Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

حرکت ابتکاری یک شهروند/ اینجا تهران… صدای «شهیدان شهر»+ گزارش تصویری / Tehran, Iran – July 2010 Iranian citizen distributes “Martyrs of Our Town” video throughout the city

Kaleme reports that a Tehran resident copied CDs that contain this video (telephone interviews with families of those protesters who were killed after the June 2009 election in Iran ) and anonymously distributed them in the city.

چکیده :امروزم را با حرکت آغاز می کنم. لیستی از تمامی مصاحبه هایی که خانواده های شهیدان علی رغم همه فشارها با رسانه ها انجام داده بودند را سایت کلمه منتشر کرده بود… باید این فیلم و سخنان این چهل و سه خانواده را میان مردم شهر پخش کنم. باید برای مردم شهر نامه فرستاد. باید همدیگر را دوباره پیدا کنیم…….

 

یکی از شهروندان سبز در یک ابتکار عمل اقدام به پخش فیلم شهیدان شهر و لیستی از مصاحبه های خانواده های کشته شدگان پس از انتخابات در اماکن عمومی کرده است.

به گزارش کلمه، فیلم شهیدان شهر کار مشترکی از مسیح علی نژاد و سید محمد پوینده بود که سال گذشته با جمع آوری مصاحبه ها و صدای های خانواده های شهدای جنبش از جمله امیر جوادی فر، محمد کامرانی، سهراب اعرابی، محمد چگینی، علی حسن پور، علی حبیبی موسوی ساخته و در اینترنت پخش شده بود. در این فیلم خانواده ها روایت دردناکی از نحوه جان باختن اعضای خانواده خود را در حوادث پس از انتخابات را بازگو می کنند. در آستانه هجده تیر، این فیلم که در آن سخنان خانواده دو تن از دستگیرشدگان هجده تیر نیز حکایت از نحوه شکنجه و جان باختن امیر جوادی فر و محمد کامرانی در کهریزک می کند میان مردم شهر و در اماکن عمومی توزیع شده است.

این کاربر اینترنتی در صفحه خود شرحی از دلایل و انگیزه های خود برای این ابتکار عمل را به همراه عکس هایی از سطح شهر منتشر کرده است که در زیر می آید:

اول بار زیر سایه ی برج میلاد بود . نشان های باریک و سبزی دست به دست پخش شد و دور مچ ها گره خورد و با خودمان فکر کردیم : چه رسم غریبی !

بعد تر , توی خیابان از روی همان با هم آشنا در آمدیم و فکر کردیم : چه حس غریبی !

بعد تر , با همان روی زخم هم را بستیم و سیاهپوش هم شدیم و فکر کردیم : چه رنج غریبی !

حالا … با همان کوچه به کوچه چشم می گردانیم و دنبال هم می گردیم و فکر می کنیم : چه غربت غریبی !

و انگار که پیش از هرچیز به لمس دست های هم نیاز داریم , به بودن هم , به بیشمار بودن هم …

ما , گوشه ای از وجودمان را کنج سالهای سختی که رفت جا گذاشته ایم …

مثل مادر ِ فرزند گم کرده ای بی قرار و هراسان و مستاصلیم …

دل داده ایم , یار گم کرده ایم , باورمان رنگ خون گرفته و راهی نیست , راهی نیست , باید که بی شمار باشیم …

شاید که حلقه ی گم شده ی این رسم ِ ” بی شماری ” دست های جدا افتاده ی ما باشد .

شاید که پاگرفتن یک شعله ی انفعال سوز , محتاج یک بازدم بی رمق و خسته ی ما باشد .

ما به هم نیاز داریم

نیاز داریم یک نفر روی بام های تاریک و سرد خیالمان فریاد بکشد : ” الله اکبر ! ” , و یکی یک از لب پنجره سرک بکشیم و به شوق دستی به نشان پیروزی تکان دهیم که : آخ ! تو هم هستی ؟؟ … من هم هستم !

نیاز داریم ” تو ” کشیک قدم های ” من ” را بدهی و من , فریادمان را برگه برگه روی نبض نامنظم خیابان تکثیر کنم و بایستیم و نگاه کنیم که مردم بی خبر شهر حیرتشان را از ظلم ناپیدا پچ پچ می کنند .

نیاز داریم که ” من ” ته جیب هایم را بگردم و ” تو ” روی اسکناس های مچاله ی توی مشت های من , تند تند دنبال واژه ی جمهوری اسلامی ِ رنگ پریده بگرده و نیم نمره از املا و انشا و باور تمام اسکناس های شهر کم کنی و پیرزن همسایه درست وقتی سهم یارانه هایش را توی دامنش می ریزند ؛ علامت سؤال ذهن تو را بخواند و با خودش فکر کند : ” جمهوری اسلامی که می گفتند این بود ؟؟! ”

نیاز داریم که ” تو ” قلاب بگیری و ” من ” روی پنجه از بین میله های سرد سرک بکشم و ابرهای گرفته ی سلول های تب دار را جلوی آفتاب ِ رخوت انگیز و بی خبر تابستان بگیریم بلکه طوفان ِ بدون نوحی به پا شود و مردان بی عدالتی از هرچه بند و زنجیر است توبه کنند .

نیاز داریم که ” من ” دست هایم را رو به رویت بگیرم و ” تو ” قطره قطره , خون ها ی تا ابد جاری را روی انگشت های لرزانم بچکانی و بدویم و بدویم و پای تمام دیواره های شهر امضا بزنیم که : آی مردم ! به کدامین گناه ؟؟؟

ما به هم نیاز داریم …

تا سر روی شانه های خسته ی هم بگذاریم و ” تو ” زیر گوشم بخوانی :

شهیدای شهر/ با فانوس خون/ جار می زنن/ تو خیابونا / سر میدونا / عمو یادگار/ مستی یا هشیار / خوابی یا بیدار

و ” من ” زیر گوش تو زار بزنم :

خوابیم و بیدار / شهیدای شهر / مستیم و هشیار / شهیدای شهر / آخرش یه شب / ماه میاد بیرون / از سر اون کوه / بالای دره / روی این میدون

و عاقبت یاد بگیریم بیداری و هشیاری باید از خود شروع کرد…

چندیست همدیگر را دوباره گم کرده ایم و یادمان رفت که یادی از کسانی بکنیم که دست شان میان دست های ما بود اما رفتند و دیگر برنگشتند.

شب و روزمان شده نشستن پای اینترنت و گلایه کردن از این فراموشی در حالی که شهر را با خبر نمی کنیم و هنوز مردم شهر بی خبرند از شهیدان شهر.

از کلیپ شهدان شهر که چندی پیش یک روزنامه نگار و یک مستند ساز با صدای مصاحبه های خانواده های کشته شدگان جنبش سبز ساخته اند راه می افتم در میان مردم. ترس دارد اما ….

امروزم را با حرکت آغاز می کنم. لیستی از تمامی مصاحبه هایی که خانواده های شهیدان علی رغم همه فشارها با رسانه ها انجام داده بودند را سایت کلمه منتشر کرده بود… باید این فیلم و سخنان این چهل و سه خانواده را میان مردم شهر پخش کنم. باید برای مردم شهر نامه فرستاد. باید همدیگر را دوباره پیدا کنیم….

شاید کسی باشد که «من»، «تو»، با همین نامه ها به یادش بیاوریم که «ما» به هم نیاز داریم، به باهم بودن هم، به آگاه بودن و آگاه ساختن، به حرکت کردن، به بیشمار بودن و …….

 

 

 

Filed under: iran, iran election, Iran News, Iranian protests, Tehran, ایران

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Qods Day Protest

13 Aban Protest

16 Azar Protest

Ashura Protest

22 Bahman Protest

Chaharshanbe Suri Protest

22 Khordaad 89 Protest

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 15 other followers

%d bloggers like this: