Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزید / Green Movement urges support for Iran workers

Scroll down for English translation…

ندای سبز آزادی: شورای هماهنگی راه سبز امید، بیانیه ای در گرامی داشت روز جهانی کارگر صادر کرد.

در گوشه ای از این بیانیه آمده است « دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. »

شورای همانگی راه سبز امید در ادامه از رسانه ها و شبکه های اجتماعی در خواست کرده است تا از خواست های کارگران حمایت کرده و در این راه همدل و همراه آنها باشند، شورا در این مورد نوشته است « شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند. »

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
امسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دو نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند. دو سال پیش در چنین روزهایی، عزم امواج میلیونی شهروندان، می رفت تا سرنوشت کشور را از دست ناکارآمدانی که جز به بقای خود در قدرت به هر قیمت ممکن نمی اندیشند و استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به اهداف خود مباح می دانند، بگیرد و صالحانی توانمند بر جای آنان بنشاند. آن روزها که اقتدارگرایان فریبکار بر طبل های میان تهی تبلیغاتی خود می کوبیدند و با وعده های پوچ و دست نایافتنی که به مردمان می دادند رأی می خریدند، کروبی و موسوی از دغل کاری فرصت طلبانه دولتیان پرده برداشتند و ناکارآمدی آن را عیان کردند و جوانان هوشمند و هوشیار سبز این مرز و بوم، نشان «دروغ ممنوع» را در کوی و برزن برافراشتند تا مبادا دروغ گویان بار دیگر بر سرنوشت مردمان رنج کشیده این دیار حاکم شوند. از جمله نگرانی‌هایی كه دو سال پیش از این مردم را به تجدید نظر در كناره‌ گیری از سیاست کشانید خطرات بلندمدتی بود كه معیشت محروم‌ترین اقشار جامعه را تهدید می‌كرد. اما به زودی معلوم شد كه بدون بازسازی خلل‌های ایجاد شده در نظام سیاسی كشور سخن گفتن از بازسازی اقتصادی ممكن نیست، همچنان‌كه بدون بازسازی اخلاقی جامعه، بدون به كرسی نشاندن شعار و شعور دروغ ممنوع، بدون نهادینه كردن رعایت امانت، بدون پایبندی به عهدهای انسانی و ایمانی و میثاق‌های ملی، بدون رو كردن به چهره رحمانی اسلام، بدون به رسمیت شناختن حقوق متفاوت انسان‌ها و …ممكن نیست و چنین شد که اکثریت ایرانیانی که از فریبکاری دولتیان خسته شده بودند، ندای آنان را شنیدند و با حضور در پای صندوق های رأی، به دولت دروغ «نه» گفتند. افسوس که اقتدارگران، رأی آنان را همچون سرمایه های دیگرشان دزدید وخس و خاشاکشان نامید، به گمان این که می توان با تکیه بر زر و زور و تزویر، کشور را اداره کرد.
اگر در آن زمان کسانی بودند که هنوز فریبکاری دولتیان را باور نمی کردند، امروزه کوس رسوایی دولت دروغ بر سر هر کوی و برزن، چنان بلند نواخته شده که نه کشاورز و دامدار و نه کارگر و کارمند، که در هر گوشه و کنار کشوری که با وجود داشتن عظیم ترین ذخایر زیرزمینی و سرمایه های انسانی، فقر و فلاکت از آن می بارد زندگی می کنند، دیگر وعده های توخالی آنان را باور نمی کنند. زحمتکشان این سرزمین دیدند که مشکل مسکن و بیکاری نه تنها از میان نرفت، که افزایش یافت و پرداخت سهام عدالت و یارانه ها، اگر دوام هم داشته باشد، دردی دوا نکرده است. مردمان این دیار دیدند که نه تنها پول نفت بر سر سفره هایشان نیامد، بلکه سفره هایشان روز به روز کوچک تر شد. کارگرانی که با تلاش بسیار سعی می کردند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کنند، امروز در برآوردن نیازهای اولیه آنان درمانده اند. اعتراض ها و اعتصاب های کارگری، علیرغم برخوردهای خشونت بار،هر روز در گوشه و کنار کشور رخ می دهند. اقتصاد صدقه ای که منتقدان دولت نسبت به عوارض زیان آور و خفت بار آن هشدار داده بودند، این روزها، امید کارگران و کارفرمایان را نومید کرده و چرخ های صنعت را به سکون کشانده است. درآمد سرشار فروش نفت که طی شش سال گذشته بالغ بر پانصد میلیارد دلار یعنی معادل تمام دوران فروش نفت در دورة پیش از آن بوده، و امانت بزرگ نسل ها در دست دولتیان است و کاهش وابستگی به آن از اهداف بارز مبارزات چند دهه اخیر ملت ما بوده، صرف واردات بی رویه کالاهای نامرغوب می شود؛ گویی هدف این انقلاب بزرگ صرفا عدم وابستگی از یک ابرقدرت و وابسته شدن به ابرقدرتی دیگر بوده است!
کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است. اما بد نیست با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، دروغ بزرگ ایجاد 6/1 میلیون شغل در سال 89 و 5/2 میلیون شغل در سال جاری را به نمایش بگذاریم:
همه می دانیم که رشد اقتصاری و رشد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال لازم و ملزوم یکدیگرند. به همین جهت در برنامه چهارم توسعه برای ایجاد 850 هزار شغل در سال، رشد اقتصادی سالانه 8 در صد و رشد سرمایه گذاری  4/12 در صد در نظر گرفته شد. اما اکنون به موجب آمارهایی که از نیمه دوم سال 87 اعلان آنها توسط بانکمرکزی ممنوع شده اما توسط صندوق بین الملل پول منتشر شده، رشد اقتصادی سه سال اخیر ایران بطور متوسط 7/0 در صد بوده و در سال جاری به صفر خواهد رسید. نرخ رشد سرمایه گذاری نیز از حدود 4 در صد فراتر نخواهد رفت. طبیعی است در چنین شرایطی نه تنها 850 هزار فرصت شغلی سالیانه برنامه چهارم تحقق نیافته بلکه با افزایش آمار بیکاران مواجه شده ایم. آیا می توان تصور کرد که به عنوان مثال در یک واحد تولیدی که سرمایه گذاری جدید در آن نشده و فروش و درآمد آن نیز افزایش نیافته، مدیر آن به استخدام کارکنان جدید دست بزند؟
واقعیت اینست که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. به موجب گزارش سازمان خصوصی سازی، از 68 هزار میلیارد تومان واحد های واگذار شده از سال 84 تا 15 تیر 89 ، فقط 22هزار میلیارد تومان به بخش خصوصی رسیده است که بسیاری از آنها نیز رانت جویان وفا دار به دولت هستند و نه کارآفرین. درآمد 430 میلیارد دلاری ارزی سال های 84 لغایت 88 نیزبه جای سرمایه گزاریهای زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی گردید.
دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. طرح های بزرگ زیربنایی همانند منطقه عسلویه که می رفت تا با ایجاد هزاران فرصت شغلی در سال در حل این معضل بزرگ و ملی نقش داشته باشند، به دلیل کاهش سرمایه گذاری ها به رکود کشیده شده است. دهها هزار کارگر در سراسر کشور، ماههاست که از دریافت حقوقشان محروم بوده اند. حقوق اولیه کارگران مانند حق فعالیت سندیکاها، حق اعتراض به شرایط کار، درخواست افزایش دستمزدها بر اساس رشد تورم، تأمین معاش با کار در یک شیفت کاری، حق تأثیرگذاری بر اداره سرنوشت خود، با تمسک به انواع حیله ها و ابزارها نادیده گرفته می شود. ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.
اما آیا این سرنوشت محتوم مردم ماست؟ ما چنین نمی اندیشیم، و میلیون ها ایرانی آزاده دیگر نیز چنین نمی اندیشند. مگر ما و مردمان دیگری که همزمان یا دیرتر از ما در راه آزادی و آبادی گام برداشته اند از سرشتی متفاوت آفریده شده ایم که این گونه حقیرانه تن به ذلت بدهیم؟ مگر نمی دانیم که دستیابی به زندگی سعادتمندانه، نیازمند عزم و اراده برای ایجاد دگرگونی در هر چه نادرست است و جایگزین نمودن آن با آنچه ما را به فردایی بهتر رهنمون می کند می باشد؟ مگر ندیده ایم که برای رسیدن به جامعه ای آباد، آزاد و عادل، ملت ها چه رنج ها که بر خود هموار نکرده اند و چه فداکاری ها که در تاریخ خود به ثبت نرسانده اند؟ ایران کشوری بزرگ، با سرمایه های بزرگ طبیعی و بهره مند از خیل کاردانان و کارگران و کارآفرینانی است که اگر حق تعیین سرنوشتشان را به خودشان بازگردانند، می توانند در زمانی کوتاه، کشور را به جایگاهی که شایسته آن است برسانند. و مردم ما در همین دو سالی که پشت سر گذاشتند، با اهدای دهها شهید، صدها مجروح و هزاران زندانی و از جمله دهها کارگر زندانی، نشان دادند که از چنین عزمی برخوردارند. صبر و استقامت و تلاش این مردم بزرگ، که بجای بزرگ فروشی به آنان باید در مقابل بزرگیشان سر تعظیم فرود آورد، آنان را به سر منزل مقصود خواهد رساند.
شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند. 
شورای هماهنگی راه سبز امید
4 اردیبهشت 1390

GVF — Just days ahead of International Worker’s Day (May 1st), the Coordination Council of the Green Path of Hope has expressed its support for Iranian workers and once more voiced previously voiced concerns by Green Movement Mir Hossein Mousavi regarding the workers’ right to organise, mobilise and protest.

