردند که عده ای از نمایندگان نامه نوشتند و من پيش رهبری بردم و ایشان دستور آزادیشان را داد. خلاصه چنان عدم صلاحیت و تبلیغات صدا و سیما اثر گذاشت و نیروهایی هم در این زمینه فعال بودند که یک نفر هم از جريان ما رأی نیاورد و حتی چهرۀ نام و نشان داری مثل مرحوم آقای فخرالدین حجازی که سه دوره از تهران رأی گرفته بود و در دوره اول از میان شخصیت های بزرگی همچون مرحوم بازرگان، مرحوم دکتر سحابی، آقایان معین فر ،هاشمی رفسنجانی،گلزاده غفوری، مرحوم آیت،شهید رجایی، شهید باهنر و شخص رهبری که امام جمعه تهران نیز بودند، نفر اول شد. حوادثی هم در شهرستان هایی مثل اسلامشهر، کرمانشاه، مشهد، اراک و قزوین رخ داد و نارضایتی هایی بوجود آمد و عده ای کشته شدند که حتماً آنزمان باید آسیب شناسی می شد.ا

در زمان دولت سازندگی به دليل اختلاف سليقه هايي كه ميان دولت و مجلس بود، روزی از رادیو، حين برگزاري نماز جمعه تهران شعار می دادند که “مخالفت با هاشمی مخالفت با پیغمبر است” که من از شنیدن این شعار تعجب کردم چرا که به هر حال در مدیریت و مسئولیت اجرایی کشور انتقادهایی وجود دارد و این درست نیست که رئیس قوه مجریه با پیغمبر مقایسه شود و روزی که با رهبری ديدار داشتم با ایشان این موضوع را مطرح کردم و آقای خامنه ای هم تائید کردند که گفتن این شعارها درست نیست؛ البته ما آن موقع این پیش بینی ها را نمی کردیم روزی را بینیم که دولت مستقر، مدیریت کشور و هدفمند کردن یارانه ها و غيره را به مدیریت مستقیم امام زمان (که از نظر فيزيكي از نظرها غائب هستند تا هم پاسخگو باشند و هم از خودشان دفاع كنند) ارتباط می دهد!ا

در مجلس پنجم کمی اوضاع بهتر شد ولی افرادی مثل عباس دوزدوزانی که سابقه وزارت داشت،آقای رشیدیان از تدوین کنندگان قانون اساسی، آقایان غریبانی و مختاری و … رد صلاحیت شدند اما کارگزاران وارد شدند و رأی آوردند. نفر اول برادر عزیز آقای ناطق نوری و نفر دوم خانم فائزه هاشمی انتخاب شدند و مجدداً در مرحله دوم غوغایی به پا شد که نیروهای سپاه و بسیج وارد شدند، البته من در آن دوره داوطلب نبودم اما مرتب ترویج و تبلیغ به شرکت در انتخابات می کردم و مصاحبه های زیادی با روزنامه سلام که در آن زمان فعال بود داشتم. در انتخابات مجلس پنجم فضا طوری شد که افراد را وزارت اطلاعات می خواست و آنها را تهدید می کرد که کنار بکشند. مثل برخی از کاندیداهای مشهد!ا

سال 75 بعد از شکل گیری مجلس متوجه شدم دیگر مردم متوجه خيلي قضايا شدند. به این نتیجه رسیدیم که باید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنیم.ا

بنابراین من می گویم تنگ نظری، انحصارطلبی، قدرت طلبی، برای رأی مردم ارزش قائل نشدن و آنها را خس و خاشاک نامیدن باعث اعتراضات شد و فتنه ای در کار نبوده است!ا

و اما آنها بر صیانت از آراء که توسط اصلاح طلبان شکل گرفت تاکید دارند که آنها این کمیته را برای ادعای تقلب در انتخابات تشکیل دادند، نظر حضرتعالی از فعالیت کمیته صیانت از آراء و اظهارات آنها در این زمینه چیست؟

در انتخابات مجلس هفتم نزدیک به 70، 80 نفر حذف شدند از جمله آقایان امینی از ممسنی، کاظمی از ملایر، قوامی از قزوین،مهرپرور از درگز، عابدی از نهبندان، علي حسيني از نهاوند و خیلی از شخصیت های دیگر! بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم که تقلب به صورت آشکار بود و نيز در انتخابات مجلس هشتم كه طوری مهندسی شده بود که چهره هایی مثل آقایان نوروززاده با 20 سال سابقه در مجلس، عباسی فرد باسابقه عضویت در شورای نگهبان، همچنین الویری شهردار تهران و بسياري افراد نام و نشاندار دیگری که حذف شدند! حتي كساني كه در مجلس هفتم تاييد شدند در مجلس هشتم رد صلاحيت شده بودند! در آن شرایط بود که من از برادر عزیزمان آقای امام جمارانی خواستم تا جلسه ای را با حضور اعضاي مجمع روحانيون مبارز و برخي دوستان هم فكر ديگر تشكيل گردد و من در آن جلسه گزارش مبسوطی را به آنها ارائه دادم؛ گفتم اگر این روال ادامه پیدا کند ما دیگر به صورت جدی مجلس نخواهیم داشت. شاید اینجا سوالی به ذهنتان برسد که چرا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم؟! پس از آن من واقعاً احساس کردم باید در انتخابات شرکت کرد و اگر طیفی از ما انتخاب شد بتوانیم این شرایط را تغییر بدهیم نه اینکه بخواهیم نظام را تغییر بدهیم ما که علاقمند به این انقلاب هستیم و همه عمرمان صرف این انقلاب شده! بنده از بانیان صیانت از آراء بودم و آقای گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی را مسئول این کار کردم. ما آمدیم كميته صیانت از آراء تشکیل دادیم تا از آراء حفاظت کنیم ولی این بار دیدیم که اینقدر مهندسی شده بود که اصلاً رأی اثر ندارد .ا

ديدگاه شما در مورد موضع گيري اخير آقاي جنتي درمورد اينكه “اصلا نيازي به حضور اين اصلاح طلبان در انتخابات نيست” چيست و آيا با اين موضع گيري ها آنهم از طرف رئيس شوراي نگهبان، ديگر در ايران انتخابات معنايي خواهد داشت؟

بله! در شورای نگهبان به جزء یک نفر، بقیه کاره ای نیستند و در جاهای حساس فقط شخص ایشان تصمیم گیری می کند. ايشان براي قوه قضائيه تعيين تكليف مي كنند و درخواست اعدام بيشتر معترضان به نتایج انتخابات رياست جمهوري را داشته و با دادن مرخصی به زندانیان سیاسی نیز مخالفت می کنند. آقاي جنتي حتي حقوق بخش زيادي از مردم ايران را ناديده مي گيرد و به جاي مردم تصميم مي گيرد و با گستاخي مي گويد: ” اصلا نیازی به حضور اين اصلاح طلبان در انتخابات نیست”، ” مردم به شما رأي نمي دهند”!ا

آقاي جنتي حتي در امور مجلس نيز دخالت مي كند و به نمایندگان می گوید که از وزرا سوال نکنید تا وقتشان گرفته نشود. مجلسی که حق تحقیق و تفحص و سوال و استيضاح دارد و کارش قانون گذاری و نظارت است. آیا این همان مجلسی است که امام فرمود در رأس امور است و مرکز همه قدرتهاست و همه باید از مصوبات آن تبعیت کنیم ؟! در مجلس هفتم نماینده ای بود که ضمن حفظ چارچوب نظام منتقد دولت بود که ایشان در جلسه ای گفت این را هم که تائید کرده ایم این طور صحبت می کند”‍! آقاي جنتي فکر می کند فقط تائید او ملاك است و بقیه حق انتخاب ندارند و نمایندگان مردم را تهدید به سکوت می کند. چرا که در آینده سرنوشت تائید آنها به دست اوست!ا

وقتی من حرف های ایشان را می شنوم یاد حرفهای شاه می افتم. مثلاً سال 54 که در کریدور زندان تلوزیون نگاه می کردم و دیدم شاه در رامسر در مورد حزب رستاخیز صحبت می کند که ما این وضع را داریم هر کسی که نمی خواهد به هر جهنم دره یا هر بهشت موعودی که می خواهد برود. من آنجا به این می اندیشیدم که خدایا چطور قدرت، یک انسان را وادار می کند تا با انسان های دیگر این طور صحبت کند؟ حالا می بینیم که آقای جنتی با بیان این صحبت ها ادعای اعليحضرتی شاه را دارد که به جای تاج، عمامه بر سر دارد و از تریبون نماز جمعه سخن می گوید. عملکرد انسانها مهم است و الّا عمامه با تاج، کت و شلوار با قبا و لبّاده که ملاک نیست! حداقل شاه دین مردم را ابزار صحبت های خود نمی کرد ولی متاسفانه ایشان با لباس روحانیت و از جایگاه نماز جمعه دستور می دهند. ایشان از طرف رهبری برای امامت جمعه منصوب شدند یا آقای احمدی نژاد؟ و به جای این که برای دیگران تعیین تکلیف کنند بايد از دولت بپرسد که:ا

ا – چرا دیوان عدالت اداری از تخلفات زیاد دولت شکایت می کند؟

ا  – چرا مجلسیان می گویند که مصوبات انجام نمی شود؟

ا  – چرا دولت نسبت به مجمع تشخیص آن طور صحبت می کند که حتی رئیس مجلس و اصولگرایان هم از این صحبت ها انتقاد می کنند؟

ا  – چرا به هشدارهای نمایندگان از عدم ارسال بودجه سالانه که از 15 آذر تا کنون هنوز انجام نشده توجهی نمی کند؟

ا  – چرا گوش به فریاد سرپرست دادسرای زمین خواران از رشد نفوذ حکومتیان و وابستگانشان نمی سپارد؟

آیا اینچنین با تغییر رژیم فاسد به جمهوری اسلامی، می خواستيم به مردم خدمت کنيم؟ در صورتی که بنیانگذار انقلاب می فرمودند “مردم ولی نعمت ما هستند و باید به آنها خدمت کرد” حتی در واکنش به “رهبر” خطاب کردنشان نیز می گفتند “بنده خدمتگزار مردم هستم”.ا

بنابراين عملكرد و مديريت 20ساله است كه كار كشور را به اينجا رسانده است. متاسفانه آقايان فكر كردند با امنيتي كردن جامعه و بستن روزنامه ها و زندان كردن دانشجويان و خبرنگاران و بازنشستگي اجباري اساتيد و زنداني نمودن فعالين سياسي مدني و حقوق بشر و وارد كردن نظاميان به انتخابات و فضاي سياسي كشور مي توانند مملكت را اداره كنند. همه اين روش ها و سركوب ها و ايستادن در مقابل راي و نظر مردم و ناديده گرفتن حقوق بر حق آنان باعث شد كه در سال88 اين جنبش اعتراضي راه بيافتد و مردم براي مطالبه حقوق خود خون دادند ، به زندان رفتند و هزينه دادند تا نگذارند انقلابي را كه برايش مبارزه كردند، به آساني از مسير خود خارج گردد.اين مديريت شما بود كه اين اتفاق را رقم زد. شماها به دنبال امنيتي نمودن فضاي جامعه هستيد. گويا از اين فضا بهره اي خاص ميبريد. مشكل در انحصار طلبيست و در تنگ نظري. جرياني كه با عملكرد بد خود فشار شديدي را به مردم وارد مي كند و بار اين سوء مديريت بر روي دوش مردمي است كه از فشارهاي اقتصادي، بيكاري و تورم در تنگنا هستند. به اميد روزي كه با ديدي مثبت و بدور از انحصار طلبي و صرفا براي مردم و رفاه آنان در راه سياست و حكومت قدم برداريم. با امید خدا و پشتیبانی مردم از این مشکلات نیز عبور خواهیم کرد.ا

منبع: سحام نیوز

Mehdi Karroubi in an interview responded to the defamations and slanders of the pro-government’s propaganda and agents regarding the accusation of a twenty year old plan for the so called “sedition” (term used by totalitarians to address the Green Movement).

According to the report by Saham News, at the beginning of the interview, and in response to the question that “if these guys (the government’s agents) knew that the bases for the sedition, as they call it, was being prepared from 20 years ago, why was there no talk of the sedition over the past years and why wasn’t it stopped from progressing?”  Mehdi Karroubi said: “In the past years, they used to link the inefficiencies and failures to the corrupt regime of the Shah (the last king who was overthrown by the Islamic Revolution) and now they have pretexts such as the conspiracies by the United States and Israel to use and cover for their violations, mistakes and ineffectiveness, and constantly use phrases like “soft” war, combatant [against God], the “fifth pillar” (spy), impercipient, failed, corrupt and traitor in their speeches.”

Regarding the recent remarks made by Ahmad Jannati – the appointed Chairman of Guardian Council and Friday Prayer Imam of Tehran – in which he said that there is no need for the participation of the reformists in the elections since people do not want them, Mehdi Karroubi said: “When I hear his remarks, I remember the Shah’s remarks. By stating these remarks, Mr. Jannati has the magisterial claim of the Shah, who instead of wearing a crown, has turban on his head.  Actions of people matter, and turban or crown, suit or cassock is not the criterion. At least the Shah was not using people’s religion for his remarks, but unfortunately, he (Jannati) is giving orders as a clergymen and from the podium of the Friday Prayer. Is this how they wanted to serve the people, by changing the corrupt regime to the Islamic Republic?”

In this interview Mehdi Karroubi stressed: “It is the performance and management of the past 20 years (since the passing of Ayatollah Khomeini) that has brought the county’s situation to this point. Unfortunately, these gentlemen thought they can rule the county by establishing a security atmosphere in the society, closing down newspapers, imprisoning students and reporters, forcing professors to retire, imprisoning political, social, and human rights activist, and bringing the armed forces to elections and the political scene of the country.

All these methods, suppressions, standing against the people’s vote and views, and ignoring their definite rights caused this opposition movement to start in 2009 (following the rigged presidential elections that brought Mahmoud Ahmadinejad to power again) and people were killed for demanding their rights; and were sent to prisons and paid the price for not letting the revolution that they had fought for easily loses its direction. It was your (the totalitarians) management that created this event. You are after establishing a police atmosphere in the society. It appears that you gain from this atmosphere. The problem is with the totalitarianism and dogmatism of a camp that, with its poor performance, is imposing severe pressure on the people and the load of this mismanagement is over the shoulders of the people who are in difficulty from financial pressures, joblessness and inflation. God willing and with people’s support, we will pass these hardships with the hope of having a day that we can have politics with a positive view, without totalitarianism and only for the sake of people and their wellbeing.”

Mousavi Facebook

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, Karroubi, revolution, ایران iran, ,

Filed under: Iran News

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 16 other followers