Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

نامه تکان دهنده دکتر ملکی خطاب به احمد شهید: شهادت می دهم که زندانیان جوان و دانشجو در ایران شکنجه و اعدام شده اند / Dr. Maleki’s letter to Ahmed Shaheed: I testify to 32 years of crime under Velayat – e Faqih

Scroll down for English translation…

پنجشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۰

دکتر محمد ملکی، اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب ایران, طی نگارش نامه ای تکان دهنده خطاب به احمد شهید، با اشاره به وضعیت اسفبار حقوق بشر در ایران و همچنین با تاکید بر «جنایت های حاکمان قدرت طلب و استبدادی» اعلام نموده که برای شهادت در مورد شکنجه و اعدام زندانیان در ایران آماده بوده و «پای هزینه آن» نیز ایستاده است.

به گزارش دانشجونیوز، به دنبال نگارش نامه های اعتراضی برخی از زندانیان و شخصیت های سیاسی خطاب به گزارشگر ویژه حقوق بشر و توصیف شرایط ناگوار زندان ها و همچنین نقض مستمر حقوق بشر در ایران، دکتر محمد ملکی، از اساتید بازنشسته دانشگاه تهران و از شخصیت های دانشگاهی برجسته مخالف حکومت ایران، خطاب به احمد شهید نامه ای نوشته و این گزارشگر ویژه را نسبت به آنچه که وی آن را «ظلم و ستم و بیرحمی حاکمان در حق ملت مظلوم» خوانده، مطلع ساخته است.

بر اساس این گزارش، دکتر ملکی در این نامه با اشاره به تجربه شخصی خویش از دوران زندانی بودن خویش و مشاهده بسیاری از شکنجه ها و اعدام زندانیان سیاسی در ایران صراحتا اعلام نموده که «حاضرم حقایقی را که خود شاهد آنها در زندانهای نظام ولائی بوده ام را برایتان ذکر کنم و پای هزینه آن نیز بایستم.»

دکتر محمد ملکی که مدت زیادی از عمر خویش را در زندان های ایران سپری کرده و حتی پیشتر محکوم به اعدام نیز شده بود، در آخرین مورد پس از ۱۹۱ روز بازداشت و آزار و اذیت به دلیل وخامت وضعیت جسمانی به طور موقت از زندان اوین آزاد شده و علی رغم اینکه که سال ۷۹ به ۷ سال حبس تعلیقی نیز محکوم شده بود، هنوز حکمی برای وی صادر نشده است.

به گزارش دانشجونیوز، متن کامل نامه دکتر محمد ملکی به شرح زیر است:

بسم الحق

جناب آقای دکتر احمد شهید

با سلام و ارادت و آرزوی موفقیت بخاطر کارسترگ و انساندوستانه ای که پذیرفته اید.

من دکتر محمدملکی استاد بازنشسته دانشگاه و نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب میخواستم بر اساس تجربیات شخصی ام، شمه ای از آنچه در مسیر نقض فاحش حقوق بشر در کشورم ایران می گذرد را جهت اطلاع بیشتر شما به عرضتان برسانم تا شاید گامی باشد جهت نجات ملتم از این همه ظلم و فساد و بیرحمی حاکمان در حق یک ملت مظلوم.

برادرم؛ آقای شهید

من هم یکی از ده ها هزار نفری بودم که در مدت 32 سال حکومت جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها حقوق انسانی ام از سوی حاکمان قدرت طلب و استبدادی نقض شده و شاهد بسیاری جنایت ها در زندانهای ایران بوده ام که به گوشه ای از آنها اشاره می کنم.