In its statement, the Council, which is the Green Movement’s highest decision-making body said that in recent years, “instead of privatising, the government has been carrying out a monopolisation, and has been giving away firms and businesses to quasi-governmental and quasi-military bodies for trifling sums, and thus through the concentration of power and wealth in their own hands, they persist in their monocracy.”

The Council, whose members have been chosen by the leader of the Green Movement Mir Hossein Mousavi and Karroubi prior to their house arrest, has also urged the media and social networks to play support the demands of Iran’s workers and sympathise with the country’s labour force which has been hard hit by the Ahmadinejad administration’s disastrous economic policies, in particular its recent subsidy cuts which have had a devastating effect on the country’s most vulnerable.

“Having in mind the economic hardships and demands of hard-working labourers, and under the status quo where the state does not tolerate any level of criticism towards the current situation, the Coordination Council of the Green Path of Hope urges all media and social networks to reflect the heart rendering tragedies which have made life more difficult for the various groups in people. While stressing the indisputable rights of workers to voice their demands and fully supporting [the right to hold] demonstrations and assemblies, in accordance with annual custom, the Council calls on all the supporters and activists of this pervasive popular movement not to hesitate in supporting the demands of this land’s brave workers as well as sympathising with and aiding them.”

The statement also argues, “without resolving the flaws in the country’s political system, it is not possible to speak of any economic revival.”

Referring to the false promises made by Ahmadinejad during the 2009 presidential race, the council added: “If at that time, there were still those who did not believe the government would deceive, today the state’s lies have become so apparent for all, that not only farmers, workers and labourers, but everywhere in this poverty stricken country filled with misery despite having the largest amount of underground resources and social capital, they no longer believe their empty promises.”

“The country’s hard workers saw how the problem of housing and unemployment not only remained unresolved, but intensified,” the statement said. “The people of this land have witnessed how the oil revenue not only didn’t find its way into their dinner tables, but their dinner tables shrank by the day.”

“Strikes and protests by workers are taking place everyday and across the country, despite the [government’s] violent action,” the council noted. “A charity-like economy, whose harmful and undignified consequences government critics had warned about, is shattering the hopes of workers and employers and has brought the wheels of the country’s economy to a standstill these days.”

The Coordination Council of the Green Path of Hope also criticised the Ahmadinejad government’s irresponsible mismanagement of oil revenues of the past six years, which has been more than 500 million dollars, more than Iran’s oil revenues under all the previous administrations put together. It also said the income had been “used for the unrestricted import of low-quality goods.”

“It is as though the goal of this great Revolution [in 1979] was to become independent of one superpower, but to become reliant on another.”

The council also dismissed the unemployment and growth rates announced by the Ahmadinejad government as “baseless,” arguing that “out honourable workers feel the country’s critical economic situation with their flesh and bone and the baselessness of the government statistics about economic growth are comprehensible for them, more than any other social group.”

“It is natural that in such circumstances, the 850,000 jobs per year that were to be created under the fourth development programme are not created, but rather, we’ve had a rise in unemployment. Can one imagine the hiring of new workers by a production unit that hasn’t received any new investment and its sales and profits have also remained the same?”

“The reality is that the militarisation of the economy and politics in recent years has crippled the Iran’s economy,” the statement went on to add. “Tens of thousands of workers across the country have not received their wages in months. Their basic rights such as the right to carry out union activity, the right to protest against working conditions, the demand for a wage increase that matches the increase in inflation, the ability to earn a living through working for a single shift per day and the right to influence their destiny are being neglected through [the government’s] resort to all types of cunning measures. Iranians see their greatest asset; the hope for a better future, shattered and their greatest God-given gift, their human dignity, stumbled upon.”

“Iran is a great country with massive natural resources as well as experts, workers and creators of job opportunities who can return the country to the position it deserves, should their right to determine their own destiny be returned to them.”


Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, Iranian workers protest, revolution, ایران, ایران iran,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Qods Day Protest

13 Aban Protest

16 Azar Protest

Ashura Protest

22 Bahman Protest

Chaharshanbe Suri Protest

22 Khordaad 89 Protest

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 15 other followers

%d bloggers like this: