Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

فاطمه کروبی: مهدی کروبی برای دفاع از حقوق مردم و اصلاح انحرافِ به وجود آمده در انقلاب، آماده پرداخت هر هزینه‌ای است / Fatemeh Karroubi: “Mehdi Karroubi willing to pay any price to correct the deviation from the revolution and defend the people’s rights

Scroll down for full English translation…

Upon completion of a portion of her medical examinations, Fatemeh Karroubi once again returned to house arrest yesterday afternoon. Prior to returning home, Saham News had a brief opportunity to speak to Mrs. Karroubi regarding the conditions and challenges she and her husband Mehdi Karroubi have endured in their 71 days under house arrest. 

سحام نیوز: فاطمه کروبی عصر دیروز بعد از انجام بخشی از امور درمانی خود، به حبس خانگی بازگشت. پیش از بازگشت خانم کروبی فرصتی کوتاه برای سحام نیوز  بدست آمد تا با ایشان در ارتباط با شرایط و مشکلات 71 روز حبس و وضعیت آقای کروبی  مصاحبه ای کوتاه داشته باشیم.ا

در این مصاحبه فاطمه کروبی ابتدا به تجمع 6 شب  متوالی عده ای از اراذل و اوباش حکومتی بعد از راهپیمایی 25 بهمن ماه که در سایه حمایت های نیروهای امنیتی و نظامی به فحاشی، سلب آسایش از همسایگان در نیمه های شب، سرقت اموال نظیر دوربین های مدار بسته، تخریب منزل و نهایتا انداختن نارنجک های صوتی به منزل پرداختند. ایشان با اظهار تاسف از توسل به اوباش به جای قبول بار مسئوولیت، تحلیل برخی از مقامات امنیتی که این جماعت اوباش را  مردم خودجوش می نامند را به سخره گرفتند و تصریح کردند: « توسل به اراذل و اوباش کاری ساده برای حکومت های دیکتاتوری است و امروز می بینیم که در کشور های دیگر منطقه نیز اعمال می شود اما فراموش نکنیم  که لکه ننگ آن برای حاکمیت باقی خواهد ماند».ا

همسر مهدی کروبی همچنین در ادامه تاکید کردند: «آنان که در این ظلم ها نقش دارند و یا با سکوت خود زمینه میدان گیری این جماعت را  فراهم می کنند بدانند این امر گزینشی نخواهد بود و دیر یا زود دامن آن را خواهد گرفت».ا

در ادامه این مصاحبه از خانم کروبی درباره شرایط حبس و بازداشت پرسیدیم. در پاسخ ایشان اظهار نمودند: « تا پیش از عید شرایط بسیار سخت و و برخوردها خشن بود و اساسا من و همسرم از حقوق اولیه یک زندانی انفرادی هم برخوردار نبودیم. اما در سال جدید رویکرد دیگری حاکم شد و اوضاع حبس من و همسرم کمی بهتر گردید».ا

فاطمه کروبی تصریح کرد:«واژه حصر که در بیرون رایج است درست نیست زیرا ماموران امنیتی نه تنها تمام مجتمع مسکونی را تصرف کرده اند بلکه حتی آپارتمان مسکونی ما را نیز در اختیار دارند» .ا

ایشان تاکید کردند: « من حقوق رایج یک زندانی نظیر حق هواخوری روزانه و یا دسترسی به تلفن؛ حتی برای یکبار هم در 71 روز گذشته نداشته ام. در این باب سخن بسیار است که ان شاالله در آینده به آن خواهم پرداخت ».ا

در ارتباط با وضعیت آقای کروبی ایشان تصریح کردند: «روحیه آقای کروبی بحمد لله بسیار خوب است و همانطور که بارها خود گفته اند به مسیر خود در جهت اصلاح انحراف بوجود آمده در انقلاب و دفاع از حقوق مردم ایمان دارند و در این راه آماده پرداخت هر هزینه ای هستند».ا

خانم کروبی در پایان از محبت بی دریغ و حمایت های مردم شریف ایران در داخل و خارج از کشور  نسبت به  وی و آقایان کروبی، موسوی و خانم رهنورد  تشکر و سپاسگذاری کرد. ایشان همچنین از همسایگان که بواسطه حضور اراذل و اوباش مجبور به شنیدن عربده کشی و الفاظ کثیف و زشت در نیمه های شب  شدند، عذر خواهی و اظهار امیدواری کرد که در آینده نزدیک به جای مزدور پروری به محرومین و دردمندان  رسیدگی شود.ا

منبع: سحام نیوز

In the brief interview with Saham News, Fatemeh Karroubi once again spoke of the 6 consecutive nights after the February 14th [25 Bahman] demonstrations when a number of regime thugs and gangsters gathered outside their residential complex at midnight, engaging in shouting out vulgarities, vandalizing, destroying the closed circuit cameras, throwing sound grenades at the building and disturbing the peace of neighbors and residents, all while security forces stood by idly without interfering. Mrs. Karroubi expressed regret over the government resorting to the use of thugs rather than accepting responsibility. While rejecting claims by certain security officials that the gatherings outside her house had been spontaneous, Mrs. Karroubi reiterated: “Resorting to the use of gangsters and thugs is typical of all dictatorial regimes. Though we are witnessing this type of behavior in other countries in the area, let us not forget that it will leave an indelible mark of shame on this regime.”

Fatemeh Karroubi continued: “Those who have participated in these injustices or have facilitated this group’s behavior by remaining silent should know, that sooner or later there will be consequences to the choices they have made.”

When asked about the conditions of their detention and house arrest, Mrs. Karroubi responded: “Prior to Persian New Year [Norooz], the conditions of our house arrest were very difficult and they [security officers] treated us harshly. My husband and I were not even afforded the basic rights granted prisoners held in solitary confinement. After the New Year however, the regime’s approach towards our detention changed and our conditions have slightly improved.”

Fatemeh Karroubi emphasized: “The term house arrest is not accurate, for the security forces have not only occupied the entire residential complex, but also have the right to be present in our apartment. I have not be granted the basic rights afforded a prisoner such as access to fresh air and a daily phone call even one day during the pat 71 days. There is much to be said regarding this matter and God willing I will speak in more detail regarding this issue in the future.”

Fatemeh Karroubi said the following regarding Mehdi Karroubi’s conditon: “Thanks to the grace of God, Mr. Karroubi’s morale remains strong. As he has repeatedly stated on previous occasions, he will continue on his path to correct the deviation created in the revolution and defend the rights of our citizens and as always he is willing to pay any price in order to achieve this goal.”

In conclusion, Mrs. Karroubi expressed her gratitude and appreciation for the generous outpouring of support for herself, Mr. Karroubi, Mr. Mousavi and Mrs. Rahnavard, by the honorable people of Iran both inside and outside the country. She also apologized to her neighbors for having been subjected to the presence of thugs engaged in disturbing the peace and shouting out vulgarities and profanities in the middle of the night. Fatameh Karroubi also expressed hope that rather than nurturing the needs of henchmen, the ruling government will begin addressing the needs of the underprivileged and distressed.

 Translation by Banooye Sabz

Filed under: Fatemeh Karroubi, iran, iran election, Iran News, Iranian protests, Karroubi, ایران,

Filed under: Iran News

آیت الله دستغیب – کینه چه چیزی را بر سر این طلاب مظلوم خالی می کنید؟ / Ayatollah Dastgheib points to governments deviations from Islam and condemns sentences of students

Scroll down for English translation…

متن کامل این سخنرانی را می توانید از اینجا مشاهده نمایید.

حدیث سرو : مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی دستغیب، یک شنبه شب (4 /2 /90)، پس از پایان جلسه تفسیر سوره نساء در ارتباط با لزوم عمل به احکام شرع  واینکه همه باید تابع دستورات و احکام شرع باشند مطالبی فرمودند. ایشان در بخش مهمی از سخنانشان با اشاره به صدور احکام توسط دادگاه ویژه روحانیت برای طلاب حوزه تحت اشراف خود فرمودند:آقايى كه براى طلبه‏هاى اين حوزه، حكم بريدى كه حق نداريد پيش سيد على محمّد دستغيب برويد، دو سال بايد تبعيد شويد، سه سال از درس محروميد، مدتى خلع لباس شويد. اين روشها صحيح نيست. هر كدام از اين طلبه‏ها، كم و زياد هزار نفر دوست و قوم و خويش دارند كه اين حكم به گوششان مى‏رسد. شما با اين كار همه اين افراد را نسبت به جمهورى اسلامى بدبين مى‏كنيد و بعد هم تقصير بنده مى‏اندازيد.

معظم له در بخش دیگری با اشاره به تخلفات صورت گرفته از قرآن و سنت و قانون اساسی فرمودند : شانزده مورد ، خلاف و انحراف از اسلام را كه بنده گفته بودم به پنج مرجع تقليد نشان داديم، همه تأييد كردند و گفتند: جز اين در نظر ما نيست. و تازه بعضى، چيزهاى ديگرى هم به آن اضافه كردند. گيرم كه چيزى بلد نباشيم آيا آنها هم چيزى بلد نيستند؟ آيا آنها هم خارجى هستند؟

لازم به ذکر است اخیرا حدود ده نفر از طلاب معظم له ، در درگیریهای روز قدس در مسجد قبا به جرم دفاع از خود در برابر اشرار و نیروهای لباس شخصی به پرداخت جزای نقدی تا سقف یک میلیون تومان و حبس به مدت هفت ماه و نفی بلد به مدت دوسال و خلع لباس روحانیت محکوم شده اند.

خلاصه گزینشی این سخنرانی

لزوم عمل به همه دستورات شرع‏

اگر كسى بخواهد اهل تقوا باشد بايد همه احكام اسلام را رعايت كند چرا كه احكام اسلامى همه با هم مانند زره و زنجير، مرتبطند. البته اين بدان معنا نيست كه اگر كسى كوچكترين نقصى در اتيان اوامر شرع داشت جهنّمى مى‏شود و هيچ راه نجاتى ندارد، غفران پروردگار سخنى على‏حده است و يقيناً رحمت او شامل همه بندگانش مى‏گردد. اما اگر كسى طالب عشق پروردگار و معرفت كامل او است و دوست مى‏دارد از عمرش كمال استفاده را ببرد، لامحاله بايد همه واجبات را انجام دهد و از تمامى محرّمات پرهيز كند. پس از آن نسبت به معاشرتهايش دقّت نظر داشته باشد. بعضى معاشرتها حرام و بعضى ديگر مطابق خواست وى، لازم است چرا كه نداشتن همراه و رفيق مناسب براى طى‏كردن بعضى طرق معرفت، دشوار است.

در بعد اجتماعى نيز همين است؛ يعنى اگر قرار باشد جامعه‏اى، جامعه توحيدى شود و هدف خلقت را دنبال كند و همه آنچه در انسان نهاده شده، در همگان به فعليت برسد، به ناچار بايد همه احكام اسلام در آن پياده شود. نه آنكه برخى را مطابق بعضى مصالح، تعطيل كنند و در برخى ديگر شدّت عمل به خرج دهند. همچنين بايد همه افراد، از صدر تا ذيل، ملتزم به رعايت احكام اسلام شوند همانطور كه پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين‏عليهما السلام در مدت زمامدارى خود، اينگونه بودند. ايشان دقيقاً همان روشى را كه مطابق نظر پروردگار بود اعمال مى‏فرمودند. البته جامعه زمان پيامبرصلى الله عليه وآله، جامعه‏اى بود كه رو به خداى تعالى حركت مى‏كرد اما در دوران حكومت على‏عليه السلام وضع جامعه تغيير يافته، روشهاى ناصحيح خلفاى قبل و مخصوصاً عثمان جامعه را از مسير الهى خويش منحرف ساخته بود و به همين دليل مولا على‏عليه السلام آنگونه كه بايد د، در ادامه راه پيامبر و هدايت جامعه به سمت صلاح فلاح كامل و نيز سپردن آن به امام مجتبى‏عليه السلام موفق نشد.

كسى كه در رأس يك جامعه قرار مى‏گيرد بايد خود، طالب خداى تعالى باشد و حركت به سوى او را آغاز كرده باشد بى‏ترديد خلفاى سه گانه در تمامى مسائل مجبور به مشورت با مولا على‏عليه السلام و اطاعت از ايشان بودند. خليفه اول بارها بر منبر گفت: «أقيلوني أقيلوني و لَسْتُ بِخَيرِكُم و عَليٌ فيكُم: مرا رها كنيد كه من بهترين شما نيستم در حالى كه على ميان شماست».

ار عمر هفتاد مرتبه در تاريخ ثبت شده كه گفت: «لو لا عَليٌ لَهَلَكَ عُمَر: اگر على‏عليه السلام نبود عمر هلاك مى‏شد». با اين حال هيچكدام آنها، نه نفع اميرالمؤمنين كنار رفتند و نه ايشان را جانشين خود ساختند. به همين جهت در پنج سال خلافت مولا على‏عليه السلام، آنچه مورد نظر حضرت بود و بايد مى‏شد، نشد. اگر چه اكثريت مستضعف جامعه، از عدالت على‏عليه السلام شادمان بودند.

در اين زمان هم همين است. اگر قرار است جامعه، جامعه‏اى توحيدى باشد بايد به همه احكام مانند هم عمل شود، نه آنكه صرفاً با بعضى منكرات مثل بى‏حجابى، گهگاه و به صورت غيركارشناسى برخورد شود، بدون آنكه زمينه‏هاى ترويج فساد كه بعضى از آن به عملكرد نامطلوب صدا و سيما باز مى‏گردد، مورد توجه قرار گيرد. البته برخورد با بى‏حجابى و بى‏بند و بارى يك ضرورت است اما نه با قهر و اجبار بلكه با قول منطقى و روشهاى فرهنگى.

در پياده‏سازى احكام اسلام، قضاوت مخصوصاً بايد بسيار مواظب باشند و آنچه را كه حكم خداى تعالى است، بى‏هيچ تبعيضى اجرا كنند. خداى تعالى در سوره مائده آيات 44، 45 و 47 كمسانى را كه به «ما أنْزَلَ اللَّه» عمل نمى‏كنند، كافر، ظالم و فاسق مى‏خواند. ممكن نيست در جامعه‏اى كه مى‏خواهد به عنوان جامعه توحيدى قلمداد شود، احكام غير خدا جارى گردد يا به رأى عده‏اى خاص و منفعت‏طلب بچرخد و با زور و شكنجه نمى‏توان مردم را طالب خداى تعالى كرد. با نيروهاى امنيتى و نظامى نمى‏شود قلب مردم را متوجّه خداى تعالى نمود.

آقايى كه براى طلبه‏هاى اين حوزه، حكم بريدى كه حق نداريد پيش سيد على محمّد دستغيب برويد، دو سال بايد تبعيد شويد، سه سال از درس محروميد، مدتى خلع لباس شويد. اين روشها صحيح نيست. هر كدام از اين طلبه‏ها، كم و زياد هزار نفر دوست و قوم و خويش دارند كه اين حكم به گوششان مى‏رسد. شما با اين كار همه اين افراد را نسبت به جمهورى اسلامى بدبين مى‏كنيد و بعد هم تقصير بنده مى‏اندازيد. سخن بنده اين است كه اگر مى‏خواهيد جمهورى اسلامى برقرار باشد و نظام، يك نظام توحيدى و اسلامى باشد، اين راهى كه شما پيش گرفتيد صحيح نيست. حرف بشنويد، نصيحت قبول كنيد. اين احكامى كه شما صادر مى‏كنيد احكام اسلامى نيست. بى‏جهت افراد را زندان نكنيد. اگر مى‏خواهيد زندانى شوند، اول بياوريد اتهامشان را معلوم كنيد، محاكمه‏شان كنيد.

شانزده مورد خلاف و انحراف از اسلام را كه بنده گفته بودم به پنج مرجع تقليد نشان داديم، همه تأييد كردند و گفتند: جز اين در نظر ما نيست. و تازه بعضى، چيزهاى ديگرى هم به آن اضافه كردند. گيرم كه چيزى بلد نباشيم آيا آنها هم چيزى بلد نيستند؟ آيا آنها هم خارجى هستند؟

طلبه‏هاى ما را هر كجا كه نماز مى‏خواندند، اخراج كردند يا گفتند: آنجا (حوزه علميه ابوصالح «عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف») نرويد كسانى كه پشت سر اين طلاب نمار مى‏خواندند، خلاف شرعى از آنها نديده بودند و به آنها علاقه داشتند، شما همه آنها و خانواده‏هاى آنها را بدبين كرديد. اين كارهايى كه مى‏كنيد ضدّ انقلاب و ضدّ جمهورى اسلامى است. ما چه حرف بدى زديم ما مى‏گوييم همه رو به خدا برويد. از بالا تا پايين، همه خدايى شويد، عاشق خدا شويد. براى عاشق خدا شدن بايد پايه محكم داشت و آن پايه، عمل به احكام اسلام و قرآن و سنّت است غير از اين چه گفته‏ايم كه اينگونه كينه به دل گرفته‏ايد. كينه چه چيزى را بر سر اين طلّاب مظلوم خالى مى‏كنيد؟ ما هيچ، اين بندگان خدا چه گناهى كرده‏اند كه از يك طرف شهريه‏شان را قطع كرده‏ايد، از يك طرف بايد سربازى بروند، از يك طرف از نماز اخراجشان كرديد، حالا لباس هم از تنشان درمى‏آوريد تا كت و شلوار بپوشند؟ يعنى اين لباس اينقدر خراب شده كه اهل تقوا آن را نپوشند و كسان ديگر بپوشند؟

هر كدام از اين طلبه‏ها كه رفتند قم و امتحان دادند به آنها گفتند: شما كجا بوديد كه به اين خوبى درس خوانديد؟ وقتى اسم بنده را مى‏آوردند، مى‏گفتند: فايده‏اى ندارد، مردوديد.

آيا اين كار درست است كه شما مى‏كنيد؟ كمى به خود بيائيد. در مجالسى كه دور همه مى‏نشينيد كمى وضع خود را اصلاح كنيد. اين براى خودتان بد است. از اينها مى‏گذرد. اينها هر كجا كه باشند دست از دينشان بر نمى‏دارند، كارى به بنده ندارد اينها راهى دارند كه راه خداست و آن را رها نمى‏كنند. حرف شما كه تأثير بر رويشان نمى‏گذارد. خداى تعالى رهايشان نمى‏كند اما شما منتظر باشيد «إنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» نيايد روزى كه همين بلاها سر خودتان بيايد؟ «وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ»!

GVF — Prominent Shiite cleric Ayatollah Mohammad Ali Dastgheib says he and five other leading religious authorities in the country concur on sixteen points where they believe the Iranian regime has violated and deviated from the teachings of Islam, the Quran and the constitution of the Islamic Republic.

According to Hadis Sarv, a website close to senior cleric and member of the Assembly of Experts Ayatollah Mohammad Ali Dastgheib, he made the comments during a lecture on Sunday when he criticised the campaign of government intimidation and harsh court rulings handed against his students in the city of Shiraz.

“I presented five Marjas [1] with sixteen items of transgression from and violation of Islam, and they all approved and said, ‘we do not think otherwise’ and furthermore they even added some points [to my list of deviations]. Even if we assume that I know nothing [about Islam], do they [the five clerics] also know nothing? Are they also ‘foreigners?’”

Following attacks by state-sponsored plain clothed militia against supporters of the Ayatollah on International Quds day in September 2010, around ten of his students recently received harsh rulings ranging from $960 fines, seven-months jail-terms as well as bans on appearing in public in religious uniform.

“One cannot draw people towards God almighty through force and torture. One cannot draw the people’s hearts towards God almighty by resorting to security and military force,” Ayatollah Dastgheib said during his lecture on Sunday.

Addressing the judges presiding over his students’’ trials, the Ayatollah continued, “Each of these clerics has at least one thousand friends, relatives and family members who will hear about [these] sentences. With these acts, you will make all of these individuals doubtful about the Islamic Republic and then you will blame this on me … If you want the Islamic Republic to persist, and [if you want] for this system to be a monolithic and Islamic one, the path you have chosen is not the right one … the sentences you issue are not Islamic. Do not imprison people for no reason. If you want to imprison them, clarify their charges and try them first.”

Since the massive fraud in Iran’s 2009 presidential election and the eruption of large-scale protests in the country, Ayatollah Dastgheib has been a constant critic of Iranian authorities including the Supreme Leader Ali Khamenei. The cleric, who also has a seat in the Assembly of Experts—the body in charge of appointing and ousting the leader—is considered to be an outspoken supporter of Iran’s opposition Green Movement and its leaders Mir Hossein Mousavi and Mahdi Karroubi.

During the aftermath of the electoral coup, Ayatollah Dastgheib called for an emergency meeting of the Assembly of Experts to discuss the conduct of the country’s leadership and its handling of the post-election unrest. The “green cleric” has also voiced his opposition against the illegal house arrest of opposition leaders Mir Hossein Mousavi and Mahdi Karroubi which began on 14 February 2011.

In the past two years, other senior figures in Iran’s religious heartland Qom have also expressed similar sentiment, saying that the regime was neither Islamic nor a republic.

Filed under: Ghoba Mosque, iran, iran election, Iran News, Iranian protests, ایران,

تجمع دانشجویی در دانشگاه سوره -تهران ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ / Tehran, Iran – April 27, 2011 Student protest at Soreh Uni “University is not a barricade”

پنجشنبه, ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۰

در پی برگزاری تجمع گسترده دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران، دانشجویان دانشگاه سوره نیز، صبح دیروز دست به تجمع زدند.

به گزارش دانشجو نیوز، یک روز پس از تجمع بزرگ اعتراضی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر، دانشجویان دانشگاه سوره نیز در اعتراض به امنیتی شدن فضای دانشگاه و عملکرد نامناسب و فراقانونی حراست دانشگاه دست به تحصن زدند.

بنا به گزارش دانشجویان حاضر در تحصن، صدها تن از دانشجویان دانشگاه سوره در این تحصن اعتراضی شرکت کرده بودند.

گفتنی است در چند روز گذشته، دانشگاه امیرکبیر تهران (پلی تکنیک) میزبان تجمع هزاران تن از دانشجویان این دانشگاه بود که در اعتراض به محدودیت های جدید، وضعیت نامناسب غذا، و عملکرد نامناسب مدیریت دانشگاه تجمع کرده و خواستار استعفای مسئولین زیربط شده بودند.

در دانشگاه مازندران نیز اعلامیه هایی در حمایت از دانشجویان معترض دانشگاه امیر کبیر پخش شده بود که این اعلامیه ها از برگزاری تجمعات اعتراض آمیز در روزهای آتی خبر داده است

Vodpod videos no longer available.

Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, Iranian University Protests, ایران,

Faezeh Hashemi says “The Country is in the Hands of Thugs”

By Mohammad Reza Yazdanpanah of Rooz

The interview began with Faezeh’s laughter, and ended that way too. But in between I could see sadness in her face. I spoke with her about the Green Movement, the future Majlis elections, the controversial elections of 2009, and other issues. Her views confirm that Faezeh has clearly established herself as a leading personality independent of her father, Hashemi Rafsanjani, the current head of Iran’s State Expediency Council and a former two-time president and Majlis speaker. Read on for the details.

Rooz: How are you? Are you happy?

Faezeh Hashemi (FH): Very (laughter with sarcasm)! Not just me, so is the whole Iranian nation. Everything is just wonderful!

Rooz: What do you mean “everything is wonderful?”

FH: I say this sarcastically. In reality, political conditions in Iran, freedom and human rights are all very terrible. On the economic scene, the new subsidy plan is not being implemented according to the law but instead on personal whims with complete disregard to what the specialists in the field have said. Till now, the results have been bad. The plan is a good one and so it is a shame that it is being destroyed this way. On the foreign policy front, conditions are getting worse by the day. Differences with neighboring countries and with most of the world have unfortunately created a bad situation for our country and for Iranians. I see nothing positive to mention here.

Rooz: How about yourself? Mr. Hashemi’s family? Your father, mother, brothers and sister? How do they pass their time these days?

FH: We are like all other Iranians. My family’s conditions are like those of others. Unfortunately we live in the conditions of a police- and security- state. The pressures that exist on the whole nation exist for us as well. What you read about in the media about our family is true.

Rooz: People condemn what happened to you in Shah Abdolazim mausoleum and say those actions were done by rogue individuals. Do you think they were rogues or they were they organized by specific political circles?

FH: It is clear that they are not rogues. Such acts are fully planned not just for us but for everything and everybody, and they pursue this view that you either stay with them or stay silent. This is how they are treating all their opponents, without any discrimination.

Rooz: Who is doing this planning?

FH: The very same people who are issuing orders to violently suppress people. Circles inside the regime.

Rooz: The incident that took place in Shah Abdolazim mausoleum for you in the presence of  your brother and some other relatives brought forth a lot of reactions and condemnation even by the highest government authorities, which are parts of the regime. Have you witnessed any signs of punishment of those who perpetrated engaged in that hooliganism?

FH: No. Did they punish those who perpetrated the Kahrizak atrocities, despite the massive propaganda? Did they identify and punish those responsible for the violence committed at Tehran University’s dormitory? The attacks on us are similar to those. Despite the condemnation of these acts by the highest authority in the country and others, we still see Saeed Majid (the person who verbally assaulted Faezeh and her family entourage in Shah Abdolazim memorial near Tehran) speaks very comfortably about what he did and repeats the same mentality. He has admitted that he is not in prison. It is not clear what the real story her is (laughter).