در سال 1357 بعد از پیروزی انقلاب و پس از برگزیده شدنم به ریاست دانشگاه تهران، برای پیاده کردن یکی از اهداف انقلاب، تمام توانم را بکار بردم تا دانشگاه و دانشکده ها به وسیله شورائی مرکب از استادان، دانشجویان و کارمندان که در یک انتخابات کاملا دموکراتیک انتخاب می شدند، اداره گردد. اینکار به مزاق حاکمیتی که همه امور کشور را در دست گرفته بود خوش نیامد تا بالاخره با یک کودتا به نام “انقلاب فرهنگی”، با حمله به دانشگاهها و کشتار تعدادی از دانشجویان همراه با مجروح کردن و دستگیری جمعی از آنها، دانشگاهها را بستند و تعداد زیادی از دانشگاهیان معترض را دستگیر و پس از شکنجه های فراوان اعدام نمودند. شورای مدیریت دانشگاه تهران و شورای عالی دانشگاه که کار اداره دانشگاه را به عهده داشتند با این امر به مخالفت برخاستند، ولی حاکمیت به جای پاسخگوئی به آنها تعدادی از آنها از جمله اینجانب را دستگیر و به بهانه مخالفت با امر رهبری (آیت الله خمینی) روانه زندانها نمودند. در یک دادگاه غیر قانونی بدون حضور وکیل محاکمه شدم و ابتدا به اعدام و سپس به 10 سال زندان محکوم گردیدم . در این مدت با بیرحمانه ترین رفتار از جمله زدن کابل به کف پا و سایر نقاط بدنم، آویزان کردن از سقف، کوبیدن سر به دیوار، زدن مشت و لگد که منجر به نابینائی چشم چپم و شکستگی استخوان مچ دست راستم شد و انواع شکنجه ها مواجه بودم. آثار بعضی از آن شکنجه ها هنوز روی بدنم باقیست. بعد از 5 سال ظاهرا از زندان آزاد شدم ولی ماهها باید هر چند روز یکبار خودم را به دادستانی معرفی می کردم تا مورد بازجوئی که خود نوعی شکنجه بود قرار می گرفتم.

در سال 1379 باتفاق دهها فعال ملی ـ مذهبی به بهانه “براندازی” مجددا دستگیر و مدت 6 ماه در یکی از مخوف ترین زندانهای سپاه (عشرت آباد) در سلولهای انفرادی (1متر در 2متر) زندانی شدم؛ سلولهائی که بنا به گفته حقوق دانان و روان پزشکان، زندانی بودن در آنها را “شکنجه سفید” می نامند. پس از حدود 7 ماه تحمل زندان (شکنجه سفید) برای محاکمه آزاد شدم و در یک دادگاه غیرعلنی و غیرقانونی محکوم به 7 سال زندان تعلیقی گردیدم.

در 31 مرداد سال 1388 و درحالیکه دچار بیماری سرطان پروستات و بیماری قلبی آریتمی و فشارخون بودم و دوران شیمی درمانی را می گذراندم و از ناراحتی قلبی و سنکپ های مرتب رنج می بردم، در ساعات اولیه روز عده ای از مامورین وزارت اطلاعات به منزلم هجوم آوردند و من را بعد از بازرسی خانه و مصادره تعداد زیادی از کتابهایم، از بستر بیماری مستقیم به زندان اوین، بند مربوط به وزارت اطلاعات (بند209)، بردند و در سلول انفرادی به مدت 3 ماه زندانی شدم. در بازجوئی ها انواع توهین و تحقیر را در حقم روا داشتند و تنها بدلیل نوشته ها و گفته های انتقادی ام، به من اتهام محاربه و توهین به آقایان خمینی و خامنه ای (رهبران جمهوری اسلامی) وارد ساختند. نهایتا پس از 191 روز زندانی شدن، بعلت شدت بیماری که در اثر آن چند بار به بیمارستان منتقل شدم به من مرخصی استعلاجی دادند تا شیمی درمانی ادامه یابد و عمل نصب دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب انجام شود . اخیرا برای محاکمه به دادگاه غیر علنی که خلاف بر قوانین خود جمهوری اسلامی است احضار شدم تا حکم قاضی صادر گردد و فعلا روزهای بسیار سخت و شکنجه گونه زیر حکم بودن را می گذرانم. من پیرمردی 78 ساله و بیمار هستم ولی برای تحمل هر حکمی آماده هستم زیرا هدفم مبارزه با ظلم و بیدادگری حاکمان و قدرت بدستان ایران بوده و هست و خواهد بود. به خدا و خلق تکیه دارم و از هیچ عقوبتی ترس ندارم و آرزویم ملاقات با شما و بیان حقایقی است از آنچه در 3 دهه اخیر در ایران گذشته و ظلمی که بر این ملت روا رفته است.

