Democratic Republic of Iran جمهوری دموکراتیک ایران

The Only Way Forward

دیدار رهنورد و میرحسین با خانواده در روز عید غدیر / Mousavi and Zahra Rahnavard Allowed To Leave Their Home on Eide Ghadir

Scroll down for English translation…

چکیده :برادران و خواهران، پس از این ملاقات که در خانه برادر بزرگترشان حاج میرعبدالله موسوی و با حضور نیروهای امنیتی و برای اولین بار در 230 روز گذشته صورت گرفت از سلامتی کامل این دو همراه مردم خبر داده و تاکید کرده اند که روحیه آنها همچنان خوب وعالی است. …ا

 

آقای مهندس میرحسین موسوی و خانم دکتر زهرا رهنورد در روز عید غدیر با برادران و خواهران میرحسین ملاقات داشته اند. آنها در سلامتی کامل روحی و جسمی به سر می برند.ا

 

به گزارش کلمه، در آستانه ی دهمین ماه از بازداشت همراهان جنبش سبز ، که برخلاف گفته های برخی از مسئولین در مجامع داخلی یا بین المللی حقوق بشری ، بدون ارائه حکم و یا طی مراحل قانونی قضائی بوده است، خبرهای جدید حاکی از دیدار برادران و خواهران مهندس موسوی با میرحسین و دکتر زهرا رهنورد در روز عید غدیر است.ا

 

بر اساس این گزارش، برادران و خواهران، پس از این ملاقات که در خانه برادر بزرگترشان حاج میرعبدالله موسوی و با حضور نیروهای امنیتی و برای اولین بار در ۲۳۰ روز گذشته صورت گرفت از سلامتی کامل این دو همراه مردم خبر داده و تاکید کرده اند که روحیه آنها همچنان خوب وعالی است. پیش از این مهندس موسوی یکبار دیگر در روز فوت پدر یعنی در تعطیلات عید نوروز سال جاری با خواهران و برادران در کنار پیکر آن مرحوم دیدار محدود بیست دقیقه ای داشته اند.ا

 

منبع: کلمه

Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard visited Mousavi’s brothers and sisters on Eyde-Ghadir. According to the received reports, they are both physically healthy and in great spirits.

 

As we approach the ten month mark since the house arrest of the companions of the Green movement, Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard were reportedly allowed to leave their house to visit with Mousavi’s brothers and sisters on Eyde Ghadir.  It is worth mentioning that contrary to the claims made by certain officials both domestically and to international human rights organizations at large, the house arrest of Mousavi and Rahnavard continues despite the fact that they have not been officially charged with a crime, sentenced in a court of law and afforded judicial due process.

 

The reported visit took place with the presence of security forces at the house of Mir Hossein Mousavi’s eldest brother Haj Mir Abollah Mousavi and was the first of such visits after 230 days of isolation.  According to Mousavi’s brothers and sisters,  Mousavi and Rahnavard were both physically healthy and in great spirits.

 

Prior to this visit, Mousavi had seen his brothers and sisters once and for only twenty minutes, when he was allowed to visit his late father’s resting body after his father passed away during the Norooz holidays.

 Translation by Banooye Sabz

 

Filed under: iran, Mousavi, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, Zahra Rahnavard, ایران

روایت ۲۴۰ روز صبر و مقاومت در گفت و گو با فرزندان/ A Narrative of 240 Days of Patience and Resistence – Interview with Mousavi’s Daughters

Scroll down for English translation… 

دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد می گویند که بیش از ۵۰ روز است (این گفتگو ۵ روز پیش صورت گرفته است، هم اکنون ۵۵ روز از این بی خبری می گذرد) که کوچکترین ارتباطی با پدر و مادر خود نداشته اند. آنها می دانند که این قطع ارتباط به دلیل برخورد قاطع پدر و مادرشان با یکی از مقامات قضایی و هم چنین خبری شدن بخشی از صحبت های ایشان در گزارشی به رسانه ها از سوی فرزندان این دو رهبر جنبش سبز بوده است.ا

 به اعتقاد آنان ماموران بیشتر از اینکه نمی خواهند اخبار به ایشان برسد نگران هستند که صدای پدر و مادرشان به مردم برسد.ا

 فرزندان آقای موسوی و خانم رهنورد در گفت و گوی خود با کلمه سخنان پدرشان خطاب به آن مقام قضایی را بازگو می کنند که می گفت: “من از سه نقطه های خبرها و جاهای خالی آن خبرهای واقعی را می فهمم…”.ا

 دختران این دو همراه زندانی جنبش سبز با تشریح روزهای گذشته بر خود و خانواده های خود و برخورد ماموران امنیتی در دوران زندان پدر و مادرشان می گویند: یکی از مامورها جمله ای دارد که مدام تکرارش می کند و ما هر بار فکر می کنیم که یک مرد! واقعا از اینکه به یک دختر این جمله را می گوید احساس قدرت می کند؟ مرتب می گوید “این گردن من رو می بینید تبر نمی تواند آن را بزند. مثل کوه می ماند.” یا مثلا مدام می گوید “من از موضع قدرت دارم با شما صحبت می کنم ما از راس حکومتیم!”.ا

 به آنها گفته اند اگر مقام قضایی اجازه دهد ما هم اجازه دیدار می دهیم. اما حالا فرزندان میرحسین و رهنورد می گویند: “ما از پیگیری دیدار هم منصرف شدیم. خدایی هم هست . پدر و مادرمان ما را برای روزهایی سخت تر آماده کرده بودند. اینجور وقت ها بین خودمان می گوییم دل ما کنار دل های منتظر و نگران سایر خانواده هایی که اسیری در بند دارند.”ا

 گفت و گوی کلمه با دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که حدود ۸ ماه است در زندان عالی ترین مقامات به سر می برند پیش روی شماست:ا

 آخرین خبری که از آقای مهندس و خانم دکتر دارید چیست؟

بعد از گفتگوی قاطع پدر با یکی از مسئولان قضایی در ماه رمضان در خانه ی یکی از ما، به طور کلی ارتباطمان با پدر و مادر قطع شده است. بیش از ۵۰ روز است که ما هیچ نوع ارتباطی با آنها نداریم. اما چند روز پیش، عصر پنجاهمین روز بی خبری مطلق، با پدر بزرگ و مادربزرگم تماس گرفته و گفته اند که ما خوبیم. همین حرفهای همیشگی. همچنین یکی از اقوام را با دلایل خاص خود انتخاب کردند و در همان روز دیدار دادند. اما ما سه نفر همچنان از شنیدن صدای پدر و مادر یا دیدارشان به طور مطلق محرومیم. البته فردی که با ایشان دیدار داشت خبر داد که آنها در سلامت کامل هستند و روحیه خوبی هم داشته اند.ا

 یعنی معتقدید چون آقای مهندس روی خوش به آن مقام قضایی نشان ندادند ارتباط شما را دوباره قطع کردند؟

البته فکر می کنیم این قطع ارتباط دو دلیل داشت، هم برخورد پدر و مادرمان بود و هم اینکه ما گزارش آن دیدار را دادیم و بخشی از صحبت های ایشان را خبری کردیم که باعث شد عصبانی شوند. به هرحال در روش جدید که اتخاذ کردند با ملاقات دادن به کسانی که خود می خواهند (که آن هم تازه بعد از ۷ هفته بی خبری مطلق و تنها یک بار بوده است) تبلیغات مورد نظر که دادن دیدار به خانواده است را فراهم می کنند اما واقعیت چیز دیگری است.ا

 دلیل ناراحتی آن روز آقای مهندس و برخورد قاطع ایشان با آن مقام قضایی چه بود؟

در واقع به نظر ما پدر را آورده بودند خارج از پاستور که ببینند می توانند در خانه ی دخترشان با ایشان حرف بزنند و با گفتگو به توافقی برسند، که پدرم با آن برخورد راه هر گونه صحبت از آن جنس که آن ها می خواستند را از همان ابتدا بست.ا

 در آخرین ملاقات از لحاظ روحی و جسمی خانم دکتر و آقای مهندس را چطور دیدید؟

از نظر روحی که عالی هستند. حتی چند بار جلوی ما وقتی گفته می شد که انشاالله زودتر آزاد می شوید و همه چیز تمام می شود، مادرمان می گفت نه، ما آزادیمان را در کنار باقی زندانیان سیاسی می خواهیم. این را هم خیلی محکم و با استقامت می گفت. چیزی که ما دیدیم و درک کردیم این بود که خیلی شوق زندگی و ادامه راه داشتند.ا

 پدر و مادر ما هر دو پیش از زندان در سلامت کامل بودند. آن همه فعالیت ها و چکاپ های منظم و مرسوم هم دال بر سلامتی کامل آنها بود. بعد از بازداشتشان نیز به خصوص در آخرین دیدار، به نظر ما لاغری ای که در ماه های سوم تا پنجم زندان محسوس بود کاملا برطرف شده بود. با اینکه در ماه رمضان بود و هر دو روزه بودند از نظر جسمی بهتر شده و کلا خوب بودند. ما وقتی به بابا درباره ی شایعات منتشر شده در سایت ها و روزنامه های طرفدار حاکمیت گفتیم و این که گفته می شود که حال جسمی شما خوب نیست، ایشان تاکید کردند که همه ی این ها دروغ است و ما هیچ مشکلی نداریم و خوب هستیم، ما خودمان فکر می کنیم این خبرها برون فکنی است یک جور شلوغ کردن برای انحراف افکار از واقعیات و خبرهایی که الان هست و همه می دانیم .ا

 هنوز پزشک مورد اعتماد شما نتواسته پرونده ی پزشکی ایشان را ببیند؟

نه ما هر چه اصرار می کنیم اجازه نمی دهند که ما پرونده ی پزشکی ایشان را ببینیم. رییس زندان بان ها می گفت ما یک تیم پزشکی قوی داریم. و وقتی ما گفتیم که به تیم شما اطمینانی نداریم همانطور که به خود شما اطمینان نداریم، گفت این درد شماست که اطمینان ندارید!.ا

 فشارها هنوز بر خانم دکتر و آقای مهندس وجود دارد؟ شرایط زندگی ایشان چطور است؟

سه ماه اول که ظاهرا خیلی سنگین بود، البته این که دقیقا بر این دو چه گذشت را هنوز به ما نگفته اند، ما هم خیلی تمایل نداریم بپرسیم. طبیعی است که آنها هم برای آرمش ما نخواهند شرحی دهند. اما چیزهایی که اتفاقی می دیدیم یا می شنیدیم این بود که مثلا متوجه شدیم به پنجره های خانه آهن جوش داده اند. تمام فضای کوچه و خانه پر از دوربین و نورافکن است و آنها در یک طبقه با درها و پنجره های جوش داده بدون هیچ گونه ارتباطی با بیرون حبس بوده اند و…ا

اما به طور کلی این برخوردها برای ما سخت است و گرنه مثلا پدرمان تاکید داشت که با همه ی این فشارها هم اذیت نمی شوند و از این که در راه هدف و آرمان والای خود گام بر داشته اند خدا را شاکرند. فشارها الان همین عدم ارتباطات و بی خبری های مطلق و طولانی است آن هم در حالی که مدام خبرهای دروغ در مورد ما سه تا به آنها می دهند یا به آنها می گویند که ما را به خاطر همین دو تا خبر شکسته بسته بازداشت می کنند. یا اینکه پدر جز در روز فوت پدرش آن هم تنها بیست دقیقه در یک فضای پرفشار و فوق العاده امنیتی با انبوهی مامور هیچ یک از اعضای خانواده اش را ندیده است.ا

 به لحاظ حسی چطور؟ دوری شما و خصوصا نوه ها را تحمل می کنند؟ در این مدت ابراز دلتنگی داشته اند؟

همه ی ما انسان هستیم و دلتنگی های خودمان را داریم. آدم اگر عاطفه نداشته باشد که آدم نمی شود. قطعا پدر و مادر ما هم دلتنگ می شوند و دوست دارند دوباره دور هم جمع شویم کدام پدر و مادر یا پدر بزرگ مادربزرگی دوست دارد و به اختیار دوری از عزیزانش را انتخاب می کند؟ اما خب انگیزه و هدف آنقدر ارزشمند است که تحمل این دوران را راحت تر می کند. اوایل ماه رمضان که پدرمان بعد از یک مدت خیلی طولانی زنگ زدند، گفتیم “بابا خیلی دلمان تنگ شده” گفت “منم خیلی دلم برای شما ها تنگ شده اما اشکالی ندارد، من اینجا و شما هم آنجا با دل های تنگ دعا کنید دعای دل تنگ اثرگذارتر است. اشک های ما جمع، دعا هایمان اثرگذار و دلهایمان با صفا تر می شود.”ا

 آیا فشارها بر شما و خانواده کمتر شده یا هنوز هم در همان شرایط امنیتی اوایل زندان هستید؟

نه ما هنوز در همان شرایطیم. آنها ما را حتی در دوره ای برای انکار خبرهای رسانه های سبز تحت فشار گذاشتند.ا

یکی از مامورها جمله ای دارد که مدام تکرارش می کند و ما هر بار فکر می کنیم که یک مرد! واقعا از اینکه به یک دختر این جمله را می گوید احساس قدرت می کند؟ مرتب می گوید “این گردن من رو می بینید تبر نمی تواند آن را بزند. مثل کوه می ماند.” یا مثلا مدام می گوید “من از موضع قدرت دارم با شما صحبت می کنم ما از راس حکومتیم!”ا

یکی دیگر از تهدید ها و فشار ها همیشه این بوده است که مدام می گویند شما حق حرف زدن ندارید و تهدیدهای همیشگی این است که می اندازیمتان زندان و می بریمتان پیش قاضی. پرونده قضایی دارید و هی برگ به برگه هایش اضافه می کنید. کارهای شما تبعات شغلی دارد. اخراج می شوید و…ا

 در گذشته اعضای دیگر خانواده که کوچکترین ارتباطی با آقای مهندس و خانم دکتر داشتند توسط نیروهای امنیتی تحت فشار قرار می گرفتند. الان هم اوضاع به همان شکل است؟

بله کاملا. هر کاری که ما انجام می دهیم بلافاصله شروع می کنند بقیه اعضای فامیل و خانواده را اذیت می کنند. وقتی اعتراض می کنند که مگر ما چه کرده ایم می گویند که ما می دانیم کاری نکردید اما این برخوردها به خاطر این است که دختران خانم رهنورد خبری داده اند یا با کسی دیدار داشته اند. بقیه ی اعضای خانواده هم مرتب دچار مشکل می شوند تقریبا کسی نمانده که اذیتش نکرده باشند. بدتر از همه اینکه به سراغ دوستانمان هم رفته اند. یکی را در کنکور رد می کنند. یکی را بازداشت، یکی را اخراج، یکی را دادگاهی و … به همه ما می گویند که با منافقین در ارتباطیم! خدا را شکر که گروه های خائن و تروریست مثل منافقین یا سایر گروه های فرصت طلب و مطرود، تمام مدت مشغول تصفیه حساب و کینه ورزی و توهین نسبت به پدر و مادر ما هستند و دشمنی آنها و خط قرمزهای پدر و مادر و همه خانواده هم روشن بوده و هست.ا

 غیر از اینکه در ارتباط با ماموران و مسئولان قضایی آزارهایی وجود دارد، خودتان و زندگی شخصی و کاریتان هم تحت تاثیر این ماجراها قرار گرفته است؟

فشارها که خیلی شدید است. مرتب تهدید به اخراج از کار و تهدیدهای دیگر می شویم، وقتی در خیابان می رویم می بینیم که پشت سرمان هستند. حتی زمانی که جایی می رویم می آیند دنبالمان. نامه های ممنوع الخروجی ما هم که از دادگاه انقلاب آمده است. ما همه ممنوع الخروجیم از دادگاه انقلاب و با امضای یکی از مسئولین اوین که اخیرا ممنوع الخروجی سه تایمان که باز تمدید شده و بقیه هم احتمالا همین چند روزه به دستمان می رسد. نمی دانم چرا فکر می کنند ممکن است با این اوضاع ما خانواده خود را تنها بگذاریم و برویم. اصلا کجا برویم مگر جای امنی هم وجود دارد؟

غیر از این از وزارت اطلاعات نامه بر پرونده کاری ما قرار داده شده که هرگونه تغییر و تبدیل وضعیت پرونده شغلی فرزندان موسوی فعلا غیر ممکن است. نشست ها و گفتگوها (بازجویی ها) تلفنی و غیر تلفنی هم که بوده است.ا

 آیا خبرها به آقای موسوی می رسد؟ به طور کلی چه اطلاعات و اخباری و از کجا در اختیارشان قرار می گیرد؟

اینکه با چه فیلتری خبرها را به ایشان می دهند را ما نمی دانیم اما همانطور که قبلا هم گفته شد پدرمان گفت که “با شنیدن یک جمله می شود فهمید که در کشور و دنیا چه می گذرد؟ من یک سیاستمدارم و پیر این راهم. وقتی شما خبری را نصفه نیمه به من می دهید من می فهمم که چه وقت هایی راست می گویید و چه زمان هایی عکس خبر را به من می دهید.”

یکبار هم تاکید کردند که “من از سه نقطه های خبرهای شما و جاهای خالی آن خبرهای واقعی را می فهمم. به همین دلیل هم درباره وقایع منطقه و خیزش های آن، با همان نگاه خودشان تحلیل هایی داشتند که شبیه همان تحلیل های پیش از بازداشتشان بود.”ا

 کوچکترین شناخت از آقای مهندس این نکته هایی گفتید را بر هر کس آشکار می کند. به نظر شما دلیل این رفتارها چیست؟

نباید فراموش کنیم که اینها بیشتر از اینکه نمی خواهند اخبار به ایشان برسد نگران هستند که تحلیل ها و صدای پدر و مادرمان به مردم برسد. و نکته ی دیگر هم اینکه این امید را دارند که وقتی ما و ایشان تحت فشار هستیم امکان دارد که کم بیاوریم و جایی پایمان بلغزد. این دفعه بابا به مامورها گفتند “می خواهند ذهن من را سفید کنند اما ذهن من و ذهن خانم رهنورد هرگز در برابر شما سفید نخواهد شد.”ا

 پس در واقع در جریان اخبار قرار دارند.ا

کاملا فیلتر شده. مثلا درباره ی اخبار منطقه، بحرین را کاملا شنیده بودند اما مثلا درباره ی اخبار سوریه هیچ چیزی به ایشان گفته نشده بود. اطلاعات ایشان از هوش خودشان و به قول خودش از چیدن اخبار کنار یکدیگر است که مثل پازلی آنها را کنارهم می گذارد.ا

 برای اینکه شما اخبار را منتقل کنید منعی ایجاد نمی شود؟

چرا. شدیدا. در ملاقات های اندکی که داده بودند هر بار به ما هشدار تند داده اند که اصلا صحبت سیاسی نکنید و فقط درباره ی مسائل خانوادگی حرف بزنید. آنها همیشه به ما می گفتند که حرف سیاسی شما باعث قطع همه ارتباطات می شود آنها در این مورد واقعا راست گفته و وفای به عهد کرده اند فعلا! اما خب بالاخره الان همه چیز به جامعه و سیاست بر می گردد. مثلا یک بار داشتیم در مورد یارانه ها صحبت می کردیم که زندان بانان کلافه شده بودند و می خواستند این بحث قطع شود و مدام وسط حرف های ما می پریدند و جملاتی از یکی از مسئولین را نقل می کردند که یک دفعه پدرمان خطاب به او گفتند “به مقام کسی کاری ندارم. مساله ای که مهم است این است که وضعیت یارانه ها دارد مردم را له می کند و وضعیت اقتصادی اسفناک است. این ظلم است و یادتان نرود که سنت الهی در مورد نتیجه ظلم تغییر ناپذیر است.”ا

 آیا در مکالمات زندان بان ها و ماموران با شما هم، بازداشت خانگی این دو عزیز انکار می شود؟

آنها که مدام می گویند جای پدر و مادر شما خیلی عالی و خوب است. ما مواظبشان هستیم و صد در صد جانشان را حفظ می کنیم! از آن طرف هم البته در ملاقات ها مادرم هر دفعه این موضوع را به روی مامورها می آورند. می گویند “این فضایی که ما را در آن حبس کرده اید چیست؟ آقای … زندان است نه؟” و آنها غالبا اعتراض می کند که خانم رهنورد قرار شد نگویید زندان. اما مادرم از هر فرصتی برای اینکه تذکر دهد در زندان محصورند استفاده می کنند. مثلا می گویند “این زندانی که ما در آن هستیم اینجوری است و ما از وقتی که در زندانیم فلان و چنان.”ا

 ماموران از چه واژه ای به جای زندان استفاده می کنند؟

ماموران اصلا سعی می کنند درباره اش حرف نزنند. ولی بار آخر یعنی همان ۵۰ روز پیش گفتند حفظ نظام برای ما از هر چیز مهم تر است و الان هم نظام تشخیص داده که شرایط به این شکل باشد. و باز هم اسم “شرایط” را نگفتند. ولی مادر و پدر ما تاکید دارند که این زندان است چون تمام درها و پنچره ها آهن دارد و ماموران هم هر موقع دلشان بخواهد توی خانه هستند. البته اگر الان در خانه باشند چون ما نزدیک هشت هفته است که نمی دانیم کجا هستند.ا

 ملاقات ها به چه شکل برگزار می شود؟

چند بار در ابتدا ما را داخل یک ساختمان دیگر بردند. داخل اتاق همین شخصی که ظاهرا مسئول زندان بان هاست. یک اتاق کوچک هم هست که خودش می نشیند آنجا و یک مامور زن هم همیشه چسبیده به مادرم و حتی موقع وضو گرفتن هم لباس او را رها نمی کند و مامورهای دیگر هم که هستند. بعد هم ما را بردند داخل حیاط. دفعه سومش وقتی بود که برای هدی صابر زندانی ها اعتصاب کرده بودند و برای این قضیه هم ما ۲ خط نوشته بودیم. وقتی رفتیم آن آقا گفت دیگر حیاط تمام شد. دیگر حیاط بی حیاط.ا

 مردم می خواهند بدانند که آیا آقای موسوی و خانم رهنورد در منزل خودشان هستند یا جای دیگر.ا

ما خودمان هم دقیق نمی دانیم. دو-سه ماه پیش که آن بار هم برای ۴۰ روز ناپدید شده بودند رفتیم دم خانه پدرمان. بیرون در های آهنی نصب شده سر کوچه زنگ گذاشته اند، وقتی زنگ زدیم یکی جواب داد. گفتیم که ما می خواهیم از مهندس موسوی خبر بگیریم. گفت شما؟ گفتیم ما دخترانشان هستیم. گفت کدام مهندس موسوی؟ اینجا مهندس موسوی نداریم. اینجا خانه ی ماست. گفتیم اینجا کوچه اختر بوده و شما آن را بسته اید. این بن بست کوچک تنها یک خانه دارد که آن هم خانه پدری ما بود یک زمانی! از ما اصرار بود و از آنها انکار که اینجا مهندس موسوی نداریم. باز چند روز پیش هم رفتیم گفتند بعدا اگر مقام قضایی اجازه دهد دیدار می دهیم ما هم منصرف شدیم لزومی ندارد. خدایی هم هست و ما هم خیلی پیشتر پیش بینی این روزها را کرده بودیم و پدر و مادرمان ما را برای روزهایی سخت تر آماده کرده بودند. اینجور وقت ها بین خودمان می گوییم دل ما کنار دل های منتظر و نگران سایر خانواده هایی که اسیری در بند دارند.ا

 در این مدت مردم چقدر با شما در تماس بوده اند؟

ما خودمان با هیچ کس ارتباط نداشتیم. قبلاهمیشه به ما می گفتند وارد کارهای سیاسی نشوید. خودمان هم تمایلی به سر و صدا نداشتیم نه اینکه غافل باشیم چون به هرحال در یک خانواده سیاسی همه چیز از سیاست و دنیای آن متاثر است. بنابراین ما ارتباطی با کسی نداشتیم. ولی خب الان بعد از این حصر هر جا می رویم دوستان، همکاران آشنایان و هر کس که بشناسد با مهر و محبت برخورد و ابراز دوستی می کند. و برای وضعیت والدینمان ابراز نگرانی می کنند.ا

 با توجه به موقعیت آقای مهندس بعد از انقلاب آیا هیچ کدام از مسئولان جویای احوال شما و ایشان شده اند؟

فقط آقای خاتمی تماس داشتند و هم به مادر بزرگم و هم به عمه و عمویم سر زدند. البته بعضی از مراجع بزرگوار و یا دوستان دیگر هم غیر حضوری احوالپرس بوده اند که از همه ممنونیم.ا

 اگر بخواهیم برگردیم به مواضع این دو عزیز فکر می کنید که موضع آقای مهندس و خانم دکتر در مقابل مسایلی مثل شهادت هاله سحابی، اجرای احکام شلاق برای جوانان منتقد و یا حکم سنگین نرگس محمدی و خانم ستوده و … چیست؟

اگرچه ما جای آنها نیستیم و نمی توانیم هم جای آنها صحبت کنیم اما قطعا اگر آنها در زندان نبودند، موضع گیری قاطعی می کردند. مادرمان به طور خاص همیشه در مورد مسایل مربوط به زنان فعال بوده اند. یک وجه این قضیه در دفاع از حق هست. آنها زندگی خودشان را هم برای احقاق حق گذاشتند. درواقع تمام سالهای زندگی مشترک هر دو پیش و پس از انقلاب با همین دغدغه ها همراه بوده است. اما جدای از همه اینها مسایل عاطفی هم هست. در مورد مادرم باز می دانیم که با فعالان حقوق زن روابطی خیلی دوستانه داشت. او گلدان های خانه را هم به اسم آنها نام گذاشته بود به خصوص آنهایی که در زندان هستند. برای آنها دلتنگ بود و مدام یادشان می کرد. یا اینکه شهید هاله را خیلی دوست داشت و هر وقت از خاطرات فعالیتهای سیاسی قبل انقلاب حرفی بود زیاد اتفاق می افتاد که خاطراتی از خانواده بزرگواش و شخصیت دوست داشتنی و شیرین و هوشمند او می گفت. مگر می شد دوستی ها و چنین پروازی را بی توجه از کنارش گذشت؟ یا موارد دیگر مانند اینها..ا

 در شبکه های اجتماعی موجی به راه افتاد از کتابی که آقای مهندس پیشنهاد خواندنش را داده بودند، ماجرای آن چه بود؟

در یکی از ملاقات ها پدر با تاکید پرسیدند که کتاب گزارش یک آدم ربایی را خواندید؟ ما گفتیم نه. گفتند این کتاب خیلی سیاسی است و شبیه اتفاقی است که بر ما گذشته است. آن جلسه گذشت و ما اسم کتاب را فراموش کردیم. دفعه ی بعد وقت خداحافظی یک دفعه یادمان آمد که دوباره نام کتاب را بپرسیم. اسم کتاب را در گوش یکی از ما تکرار کردند. رفتارشان خیلی هشدار آمیز و محتاطانه بود و ما حس کردیم پیامی دارد. مخفی گفتنشان به نظر ما پیام داشت.ا

 در آخر کلامی با مردم دارید؟

واقعیت این است که در این هشت ماه فشارهای زیادی به ما تحمیل شده که خیلی از آنها گفتنی و دیدنی نیست شاید برخی گلایه ها هم که می شود در مورد کم بودن و یا دیر رسیدن خبرهای مربوط به پدر و مادرمان ناشی از همین مساله باشد که خیلی چیزها را در برخی اوقات نمی توان گفت. این مساله ما و خانواده محترم آقای کروبی است که برای ما چون پدر و مادر خودمان عزیزند. دل های ما کنار خانوادهایی است که عزیزانشان دیگر پیششان برنمی گردند. کسانی که عزیزی دربند دارند. هر چه ما می گوییم جنبه اطلاع رسانی دارد و اینکه وظیفه دختر بودن خودمان را انجام دهیم. هر موقع که مساله برایمان خیلی بزرگ می شود می گوییم که کسان دیگری هستند که سالها است با این مصائب دست به گریبانند. بازهم از همه مهربانانی که یاد ما کردند و دعای خیرشان روزهای سخت این ۸ ماه را گذشتنی کرد سپاسگزاریم. از دوستان بسیار عزیز سایت کلمه هم که واقعا یارانی مهربان و دلسوزند سپاسگزاریم.ا

 منبع: کلمه-زهرا صدر

 

 

In an interview with Kaleme that took place five days ago,  Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard’s daughters reiterated that they have had no contact what so ever with their parents for more than 50 days.  They believe that their parents have been incommunicado because of the decisive remarks they made to a judicial authority who was present during Mousavi and Rahnavard’s last visit with their family and because their comments were subsequently published by a the Green media outlets.