Rooz: What news do you have of Mr. Tajik?

FH: Fortunately none.

Rooz:  I am sure you are aware that the attorney general, Mr. Mohseni Ejei has said that Mr. Tajik had been arrested but just two days later RoozOnline published an interview with him that showed him to be a free man and in which he repeated his foul language against you and your family. He even threatened that if they were confronted, Hezbollahi kids would not sit idle.

FH: During the Shah’s time, Shaboon Bimokh engaged in similar vulgar language and violent acts against their opponents. Today, unfortunately the same language is being used under the name of Islam, the revolution etc. The country is now run by these individuals. What can one say about this and what can one expect? The difference between then and now is that Shaboon Bimokh was just one person or a gang at the most, while these people are a network and act violently across all cities. As I said earlier, these are not rogue elements but are deliberately organized individuals. And these events are not exclusive to me. In recent years, many people have been attacked and treated similarly. This is a movement coming from the ruling circles which I believe has planned it, and so the condemnations are just a show.

Rooz: But the condemnations of these attacks were extensive. Your father yesterday spoke of a letter that had been written by the leader of the Islamic republic to the head of the judiciary demanding the prosecution of those who had perpetrated this. How real are these?

FH: I think the video showing the insults of Saeed Tajik were so repulsive that those gentlemen realized they had to at the least present a facetious opposition to or condemnation of it. Even the publication of the video clip was questionable. I am not sure whether they erred in that regard or that some infiltrators exposed them. They, however, viewed the whole episode as an accomplishment! So I do not know. But the video clip was so shameful that they had to respond to public opinion’s condemnations. But I do not see the denouncements as real and honest. Worse than the attacks on me are the situations in Kahrizak, which was condemned by the authorities, but what happened next? Where are the punishments? Where are the culprits?

After the condemnations, they still praised Tajik as an honest, pure and dedicated young man. These are the contradictions that make their condemnations insincere.

Rooz: Tell us a little about that incident. What were you doing in Shah Abdolazim?

FH: On that day we had gone for the burial ceremony of our relative who was being buried at the Shah Abdolazim cemetery. We were a large crowd and so these people noticed us and they realized that the ceremony was for a Hashemi relative.

Rooz: So they did not initially know that you were going to go to Shah Abdolazim?

FH: I do not know, but there were no signs that they knew in advance. In any case, we noticed that these plain-clothes agents began to talk about us.

Rooz: What happened next?

FH: After the burial ceremony, I left the place and that man followed me. The first part of the film relates to the insults against Mohsen.

Rooz: How long did the whole incident take?

FH: About 20 minutes. They followed us until the parking and said all those things that you see on the video clip. Then they returned to the site and insulted the family of the deceased and beat them up. Two days later when my uncle’s relatives returned to the site, they were again verbally assaulted and beaten up badly, which newspapers reported on.

Rooz: When you were being assaulted, were there no police or other government authorities around?

FH: When we were there, intelligence agents and the police were there and around us, who are always there for the protection of the cemetery and the site. The first incident took place inside the mausoleum of Shah Abdolazim and there were plenty of police and other law enforcement agents there who did nothing. When the verbal assaults intensified I felt so disgusted that I do not remember who was around us. But they (the police) are not allowed or do not have the courage to say something to these thugs. The police cannot perform its own duties in this regard.

Rooz: Mr. Tajik told Nooshabeh Amiri in her interview that the foul language that you hear in the video clip was not made by him. Do you remember who said those words?

FH: No, I did not. But I do not think it makes a difference because before the movie clip similar and even worse words were said by him against us.

Rooz: How did you feel at that time as they were cursing and insulting?

FH: (pause) I do not know. One only feels disappointment and sadness for the Islamic republic which portrays itself to defend Islam, the revolution, etc. At that time I just thought that these people are not Muslims because a Muslim would not do something like this.

Rooz: How do you feel now that you remember those 20 minutes?

FH: The only thing that comes to my mind is that these people have come to their dead end and are so under pubic pressure that they engage in such acts.

Rooz: What would you say if you saw Saeed Tajik?

FH: Nothing. I think these people have been given too much recognition and attention. Even under normal conditions I have nothing to say to these people.

Rooz: But these people, Saeed Tajik etc, proclaim to be believers in the Islamic republic, the velayat fagih (the supreme religious leader), etc?

FH: It is possible that a small percent of these people do these things out of conviction. But they too must reconsider their views. What kind of belief is this that allows a person to do precisely what the belief says they should not do? The end does not justify the means. I cannot do something un-Islamic to come to Islam. There is nothing in our religion that sanctions this. This is precisely the criticism that was leveled against the Mojahedin Khalq group.  But aside this small group that has these beliefs because they are brainwashed, the larger part of this group do these things because of their interests.

Rooz: How do they brainwash them?

FH: The Revolutionary Guards, for example, has a class they call, ‘Identifying the enemy.” Guard members are obliged to attend it otherwise they will not move on. Who do you think is presented as the enemy in this class? Mr. Hashemi and his family. They organize meetings in government agencies and educational institutions and repeat the lies that the Guards continuously preach. The last time I was arrested they roamed me in the streets for hours and unfortunately those young people who drove me around repeated the same garbage. It is clear that they have filled their minds with these lies. They relate and retell these lies with such intensity, anger, and hatred that was shocking to me. Most of these are simply to maintain their interests.

Rooz: What interests?

FH: It is now a few years that people like these are bought with money, posts or titles in business companies. They know that if people win, they will lose these positions that have been given to them. So they protect their positions through these methods. If you look around you will notice that all administrative posts are held by these people. The same is true in the sphere of economics. All big corporations were handed over to these same people through article 44 (provisions of the constitution) rather than to the private sector. Look at the money they are spending to bring people into the streets to attack people. Then there are other privileges that are doled out, such as admissions to universities, and the provision of basic needs, all of which are given to the same people. If people win their struggle, then all of these privileges and positions will end. If they really follow the leader and believe in him, then why did this person, for example, repeat the very same nonsense after the leader condemned his actions? This shows that these are games and lies that they play with people’s beliefs.

Rooz: In addition to your father, are there other people who have years of friendship with your father and are in power now, engaged in efforts to end this state of affairs?

FH: I think so. Since the last presidential election a lot of efforts were undertaken by many people, but no results have ensued. Today, the issue is money, power, wealth, etc, otherwise you cannot have a person who believes in Islam, the Quran and the Islamic republic come forward and do these things such as insult people in public, engage in destructive actions, beat up people, kill people as a way to protect Islam. They themselves have destroyed Islam.

Rooz: You have been a supporter of the protest movement against the 2009 presidential election results and were even arrested a number of times for this (and of course released immediately) and have been assaulted. But have these events dissuaded you from supporting the Green Movement or do you regret your support?

FH: As I said earlier the rule these people are following is that you are either with them or stay silent or cease to exist altogether. Because the Green Movement, I and others are not with these people, but rather, we are critical of them and the current conditions, they exert pressure on us. The conditions in the country are those of a police state in every sphere of life. This is true in universities, offices, the media, etc.

Rooz: What about yourself?

FH: Not only does what they are doing weaken a person’s beliefs but on the contrary, it only strengthens their conviction in their path. Islam, civil society, human rights, and even Iran are all under threat today and everybody must act to save the country.

Rooz: What must happen for you to regret the path you have chosen?

FH: Regret or retreat?

Rooz: Both.

FH: I will not be regretful. But to compromise and retreat, public opinion must be convinced that they will be compensated for the damage that has been caused during the last two years, the conflict over the elections of 2009 must be resolved, people who have inflicted harm to others must be punished, and everything else that will create the sense that the Islamic republic has returned to the right path.

Rooz: Have your doubts about the 2009 presidential election been resolved after these two years?

FH: Of course not.

Rooz: The majority of people still seem to doubt the announced results and believe that the elections were rigged. Since we have new parliamentary elections coming up in the next winter, what do you think should be the position of the Green Movement and the reformists regarding it. Mr. Khatami has announced certain conditions. Do you think that it is right to even talk about the next elections when the last one has not been settled?

FH: Under the current conditions I think one cannot even talk of the next elections. People have not been convinced over the last election and so the same issue will remain in the next one. Until the issues surrounding the 2009 presidential elections are not convincingly resolved, the conditions are not right for thinking about the next elections. The conditions that Mr. Khatami has set are good, but public opinion views about the last election should be added to them. I do not think the right conditions exist for protestors of the last election to think about the next election. Should they do that (and participate) then that would negate all the protests and sacrifices that were made during these 2 years protesting those elections and the conditions in the country.

Rooz: Do you believe that the current administration and the Guardians Council can hold honest elections?

FH: In view of what has happened in the past one cannot believe in this.

Rooz: The Green Movement will soon celebrate the start of its third year and some people want to celebrate the event. The arrests of Messrs Mousavi and Kahroubi have added a new dimension to this. How do you view the future of the movement?

FH: I am very optimistic. I believe the Green Movement is alive and active and is going forward. It changes its tactics and strategy as it goes along based on existing conditions, which is what should take place. Evil cannot last. It may continue for a while, but eventually will have to end. I only hope people will attain their goals with the least amount of harm and costs.

Rooz: Mr. Rafsanjani recently departed from the chairmanship of the Assembly of Experts on Leadership, or was removed. And now there is rumor of his removal from the State Expediency Council. Do you think this will take place?

FH: What Mr. Rafsanjani did regarding the Assembly of Experts should serve as a lesson for many. Regarding the State Expediency Council, I again mention the view that these people have.  They will apply that rule for everyone, and it does not matter whether the person has a history of service or not. The policy of these men is the elimination of everybody.

Rooz: What course of action do you think Mr. Rafsanjani will choose?

FH: I do not know; let’s wait till that moment (laughter).

Filed under: faezeh hashemi, iran, iran election, Iran News, Iranian protests, Rafsanjani, ایران,

ویدئو کلیپ:تجمع دانشجويان دانشگاه پلی تکنيک، امروز 6 اردیبهشت در اعتراض به وضع رفاهی دانشگاه

Vodpod videos no longer available.

Filed under: Iran News

تجمع دانشجويان امير كبير 6 ارديبهشت / Protests at Amirkabir Polytechnic University in Tehran on April 26, 2011

A large number of students at Tehran’s Amirkabir University of Technology have successfully staged protests against university policies, according to reports.

 According to opposition website Daneshjoo news, hundreds of students gathered on campus on Tuesday to demand an end to the “illegal” actions and policies of university officials. The show of protest was organised primarily by the university’s students’ guild association.

 On Monday, AUT students distributed flyers calling on fellow classmates to join Tuesday’s demonstration. The statement said the “threats issued against students and the university officials’ resort to completely illegal tactics,” had led the students to organise a strike, which was in their eyes, “in full accordance with the law.”

The statement also demanded action against “illegal acts on campus” and urged officials to join the students and to hear their pleas in person. The students also requested that university officials submit a full report of measures taken to curb “illegal” acts to the student bodies.

Fearing a massive turnout, since yesterday university officials barred a number of student activities and union members from entering campus. In recent days, security had been engaged in issuing threats to students with the aim of intimidating those likely to join the strike. This, despite the fact that the gathering was in full accordance with the Science Ministry’s own regulation.

Vodpod videos no longer available.

 

Filed under: amir Kabir University, iran, Iran News, Iranian protests, Iranian University Protests, ایران

هجوم مردم به داخل محوطه پخش مرغ تعاوني در شهرستان الوند / Alvand, Iran – 4/25/2011 People are running into ques to buy rationings of food/chiken

Vodpod videos no longer available.

Filed under: Iran News

پخش اعلامیه و سی دی توسط کارگران سیز ذوب آهن اصفهان به مناسبت ۱۱ اردیبهشت روز کارگر / Steel workers in Isfahan distribute leaflets and CD’s for May Day 2011

 

Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, Iranian workers protest, ایران, , ,

در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزید / Green Movement urges support for Iran workers

Scroll down for English translation…

ندای سبز آزادی: شورای هماهنگی راه سبز امید، بیانیه ای در گرامی داشت روز جهانی کارگر صادر کرد.

در گوشه ای از این بیانیه آمده است « دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. »

شورای همانگی راه سبز امید در ادامه از رسانه ها و شبکه های اجتماعی در خواست کرده است تا از خواست های کارگران حمایت کرده و در این راه همدل و همراه آنها باشند، شورا در این مورد نوشته است « شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند. »

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
امسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دو نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند. دو سال پیش در چنین روزهایی، عزم امواج میلیونی شهروندان، می رفت تا سرنوشت کشور را از دست ناکارآمدانی که جز به بقای خود در قدرت به هر قیمت ممکن نمی اندیشند و استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به اهداف خود مباح می دانند، بگیرد و صالحانی توانمند بر جای آنان بنشاند. آن روزها که اقتدارگرایان فریبکار بر طبل های میان تهی تبلیغاتی خود می کوبیدند و با وعده های پوچ و دست نایافتنی که به مردمان می دادند رأی می خریدند، کروبی و موسوی از دغل کاری فرصت طلبانه دولتیان پرده برداشتند و ناکارآمدی آن را عیان کردند و جوانان هوشمند و هوشیار سبز این مرز و بوم، نشان «دروغ ممنوع» را در کوی و برزن برافراشتند تا مبادا دروغ گویان بار دیگر بر سرنوشت مردمان رنج کشیده این دیار حاکم شوند. از جمله نگرانی‌هایی كه دو سال پیش از این مردم را به تجدید نظر در كناره‌ گیری از سیاست کشانید خطرات بلندمدتی بود كه معیشت محروم‌ترین اقشار جامعه را تهدید می‌كرد. اما به زودی معلوم شد كه بدون بازسازی خلل‌های ایجاد شده در نظام سیاسی كشور سخن گفتن از بازسازی اقتصادی ممكن نیست، همچنان‌كه بدون بازسازی اخلاقی جامعه، بدون به كرسی نشاندن شعار و شعور دروغ ممنوع، بدون نهادینه كردن رعایت امانت، بدون پایبندی به عهدهای انسانی و ایمانی و میثاق‌های ملی، بدون رو كردن به چهره رحمانی اسلام، بدون به رسمیت شناختن حقوق متفاوت انسان‌ها و …ممكن نیست و چنین شد که اکثریت ایرانیانی که از فریبکاری دولتیان خسته شده بودند، ندای آنان را شنیدند و با حضور در پای صندوق های رأی، به دولت دروغ «نه» گفتند. افسوس که اقتدارگران، رأی آنان را همچون سرمایه های دیگرشان دزدید وخس و خاشاکشان نامید، به گمان این که می توان با تکیه بر زر و زور و تزویر، کشور را اداره کرد.
اگر در آن زمان کسانی بودند که هنوز فریبکاری دولتیان را باور نمی کردند، امروزه کوس رسوایی دولت دروغ بر سر هر کوی و برزن، چنان بلند نواخته شده که نه کشاورز و دامدار و نه کارگر و کارمند، که در هر گوشه و کنار کشوری که با وجود داشتن عظیم ترین ذخایر زیرزمینی و سرمایه های انسانی، فقر و فلاکت از آن می بارد زندگی می کنند، دیگر وعده های توخالی آنان را باور نمی کنند. زحمتکشان این سرزمین دیدند که مشکل مسکن و بیکاری نه تنها از میان نرفت، که افزایش یافت و پرداخت سهام عدالت و یارانه ها، اگر دوام هم داشته باشد، دردی دوا نکرده است. مردمان این دیار دیدند که نه تنها پول نفت بر سر سفره هایشان نیامد، بلکه سفره هایشان روز به روز کوچک تر شد. کارگرانی که با تلاش بسیار سعی می کردند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کنند، امروز در برآوردن نیازهای اولیه آنان درمانده اند. اعتراض ها و اعتصاب های کارگری، علیرغم برخوردهای خشونت بار،هر روز در گوشه و کنار کشور رخ می دهند. اقتصاد صدقه ای که منتقدان دولت نسبت به عوارض زیان آور و خفت بار آن هشدار داده بودند، این روزها، امید کارگران و کارفرمایان را نومید کرده و چرخ های صنعت را به سکون کشانده است. درآمد سرشار فروش نفت که طی شش سال گذشته بالغ بر پانصد میلیارد دلار یعنی معادل تمام دوران فروش نفت در دورة پیش از آن بوده، و امانت بزرگ نسل ها در دست دولتیان است و کاهش وابستگی به آن از اهداف بارز مبارزات چند دهه اخیر ملت ما بوده، صرف واردات بی رویه کالاهای نامرغوب می شود؛ گویی هدف این انقلاب بزرگ صرفا عدم وابستگی از یک ابرقدرت و وابسته شدن به ابرقدرتی دیگر بوده است!
کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است. اما بد نیست با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، دروغ بزرگ ایجاد 6/1 میلیون شغل در سال 89 و 5/2 میلیون شغل در سال جاری را به نمایش بگذاریم:
همه می دانیم که رشد اقتصاری و رشد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال لازم و ملزوم یکدیگرند. به همین جهت در برنامه چهارم توسعه برای ایجاد 850 هزار شغل در سال، رشد اقتصادی سالانه 8 در صد و رشد سرمایه گذاری  4/12 در صد در نظر گرفته شد. اما اکنون به موجب آمارهایی که از نیمه دوم سال 87 اعلان آنها توسط بانکمرکزی ممنوع شده اما توسط صندوق بین الملل پول منتشر شده، رشد اقتصادی سه سال اخیر ایران بطور متوسط 7/0 در صد بوده و در سال جاری به صفر خواهد رسید. نرخ رشد سرمایه گذاری نیز از حدود 4 در صد فراتر نخواهد رفت. طبیعی است در چنین شرایطی نه تنها 850 هزار فرصت شغلی سالیانه برنامه چهارم تحقق نیافته بلکه با افزایش آمار بیکاران مواجه شده ایم. آیا می توان تصور کرد که به عنوان مثال در یک واحد تولیدی که سرمایه گذاری جدید در آن نشده و فروش و درآمد آن نیز افزایش نیافته، مدیر آن به استخدام کارکنان جدید دست بزند؟
واقعیت اینست که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. به موجب گزارش سازمان خصوصی سازی، از 68 هزار میلیارد تومان واحد های واگذار شده از سال 84 تا 15 تیر 89 ، فقط 22هزار میلیارد تومان به بخش خصوصی رسیده است که بسیاری از آنها نیز رانت جویان وفا دار به دولت هستند و نه کارآفرین. درآمد 430 میلیارد دلاری ارزی سال های 84 لغایت 88 نیزبه جای سرمایه گزاریهای زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی گردید.
دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. طرح های بزرگ زیربنایی همانند منطقه عسلویه که می رفت تا با ایجاد هزاران فرصت شغلی در سال در حل این معضل بزرگ و ملی نقش داشته باشند، به دلیل کاهش سرمایه گذاری ها به رکود کشیده شده است. دهها هزار کارگر در سراسر کشور، ماههاست که از دریافت حقوقشان محروم بوده اند. حقوق اولیه کارگران مانند حق فعالیت سندیکاها، حق اعتراض به شرایط کار، درخواست افزایش دستمزدها بر اساس رشد تورم، تأمین معاش با کار در یک شیفت کاری، حق تأثیرگذاری بر اداره سرنوشت خود، با تمسک به انواع حیله ها و ابزارها نادیده گرفته می شود. ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.
اما آیا این سرنوشت محتوم مردم ماست؟ ما چنین نمی اندیشیم، و میلیون ها ایرانی آزاده دیگر نیز چنین نمی اندیشند. مگر ما و مردمان دیگری که همزمان یا دیرتر از ما در راه آزادی و آبادی گام برداشته اند از سرشتی متفاوت آفریده شده ایم که این گونه حقیرانه تن به ذلت بدهیم؟ مگر نمی دانیم که دستیابی به زندگی سعادتمندانه، نیازمند عزم و اراده برای ایجاد دگرگونی در هر چه نادرست است و جایگزین نمودن آن با آنچه ما را به فردایی بهتر رهنمون می کند می باشد؟ مگر ندیده ایم که برای رسیدن به جامعه ای آباد، آزاد و عادل، ملت ها چه رنج ها که بر خود هموار نکرده اند و چه فداکاری ها که در تاریخ خود به ثبت نرسانده اند؟ ایران کشوری بزرگ، با سرمایه های بزرگ طبیعی و بهره مند از خیل کاردانان و کارگران و کارآفرینانی است که اگر حق تعیین سرنوشتشان را به خودشان بازگردانند، می توانند در زمانی کوتاه، کشور را به جایگاهی که شایسته آن است برسانند. و مردم ما در همین دو سالی که پشت سر گذاشتند، با اهدای دهها شهید، صدها مجروح و هزاران زندانی و از جمله دهها کارگر زندانی، نشان دادند که از چنین عزمی برخوردارند. صبر و استقامت و تلاش این مردم بزرگ، که بجای بزرگ فروشی به آنان باید در مقابل بزرگیشان سر تعظیم فرود آورد، آنان را به سر منزل مقصود خواهد رساند.
شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند. 
شورای هماهنگی راه سبز امید
4 اردیبهشت 1390