جناب آقای دکتر شهید؛

من شهادت خواهم داد که در دهه 60 شمسی چگونه زندانیان جوان و دانشجویان اعم از زن و مرد را پس از شکنجه بسیار، ده ده و صد صد هر شب برای اعدام می بردند و آنها به سوی سرنوشت می رفتند و در راه سرود می خواندند. حاضرم حقایقی را که خود شاهد آنها در زندانهای نظام ولائی بوده ام را برایتان ذکر کنم و پای هزینه آن نیز بایستم.

در پایان بنام یک ایرانی آرزو میکنم که در کارتان موفق باشید. مطمئن باشید خدا یار شماست.

ارادتمند و به امید دیدار ـ

دکتر محمد ملکی

زندانی سیاسی در تعلیق و استاد بازنشسته دانشگاه تهران

شهریور 1390

Daneshjoo News

 

In a letter to Ahmad Shaheed, the United Nations Special Rapporteur for Human Rights in Iran, Dr. Mohammad Maleki, the first president of Tehran University after the Islamic revolution, declared that he is ready to reveal the crimes he has witnessed over the past 32 years in Iran. Maleki was recently summoned to appear before the court.

“I am ready to reveal the facts I have witnessed in the Velayat-e Faghih prisons and pay the price for it.”

An excerpt of the letter: “I am one of tens of thousands of Iranians whose human rights have been frequently violated by the authoritarian and despotic rulers of the Islamic Republic of Iran over the past 32 years, and I have witnessed many crimes in Iranian prisons.”

The retired university professor added, “I shall testify how, during the 1980s, each night after being severely tortured, young prisoners and students, both male and female, were taken for execution by tens or hundreds. They walked toward their destiny while singing chants along the way.”

Dr. Maleki mentioned instances of torture in the Islamic Republic prisons and said: “During this period I was treated in the cruelest ways possible, including: being lashed with a cable wire on the soles of my feet and other parts of my body; being hung from the ceiling; my head being smashed against the wall; and being punched and kicked, which led to my blindness in the left eye and my right wrist to break…and all other kinds of torture. The signs of some of these tortures are still evident on my body.”

In the Name of God

Dear Dr. Ahmed Shaheed,

I wish you success in your great and humanitarian undertaking. I am Dr. Mohammad Maleki, a retired university professor and the first President of the University of Tehran after the Islamic revolution. Based on my personal experience, I want to inform you of some of the egregious violations of human rights in my country, Iran, with the hope that it may be a step toward freeing my nation from so much atrocity, corruption, and cruelty by its rulers.

My dear brother, Mr. Shaheed,

I am one of tens of thousands of Iranians whose human rights have been frequently violated by the authoritarian and despotic rulers of the Islamic Republic of Iran over the past 32 years, and I have witnessed many crimes in Iranian prisons. Here I will mention some of them.

In 1979, following the victory of the Islamic revolution, and after being appointed as the President of the University of Tehran, I used all my resources to implement one of the aims of the revolution: managing the university and its colleges by a council composed of professors, students, and staff selected through a democratic election. However, the ruling system, which had assumed control over all affairs in the country, did not favor this plan. Finally, in a coup called the “Cultural Revolution”, [the ruling system] attacked the universities and murdered some students and injured or arrested some others and closed the universities. They arrested many of the protesting students and, after severe torture, executed them. The Management Council of the University of Tehran and the Supreme Council of the university, which administered the university, opposed this action. But instead of responding to the opposition, the ruling system arrested some of [the members], including me. For opposing the decree of the leader (Ayatollah Khomeini) [we were] sent to prison. In an illegal court, I was tried in the absence of a lawyer and was first sentenced to death and then to 10 years in prison. During this period I was treated in the cruelest ways possible, including: being lashed with a cable wire on the soles of my feet and other parts of my body; being hung from the ceiling; my head being smashed against the wall; and being punched and kicked, which led to my blindness in the left eye and my right wrist to break…and all other kinds of torture. The signs of some of these tortures are still evident on my body. After five years I was released, but for months I had to introduce myself to the Prosecutor once every few days in order to be interrogated, which was itself a type of torture.

In the year 2000, I was arrested again along with tens of national-religious activists and charged with “Subversion”. I was imprisoned for six months in one of the most horrific prisons [Eshratabad] operated by the IRGC.  [I was held in a] solitary confinement cell measuring 1 X 2 meters. According to jurists and and psychologists, [this method of isolation] is called “white torture”. After enduring about seven months of imprisonment (white torture) I was released for trial. In an illegal closed court session I was sentenced to seven years of suspended imprisonment.

On August 22, 2009, while I was suffering from prostate cancer, heart arrhythmia and high blood pressure and was passing chemotherapy sessions and also suffered from a heart condition and frequent syncope, in the early morning some Ministry of Intelligence agents rushed into my home and, after inspecting the house and confiscating many of my books, transferred me directly from my sickbed to the Ministry of Intelligence ward (209) in Evin prison. I was held in solitary confinement for three months. In the interrogation sessions, they insulted and humiliated me in all ways possible, and just because of my critical writings and speeches, accused me of Moharebeh (enmity with and waging war against God) and insulting Khomeini and Khamenei (the leaders of the Islamic Republic). Finally, after 191 days of imprisonment, due to my critical health condition for which I had been transferred to the hospital several times, they granted me a sick leave so that my chemotherapy sessions may continue and the surgery for implanting a pacemaker be performed.

Recently, I was summoned to appear before the closed court, which is against the laws of the Islamic Republic, so that the verdict of the judge may be issued. Presently I spend the hard and excruciating days waiting for my sentence. I am an ailing 78-year-old man; however, I am ready for any sentence because my goal has been, is, and will be to struggle against tyranny and despotism of the ruling system in Iran. I rely on God and the people and I am not afraid of any retribution. My wish is to meet you and reveal some facts about the oppression of this nation and what has happened in Iran during the past three decades.

Dear Dr. Shaheed,

I shall testify how during the 1980′s, each night after being severely tortured, young prisoners and students, both male and female, were taken for execution in tens or hundreds;. They walked toward their destiny while singing chants along the way. I am ready to reveal the facts I have witnessed in the Velayat-e Faghih prisons and pay the price for it.

Finally, as an Iranian, I wish you success in your task. And I assure you that God is on your side. I am looking forward to meeting you.

Best regards,

Dr. Mohammad Maleki
Suspended political prisoner and former president of the University of Tehran
September, 2011

Persian2English  (Translation by Davood Eftekhar)

Filed under: Evin prison, iran, Iran News, Iranian protests, Mohammad Maleki, revolution, Tehran University, Velayat-e faqih, ایران

Streets of Tehran flooded with security forces on 2nd anniversary of the rigged election of Ahmadinejad – June 12, 2011

June 12, 2011 – The streets of Tehran were flooded with security forces in anticipation of the planned “silent protests” marking the 2nd anniversary of the rigged election that brought Mahmoud Ahmadinejad a second term as President of Iran.  The Coordination Council of the Green Path of Hope, had called on protesters to march silently along Vali-Asr street and make their way to Vali-Asr Square. 

Their are many reports that thousands of people were on Vali-Asr street trying to make their way to the Square.  The presence of security forces along the route was massive.  There were also reports of several clashes and many arrests.  The security forces harrassed  and videotaped people as they walked along the protest route.  Most shops along the way had been forced to close, along with the two large theatres in the area (Africa and Palestine).  Large contingents of Basij motorcycle units were patrolling the area and harassing, intimidating and arresting protestors.

Here you can see an extremely large contingent of security forces gathered on a small section of Vali-Asr street and the motorcycle units riding up on the sidewalk through protestors in an attempt to intimidate them.

Here, a contingent of Basij motorcycle patrols head to Vanak Square. 

Massive security and many people on the streets

Protestors marching on Vali-Asr street

Cars at various points on Vali-Asr Avenue honking their horns to show their solidarity with the protesters.

Security forces stationed near bus pickup/dropoff locations to frighten and intimidate riders to not depart the bus in this location.

Here, a very large contingent of Basij on motorcycles

 

Filed under: 22 Khordad 90, 22 خرداد, Basij, iran, iran election, Iran News, Iranian protests, IRGC, revolution, Tehran, ایران

شعار نویسی ضد حکومتی دانشگاه هرمزگان خرداد ۱۳۹۰مرگ بر اصل ولایت فقیه / Iran – Hormozgan University – June 1, 2011 Anti regime grafitti “Death to Dictator” and “Death to Velayat e-faqih”

Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, protest graffiti in Iran, revolution, Velayat-e faqih, ایران

یکی دیگر از جنایات جمهوری اسلامی / More crimes by the Islamic regime in Iran

Habib Pourvali, Azerbaijani activist shows bruises from prison torture.

Habib Pourvali was among around 70 Iranian Azerbaijanis arrested on  April 2nd during peaceful demonstrations in Tabriz, and about 20 others in Oromieh, north-western Iran.

Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران

در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزید / Green Movement urges support for Iran workers

Scroll down for English translation…

ندای سبز آزادی: شورای هماهنگی راه سبز امید، بیانیه ای در گرامی داشت روز جهانی کارگر صادر کرد.

در گوشه ای از این بیانیه آمده است « دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. »

شورای همانگی راه سبز امید در ادامه از رسانه ها و شبکه های اجتماعی در خواست کرده است تا از خواست های کارگران حمایت کرده و در این راه همدل و همراه آنها باشند، شورا در این مورد نوشته است « شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند. »

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
امسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دو نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند. دو سال پیش در چنین روزهایی، عزم امواج میلیونی شهروندان، می رفت تا سرنوشت کشور را از دست ناکارآمدانی که جز به بقای خود در قدرت به هر قیمت ممکن نمی اندیشند و استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به اهداف خود مباح می دانند، بگیرد و صالحانی توانمند بر جای آنان بنشاند. آن روزها که اقتدارگرایان فریبکار بر طبل های میان تهی تبلیغاتی خود می کوبیدند و با وعده های پوچ و دست نایافتنی که به مردمان می دادند رأی می خریدند، کروبی و موسوی از دغل کاری فرصت طلبانه دولتیان پرده برداشتند و ناکارآمدی آن را عیان کردند و جوانان هوشمند و هوشیار سبز این مرز و بوم، نشان «دروغ ممنوع» را در کوی و برزن برافراشتند تا مبادا دروغ گویان بار دیگر بر سرنوشت مردمان رنج کشیده این دیار حاکم شوند. از جمله نگرانی‌هایی كه دو سال پیش از این مردم را به تجدید نظر در كناره‌ گیری از سیاست کشانید خطرات بلندمدتی بود كه معیشت محروم‌ترین اقشار جامعه را تهدید می‌كرد. اما به زودی معلوم شد كه بدون بازسازی خلل‌های ایجاد شده در نظام سیاسی كشور سخن گفتن از بازسازی اقتصادی ممكن نیست، همچنان‌كه بدون بازسازی اخلاقی جامعه، بدون به كرسی نشاندن شعار و شعور دروغ ممنوع، بدون نهادینه كردن رعایت امانت، بدون پایبندی به عهدهای انسانی و ایمانی و میثاق‌های ملی، بدون رو كردن به چهره رحمانی اسلام، بدون به رسمیت شناختن حقوق متفاوت انسان‌ها و …ممكن نیست و چنین شد که اکثریت ایرانیانی که از فریبکاری دولتیان خسته شده بودند، ندای آنان را شنیدند و با حضور در پای صندوق های رأی، به دولت دروغ «نه» گفتند. افسوس که اقتدارگران، رأی آنان را همچون سرمایه های دیگرشان دزدید وخس و خاشاکشان نامید، به گمان این که می توان با تکیه بر زر و زور و تزویر، کشور را اداره کرد.
اگر در آن زمان کسانی بودند که هنوز فریبکاری دولتیان را باور نمی کردند، امروزه کوس رسوایی دولت دروغ بر سر هر کوی و برزن، چنان بلند نواخته شده که نه کشاورز و دامدار و نه کارگر و کارمند، که در هر گوشه و کنار کشوری که با وجود داشتن عظیم ترین ذخایر زیرزمینی و سرمایه های انسانی، فقر و فلاکت از آن می بارد زندگی می کنند، دیگر وعده های توخالی آنان را باور نمی کنند. زحمتکشان این سرزمین دیدند که مشکل مسکن و بیکاری نه تنها از میان نرفت، که افزایش یافت و پرداخت سهام عدالت و یارانه ها، اگر دوام هم داشته باشد، دردی دوا نکرده است. مردمان این دیار دیدند که نه تنها پول نفت بر سر سفره هایشان نیامد، بلکه سفره هایشان روز به روز کوچک تر شد. کارگرانی که با تلاش بسیار سعی می کردند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کنند، امروز در برآوردن نیازهای اولیه آنان درمانده اند. اعتراض ها و اعتصاب های کارگری، علیرغم برخوردهای خشونت بار،هر روز در گوشه و کنار کشور رخ می دهند. اقتصاد صدقه ای که منتقدان دولت نسبت به عوارض زیان آور و خفت بار آن هشدار داده بودند، این روزها، امید کارگران و کارفرمایان را نومید کرده و چرخ های صنعت را به سکون کشانده است. درآمد سرشار فروش نفت که طی شش سال گذشته بالغ بر پانصد میلیارد دلار یعنی معادل تمام دوران فروش نفت در دورة پیش از آن بوده، و امانت بزرگ نسل ها در دست دولتیان است و کاهش وابستگی به آن از اهداف بارز مبارزات چند دهه اخیر ملت ما بوده، صرف واردات بی رویه کالاهای نامرغوب می شود؛ گویی هدف این انقلاب بزرگ صرفا عدم وابستگی از یک ابرقدرت و وابسته شدن به ابرقدرتی دیگر بوده است!
کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است. اما بد نیست با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، دروغ بزرگ ایجاد 6/1 میلیون شغل در سال 89 و 5/2 میلیون شغل در سال جاری را به نمایش بگذاریم:
همه می دانیم که رشد اقتصاری و رشد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال لازم و ملزوم یکدیگرند. به همین جهت در برنامه چهارم توسعه برای ایجاد 850 هزار شغل در سال، رشد اقتصادی سالانه 8 در صد و رشد سرمایه گذاری  4/12 در صد در نظر گرفته شد. اما اکنون به موجب آمارهایی که از نیمه دوم سال 87 اعلان آنها توسط بانکمرکزی ممنوع شده اما توسط صندوق بین الملل پول منتشر شده، رشد اقتصادی سه سال اخیر ایران بطور متوسط 7/0 در صد بوده و در سال جاری به صفر خواهد رسید. نرخ رشد سرمایه گذاری نیز از حدود 4 در صد فراتر نخواهد رفت. طبیعی است در چنین شرایطی نه تنها 850 هزار فرصت شغلی سالیانه برنامه چهارم تحقق نیافته بلکه با افزایش آمار بیکاران مواجه شده ایم. آیا می توان تصور کرد که به عنوان مثال در یک واحد تولیدی که سرمایه گذاری جدید در آن نشده و فروش و درآمد آن نیز افزایش نیافته، مدیر آن به استخدام کارکنان جدید دست بزند؟
واقعیت اینست که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. به موجب گزارش سازمان خصوصی سازی، از 68 هزار میلیارد تومان واحد های واگذار شده از سال 84 تا 15 تیر 89 ، فقط 22هزار میلیارد تومان به بخش خصوصی رسیده است که بسیاری از آنها نیز رانت جویان وفا دار به دولت هستند و نه کارآفرین. درآمد 430 میلیارد دلاری ارزی سال های 84 لغایت 88 نیزبه جای سرمایه گزاریهای زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی گردید.
دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. طرح های بزرگ زیربنایی همانند منطقه عسلویه که می رفت تا با ایجاد هزاران فرصت شغلی در سال در حل این معضل بزرگ و ملی نقش داشته باشند، به دلیل کاهش سرمایه گذاری ها به رکود کشیده شده است. دهها هزار کارگر در سراسر کشور، ماههاست که از دریافت حقوقشان محروم بوده اند. حقوق اولیه کارگران مانند حق فعالیت سندیکاها، حق اعتراض به شرایط کار، درخواست افزایش دستمزدها بر اساس رشد تورم، تأمین معاش با کار در یک شیفت کاری، حق تأثیرگذاری بر اداره سرنوشت خود، با تمسک به انواع حیله ها و ابزارها نادیده گرفته می شود. ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.
اما آیا این سرنوشت محتوم مردم ماست؟ ما چنین نمی اندیشیم، و میلیون ها ایرانی آزاده دیگر نیز چنین نمی اندیشند. مگر ما و مردمان دیگری که همزمان یا دیرتر از ما در راه آزادی و آبادی گام برداشته اند از سرشتی متفاوت آفریده شده ایم که این گونه حقیرانه تن به ذلت بدهیم؟ مگر نمی دانیم که دستیابی به زندگی سعادتمندانه، نیازمند عزم و اراده برای ایجاد دگرگونی در هر چه نادرست است و جایگزین نمودن آن با آنچه ما را به فردایی بهتر رهنمون می کند می باشد؟ مگر ندیده ایم که برای رسیدن به جامعه ای آباد، آزاد و عادل، ملت ها چه رنج ها که بر خود هموار نکرده اند و چه فداکاری ها که در تاریخ خود به ثبت نرسانده اند؟ ایران کشوری بزرگ، با سرمایه های بزرگ طبیعی و بهره مند از خیل کاردانان و کارگران و کارآفرینانی است که اگر حق تعیین سرنوشتشان را به خودشان بازگردانند، می توانند در زمانی کوتاه، کشور را به جایگاهی که شایسته آن است برسانند. و مردم ما در همین دو سالی که پشت سر گذاشتند، با اهدای دهها شهید، صدها مجروح و هزاران زندانی و از جمله دهها کارگر زندانی، نشان دادند که از چنین عزمی برخوردارند. صبر و استقامت و تلاش این مردم بزرگ، که بجای بزرگ فروشی به آنان باید در مقابل بزرگیشان سر تعظیم فرود آورد، آنان را به سر منزل مقصود خواهد رساند.
شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند. 
شورای هماهنگی راه سبز امید
4 اردیبهشت 1390