 Mousavi’s daughters are convinced that the authorities wish to ensure that their parents remain isolated and more importantly will continue to do everything in their power to prevent their voices from reaching the nation of Iran.   

 The following is the interview Kaleme conducted five days ago with the daughters of Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavad, both incarcerated for the past eight months:

 When was the last time you heard from Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard?

 After our father’s decisive exchange with a judicial authority who was present at our home during the month of Ramadan, all communication with our parents was completely cut off.  It has been more than 50 days since we had any news of our parents. A few days ago, however, they contacted our grandparents and said that they were fine.  They also contacted one of our relatives based on some random criteria only known to them and allowed this relative to visit with our parents on that very same day.  We three [daughters], however,  have been completely deprived of hearing our parents’ voices and seeing them in person.  The relative allowed visitation with our parents informed us that they are healthy and in good spirits.

 Do you think that they have deprived you of all communication with your parents as a result of your father’s harsh exchange with the judicial authority present at your house during their last visit?

 We believe that the reason why our parents have been rendered incommunicado yet again is two fold. Firstly because of the manner in which they confronted the judicial authority present during our last visit with them and secondly because we reported the events that occurred and published some of our parents’ comments, an act that has angered them. It looks as though they have adopted a new tactic, allowing visitation by individuals whom they themselves select (although this last visitation occurred after seven weeks of complete isolation and lack of news). This new tactic is clearly designed to create  the impression that our parents are allowed visitations, when it is clearly not the case.

 Why was Mr. Mousavi upset on that day? What led to the decisive exchange of words with the judicial authority?

 We believe they allowed our father to leave Pastor street [Mousavi’s residence] and he was brought to our house with the intent to have a dialogue and come to some type of agreement.  The decisive manner in which our father dealt with the judicial authority from the very start, however, made it very clear that he was not interested in any discussion of that sort.

 Please describe your parents’ physical and mental condition during your last visit.

 They were in very high spirits. In fact a few times when it was mentioned that God willing they will be released soon and this nightmare will be over, my mother insisted that they only wish to be free if all other political prisoners are also freed. She was very adamant when she made this statement.  We could sense her “joi de vivre” and their continued belief in their convictions.

 It goes without saying that both our mother and our father were completely healthy prior to their arrest. Their heavy schedule of activities and regular checkups are a testament to their strong physical condition prior to their arrest.  In this last visit, there was no sign of the extreme weight loss we had witnessed during the third to fifth month of their incarceration. Even though it was Ramadan and they were both fasting, they both looked healthier and in good physical condition.  When we told father about the rumors published by media outlets affiliated with the ruling government claiming that his physical health had deteriorated, he reiterated that these reports are nothing but lies, confirming that they are both well.  We believe that these reports are attempts to divert people’s attention from the real news and challenges facing our country.

 Has a trusted physician of the family’s choice been allowed to view their medical records?

 No, despite our insistence, they will not allow us to see their medical records.  The Head of Prisons in Iran claims that they have a strong medical team. When we responded that we neither trust him nor his medical team, he stated that it is our problem not theirs.

 Are Mousavi and Rahnavard still under pressure? Can you describe their living conditions?

 The first three months were apparently very difficult to endure. Of course they have yet to explain what exactly happened to our parents during those months and we are not too eager to ask. Naturally, in an attempt not to worry us, our parents generally don’t talk about their living condition. There are certain things however that we coincidentally saw or heard about.  For example, we noticed that iron bars were installed on all the windows in the house. The entire house and the street leading to the house is filled with cameras and spotlights.  Our parents have been incarcerated on one floor, with iron bars on their windows with absolutely no communication with the outside world.  It goes without saying that this type of behavior has been very difficult for us to endure, but our father has always reiterated that he is not bothered by all this pressure and he is thankful to God for giving him the opportunity to work towards his goals and ideals.  They continue to pressure our parents by ensuring that they remain incommunicado for long periods of time while feeding them lies about us three daughters. They also pressure them by threaten to have us arrested because of the few vague reports we have published regarding our parents.  Let us not forget that except for the day our grandfather passed away, when our father was only allowed to briefly come to our late grandfather’s house for about twenty minutes and even then under extreme security measures, our father has not been allowed to see any of his family members.

 How are they doing emotionally? How do they endure not being able to see you and their grandchildren? Do they miss seeing them?

 We are all humans and we naturally miss our loved ones.  It is our emotions that make us human. It goes without saying that our parents also miss their loved ones and yearn to have everyone together again. What parent or grandparent would decide on their own accord not to see their children or grandchildren? Their goals and purpose is of such importance and value that it makes it easier to endure such separations. At the beginning of Ramadan when our father was finally allowed to call us after a very long period of silence we told him how much we missed him and he replied: “I also miss all of you very much, but it’s okay. We will all continue to pray, the prayers of the heavy-hearted are even more effective. Our tears will flow, our prayers will become more effective and our hearts will be filled with serenity.”

 Has the pressure on you and your family decreased or are the conditions the same as the first days of your parents’ incarceration?

 Our condition has not changed. There was a time when they even pressure us to deny the news published by the Green media outlets.  One of the security agents continuously repeats the same sentence. Does a man truly feel powerful when uttering such things to a woman? He repeatedly says: ” Do you see my neck? Even an ax cannot cut this neck off, for it is as strong as a mountain.” Or he continuously states: “I am speaking to you from a position of power, we are the heads of this regime.”

 We are pressured and they threatened to take us to court and to throw us in jail if we speak out.  They claim that a case has been filed against us in court and each time we speak out a new charge is added to our case.

 In the past other family members who were in contact with Mousavi and Rahnavard were pressured by security forces. Is this still the case?