GVF — Just days ahead of International Worker’s Day (May 1st), the Coordination Council of the Green Path of Hope has expressed its support for Iranian workers and once more voiced previously voiced concerns by Green Movement Mir Hossein Mousavi regarding the workers’ right to organise, mobilise and protest.

In its statement, the Council, which is the Green Movement’s highest decision-making body said that in recent years, “instead of privatising, the government has been carrying out a monopolisation, and has been giving away firms and businesses to quasi-governmental and quasi-military bodies for trifling sums, and thus through the concentration of power and wealth in their own hands, they persist in their monocracy.”

The Council, whose members have been chosen by the leader of the Green Movement Mir Hossein Mousavi and Karroubi prior to their house arrest, has also urged the media and social networks to play support the demands of Iran’s workers and sympathise with the country’s labour force which has been hard hit by the Ahmadinejad administration’s disastrous economic policies, in particular its recent subsidy cuts which have had a devastating effect on the country’s most vulnerable.

“Having in mind the economic hardships and demands of hard-working labourers, and under the status quo where the state does not tolerate any level of criticism towards the current situation, the Coordination Council of the Green Path of Hope urges all media and social networks to reflect the heart rendering tragedies which have made life more difficult for the various groups in people. While stressing the indisputable rights of workers to voice their demands and fully supporting [the right to hold] demonstrations and assemblies, in accordance with annual custom, the Council calls on all the supporters and activists of this pervasive popular movement not to hesitate in supporting the demands of this land’s brave workers as well as sympathising with and aiding them.”

The statement also argues, “without resolving the flaws in the country’s political system, it is not possible to speak of any economic revival.”

Referring to the false promises made by Ahmadinejad during the 2009 presidential race, the council added: “If at that time, there were still those who did not believe the government would deceive, today the state’s lies have become so apparent for all, that not only farmers, workers and labourers, but everywhere in this poverty stricken country filled with misery despite having the largest amount of underground resources and social capital, they no longer believe their empty promises.”

“The country’s hard workers saw how the problem of housing and unemployment not only remained unresolved, but intensified,” the statement said. “The people of this land have witnessed how the oil revenue not only didn’t find its way into their dinner tables, but their dinner tables shrank by the day.”

“Strikes and protests by workers are taking place everyday and across the country, despite the [government’s] violent action,” the council noted. “A charity-like economy, whose harmful and undignified consequences government critics had warned about, is shattering the hopes of workers and employers and has brought the wheels of the country’s economy to a standstill these days.”

The Coordination Council of the Green Path of Hope also criticised the Ahmadinejad government’s irresponsible mismanagement of oil revenues of the past six years, which has been more than 500 million dollars, more than Iran’s oil revenues under all the previous administrations put together. It also said the income had been “used for the unrestricted import of low-quality goods.”

“It is as though the goal of this great Revolution [in 1979] was to become independent of one superpower, but to become reliant on another.”

The council also dismissed the unemployment and growth rates announced by the Ahmadinejad government as “baseless,” arguing that “out honourable workers feel the country’s critical economic situation with their flesh and bone and the baselessness of the government statistics about economic growth are comprehensible for them, more than any other social group.”

“It is natural that in such circumstances, the 850,000 jobs per year that were to be created under the fourth development programme are not created, but rather, we’ve had a rise in unemployment. Can one imagine the hiring of new workers by a production unit that hasn’t received any new investment and its sales and profits have also remained the same?”

“The reality is that the militarisation of the economy and politics in recent years has crippled the Iran’s economy,” the statement went on to add. “Tens of thousands of workers across the country have not received their wages in months. Their basic rights such as the right to carry out union activity, the right to protest against working conditions, the demand for a wage increase that matches the increase in inflation, the ability to earn a living through working for a single shift per day and the right to influence their destiny are being neglected through [the government’s] resort to all types of cunning measures. Iranians see their greatest asset; the hope for a better future, shattered and their greatest God-given gift, their human dignity, stumbled upon.”

“Iran is a great country with massive natural resources as well as experts, workers and creators of job opportunities who can return the country to the position it deserves, should their right to determine their own destiny be returned to them.”


Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, Iranian workers protest, revolution, ایران, ایران iran,

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 16 other followers