GVF — Just days ahead of International Worker’s Day (May 1st), the Coordination Council of the Green Path of Hope has expressed its support for Iranian workers and once more voiced previously voiced concerns by Green Movement Mir Hossein Mousavi regarding the workers’ right to organise, mobilise and protest.

In its statement, the Council, which is the Green Movement’s highest decision-making body said that in recent years, “instead of privatising, the government has been carrying out a monopolisation, and has been giving away firms and businesses to quasi-governmental and quasi-military bodies for trifling sums, and thus through the concentration of power and wealth in their own hands, they persist in their monocracy.”

The Council, whose members have been chosen by the leader of the Green Movement Mir Hossein Mousavi and Karroubi prior to their house arrest, has also urged the media and social networks to play support the demands of Iran’s workers and sympathise with the country’s labour force which has been hard hit by the Ahmadinejad administration’s disastrous economic policies, in particular its recent subsidy cuts which have had a devastating effect on the country’s most vulnerable.

“Having in mind the economic hardships and demands of hard-working labourers, and under the status quo where the state does not tolerate any level of criticism towards the current situation, the Coordination Council of the Green Path of Hope urges all media and social networks to reflect the heart rendering tragedies which have made life more difficult for the various groups in people. While stressing the indisputable rights of workers to voice their demands and fully supporting [the right to hold] demonstrations and assemblies, in accordance with annual custom, the Council calls on all the supporters and activists of this pervasive popular movement not to hesitate in supporting the demands of this land’s brave workers as well as sympathising with and aiding them.”

The statement also argues, “without resolving the flaws in the country’s political system, it is not possible to speak of any economic revival.”

Referring to the false promises made by Ahmadinejad during the 2009 presidential race, the council added: “If at that time, there were still those who did not believe the government would deceive, today the state’s lies have become so apparent for all, that not only farmers, workers and labourers, but everywhere in this poverty stricken country filled with misery despite having the largest amount of underground resources and social capital, they no longer believe their empty promises.”