 Yes completely. As soon as we do something, they immediately begin to pressure the other members of our family. When they complain and ask what it is that they have done, the security forces respond that they are fully aware that our family members have not done anything, but they are being pressured because the daughters of Mousavi have published news about them or met with someone. All our family members are constantly being harassed. There is almost no one left in the family that has not been pressured or harmed. To make matters worse, they even threaten our friends.  They even made sure that one of our friends failed their university entry exams. Another was arrested. Another was expelled from university while yet another was summoned to court.  They claim that we are all in contact with the MKO.  Thank god that the traitors and terrorist groups such as the MKO and other such rogue groups are continuously insulting our parents and expressing hostility towards them. It goes without saying that our parents and our family have always drawn the line, explicitly stating our position when it comes to these groups.   

 Not withstanding the pressures exerted upon your family by the judicial authorities and security agents, how are your personal lives? Are your lives effected as a result of the current circumstances? 

 The pressure is extreme. We are constantly threatened to be fired from our jobs and we receive other threats. When we go out in the street, they follow us. We received letters from the Revolutionary Court stating that we have been banned from leaving the country.  We have all been banned from leaving the country. This ban was recently reinstated. We don’t comprehend why they would imagine that we would be willing to leave the country given the current condition of our parents. Where would we go? Is any place safe these days?

 The Ministry of Intelligence also sent us a letter informing us that Mousavi’s children are currently not allowed to change careers. It goes without saying that meetings, discussions (interrogations) both by phone and in person have also taken place.

 Does Mousavi receive any of this news? In general what news if any and from what source is made available to your parents?

 We cannot be sure of the type of news if any, that is being provided to our parents, but as stated previously our father once said: “Is it possible to figure out what is going on in the country and in the world when hearing only one word? I am a veteran politician. I am fully aware when you feed me with half truths, incomplete news or even the opposite of what has really occurred.”  Our father also emphasized once: “I can read in between the lines and decipher what the real truth is regardless of your censorship and lies.”  It is for this reason that our father’s analysis of the events in the region has not changed since his arrest. 

 Anyone who has the slightest familiarity with Mousavi, is fully aware of the characteristics you just mentioned. Why do you suppose he is being treated this way?

 We must not forget that they [the ruling government] not only wish to ensure that my father is kept int he dark and unaware of all news, but more importantly, they are worried that my parents’ analysis of the current events and their voices could reach the nation of Iran. They are hopeful that with the pressure exerted upon my parents and our family that we will retreat and be silenced.  This time, father told the agents: ” They want to erase my memory, but neither my memory nor Mrs Rahnavard’s will ever be erased.”

 Do you mean to say then that they are aware of the current events?

 The news is completely filtered before it is delivered to them. For example, they had heard about the news in Bahrain, but knew nothing of what is going on in Syria.  If they are aware of anything it is because of their intelligence and their ability to put two and two together, deciphering the next piece of the puzzle.

 Do they prevent you from providing them with the news?

 Absolutely. In the few visits we have been allowed to have with our parents [during the past 8 months], they warned us that we were not allowed to speak of politics and to limit our conversations to issues about the family. They repeatedly insisted that any talk of politics would lead to all communication with our parents being cut off and for once they told the truth and kept their word.  The truth is, however, that everything is some how related these days to politics and our society.  For example, once we were talking about the government subsidies and the prison guards were extremely frustrated with us. They demanded that we stop talking about this topic and continuously interrupted us. One of them even began speaking on behalf of a government authority when my father stopped him and said: ” I am not concerned with anyone’s position or status, what is important here is that the current situation with regards to the government subsidies is crushing our citizens. The current economic situation is deplorable. Our citizens are being oppressed and let us not forget that in the eyes of God, the consequences associated with oppression never change.”

 Do the prison authorities and security agents also deny that your parents have been arrested in their discussions with the family?

 They constantly claim that our parents are in a wonderful place. They insist that they are taking care of them and ensure that they are one hundred percent safe.  My mother brings this subject up every time we visit. She says: ” What exactly is this environment in which you have detained us? Can you tell us Sir if this is a prison or not?” They generally complain and ask her not to refer to it as a prison.  Our mother however, takes advantage of every opportunity to point to the fact that they are imprisoned. She will say for instance: “This prison in which we are being kept, is like this…” or she will say ” Since we are in prison, the following has happened…” 

 What term do the security agents use in lieu of prison?

 They try to avoid the subject altogether. This last time, that is 50 days ago, they stated that protecting the regime is of utmost importance to them and currently the regime has deemed it necessary that the conditions be this way. They did not explain however, what they meant by “conditions”.  Our parents insist however, that this condition is nothing other than prison.  Iron bars have been installed on all windows and doors. The security agents are inside the house whenever they please.  We cannot say for sure however if our parents are even in their house at the moment, for we have had no news of them in almost 8 weeks.

 Describe to us the actual visits with your parents. What are they like?

 At the beginning, a few times, we were taking to another building. There is a smaller room inside the room where the person who is supposedly in charge of the prison guards usually sits. There is also a female security guard who is always literally stuck to our mother’s side. She won’t even let go of our mother’s dress even when mother is preparing to pray. There are also other agents present at all times.  They used to allow us to visit in the yard. On our third visit, when the political prisoners were fasting in protest to what had happened to Hoda Saber and we had also published a few words regarding this issue, the security agents stated that the yard would now be off limits.

 People want to know if Mousavi and Rahnavard are indeed being kept in their own home. Can you shed any light on this matter?