“The country’s hard workers saw how the problem of housing and unemployment not only remained unresolved, but intensified,” the statement said. “The people of this land have witnessed how the oil revenue not only didn’t find its way into their dinner tables, but their dinner tables shrank by the day.”

“Strikes and protests by workers are taking place everyday and across the country, despite the [government’s] violent action,” the council noted. “A charity-like economy, whose harmful and undignified consequences government critics had warned about, is shattering the hopes of workers and employers and has brought the wheels of the country’s economy to a standstill these days.”

The Coordination Council of the Green Path of Hope also criticised the Ahmadinejad government’s irresponsible mismanagement of oil revenues of the past six years, which has been more than 500 million dollars, more than Iran’s oil revenues under all the previous administrations put together. It also said the income had been “used for the unrestricted import of low-quality goods.”

“It is as though the goal of this great Revolution [in 1979] was to become independent of one superpower, but to become reliant on another.”

The council also dismissed the unemployment and growth rates announced by the Ahmadinejad government as “baseless,” arguing that “out honourable workers feel the country’s critical economic situation with their flesh and bone and the baselessness of the government statistics about economic growth are comprehensible for them, more than any other social group.”

“It is natural that in such circumstances, the 850,000 jobs per year that were to be created under the fourth development programme are not created, but rather, we’ve had a rise in unemployment. Can one imagine the hiring of new workers by a production unit that hasn’t received any new investment and its sales and profits have also remained the same?”

“The reality is that the militarisation of the economy and politics in recent years has crippled the Iran’s economy,” the statement went on to add. “Tens of thousands of workers across the country have not received their wages in months. Their basic rights such as the right to carry out union activity, the right to protest against working conditions, the demand for a wage increase that matches the increase in inflation, the ability to earn a living through working for a single shift per day and the right to influence their destiny are being neglected through [the government’s] resort to all types of cunning measures. Iranians see their greatest asset; the hope for a better future, shattered and their greatest God-given gift, their human dignity, stumbled upon.”

“Iran is a great country with massive natural resources as well as experts, workers and creators of job opportunities who can return the country to the position it deserves, should their right to determine their own destiny be returned to them.”


Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, Iranian workers protest, revolution, ایران, ایران iran,

مزار کیانوش آسا / Kermanshah, Iran – March 18, 2011 Iranians remember Kianoosh Asa

Vodpod videos no longer available.

 

Filed under: Iran News, kianoosh assa, revolution

Orumiyeh, Iran – March 7, 2011 passing out leaflets for “Tuesday’s of Protests”

Filed under: iran, iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران, ,

اسفند۱۰ خیابان نواب بر افروختن آتش، استقلال آزادی جمهوری ایرانی / Iranian protestors chant “Independence, Freedom, Iranian Republic” on March 1, 2011

March 1, 2011- Tehran, Iran –  Anti-government protest on Navab St. and Iranian’s chant “Independence, Freedom, Iranian Republic”

Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران, ,

بیعت با شهدای راه آزادی – بهشت زهرا – ۷ اسفند ۸۹ / Iran 27 Feb 2011 Behesht Zahra cemetery: “Oath with martyrs for freedom of Iran”

Iran 27 Feb 2011 Behesht Zahra cemetery: “Oath with martyrs for freedom of Iran”
A brave Iranian is filming the tombs of the Martyrs for freedom of Iran, such as Neda Agha Soltan, Ashkan Sohrabi, Sohrab Arabi and Alireza Eftekhari (all of them killed on 20.June 2009 by regime forces), and promises all the martyrs that the Iranian youth will continue their fight and struggle for Freedom until the day Iran is Free! He tells them and all the other martyrs for freedom during the last 31 years to rest in Peace because we are Awake!! And we will fight against Khamenei until the end!!

At the end, he chants “Death to dictator, Death to Khamenei” “Long Live our Martyrs” “God is great”

Filed under: Beheshte Zahra Cemetery, iran, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران

نصب پلاکارد در اتوبان نیایش: دیکتاتور به پایان سلام کن / Banner of Khamenei on Niyayesh Highway “Dictator Say hello to your End”

Filed under: iran, iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, ایران, , ,

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 16 other followers