 Even we don’t know for sure where they are. Two three months ago, after our parents had disappeared once again, this time for 40 days, we went in front of our parents’ house. We rang the bell outside the iron gates that have now been installed at the entrance of the street. An individual answered. We stated that we would like news of Mousavi. The individual asked who were. We responded that we are his daughters. His reply was “Who is Mousavi? There is no Mousavi here. This is our house.” We said ” This used to be Akhtar street, but you have blocked it.  There is only one house on this dead-end street and that house used to belong to our father.” We kept insisting and they kept denying that Mousavi does not live on this street. A few days ago we went once again outside Akhtar street and they stated that if a judge provides permission they will allow us to see our parents. There is a God however, and God knows that we had predicted these days long ago and our parents had prepared us for ever more difficult days. It is during these times that we say to ourselves we are heavy hearted along with so many other families who have loved ones behind bars.

 How often have people been in touch with you during this time?

 We were not in touch with anyone. We were always told not to get involved in politics. We weren’t really interested in making noise, not because we were unaware, after all when you grow up in a political family you become exposed to that world. In reality we were not in touch with anyone. After the house arrest, however, where ever we go, our friends, colleagues and anyone who recognizes us treats us with such kindness and respect. Everyone has expressed their concern regarding our parents’ situation.

 Given Mousavi’s position after the revolution, have any government officials contacted you or inquired about your well being? 

 Mr. Khatami is the only person who has contacted us. He has visited both our grandmother and our aunt and uncle. There have been other Ayatollah’s and friends who have contacted us and asked how we are doing and it goes without saying that we are grateful to each and every one of them.

 What do you believe are the positions of Mousavi and Rahnavard in relation to the martyrdom of Haleh Sahabi, lashing sentences against our youth or the heavy sentences rendered against Narges Mohammadi and Nasrin Sotoudeh?

 Even though we cannot speak on their behalf, there is no doubt that if they were not in prison, our parents would speak out against these events. Our mother has always been active, particularly when it comes to women’s issues. They believe in defending people’s rights and have dedicated their lives to this cause.  In reality their entire life both before and after the revolution has revolved around such issues.  Setting aside the issue of defending ones rights, this is also an emotional matter.  My mother for example was very close to many of the women’s rights activists. She had even named the flowers in her house after many of them, particularly those who were behind bars. She misses them and thinks of them all the time. She loved martyr Haleh. Every time there was talk of the political activities prior to the revolution, she often brought Haleh up and spoke of her honorable family and her sweet and loving personality.  How can one ignore or ever forget such deep friendships?

 The social networks recently pointed to a book that Mousavi had recommended that everyone read. Can you please expand on this issue?

 During one of our visits, father asked whether we had ever read the novel “News of a Kidnapping [by Gabriel Garcia Marquez] and we said that we had not.  He said that the book was very political and very similar to what had occurred to them. That visit passed and we forgot the name of the novel father had mentioned.  The next time we visited with our parents when we were bidding them farewell, we remembered to ask about the name of that novel father had once mentioned.  He whispered the name of the novel in one of our ears.  Father behaved as though he was giving us a warning. He was very cautious and alert. Given that he whispered it in our ear, we felt as though he was giving us some sort of message.  

 In conclusion, is there anything you would like to say to our citizens?

 The truth is, we have been under extreme pressure under the past 8 months. Much of what has happened cannot be talked about. If there are complaints about the lack of news regarding our parents or why the news was not published sooner, it is because many a times it is not possible to talk or publish such news.  Our hearts are with the families of those who have lost their loved ones and those who have loved ones behind bars.  If we say anything it is to inform and perform our duties as daughters.  When ever things become unbearable, we tell ourselves that there are many who have dealt with similar issues for years.  We would like to once again extend our gratitude to all those who remember us and have prayed for us during these difficult 8 months.  We are also grateful to our kind and understanding colleagues at Kaleme who have always been supportive of us.

Translation by Banooye Sabz

Filed under: iran, iran election, Iran News, Iranian protests, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران

گزارش دیدار با فرزندان؛ میرحسین: آینده روشن است / After 200 Days House Arrest, Mousavi Declares:”The Future is Bright…”

Scroll down for English translation…

ا«میرحسین موسوی» و «زهرا رهنورد» پس از گذشت ۷ ماه حبس برای نخستین بار با حضور در خانه یکی از دختران، همزمان با سه فرزندشان دیدار کردند.ا

چکیده : میرحسین موسوی در این دیدار با اشاره به تحولات جاری کشور گفت: آینده روشن است. نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس همچنین با اشاره به انتخابات پیش رو گفته است: به توجه به تداوم وضعیت فعلی نمی توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت. مهندس موسوی همچنین با شرح برخی از محدودیتها اظهار کرد از آنجایی که فشارها و محدودیتها به دلیل آرمان و سخن حقیست که هر دو به آن اعتقاد دارند، شکرگزارند و راضی به رضای خدا….ا

به گزارش «کلمه»، این دو همراه مردم، در روزهای گذشته با حضور تعدادی از ماموران امنیتی زن و مرد، در خانه یکی از فرزندان حضور یافتند. این ملاقات ناگهانی و بی سابقه نخستین ملاقات زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در خارج از محدوده حبس، بعد از ۷ ماه و با حضور جمعیٍ هر سه دخترانشان بوده است.ا

آینده روشن است…ا

 

میرحسین موسوی در این دیدار با اشاره به تحولات جاری کشور گفت: آینده روشن است. نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس همچنین با اشاره به انتخابات پیش رو گفته است: به توجه به تداوم وضعیت فعلی نمی توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت.ا

مهندس موسوی همچنین با شرح برخی از محدودیتها اظهار کرد از آنجایی که فشارها و محدودیتها به دلیل آرمان و سخن حقیست که هر دو به آن اعتقاد دارند، شکرگزارند و راضی به رضای خدا.ا

گفته شده است که بخشی از فشارهای نیروهای امنیتی در طول مدت حبس، ایجاد نگرانی برای موسوی و رهنورد، در مورد وضعیت سلامت، زندگی و امنیت دخترانشان در زمانهای طولانی بی خبری از آنها بوده است.ا

حضور یک مقام قضایی و برخورد قاطع موسوی

 

حضور یک مسوول بلند پایه قضایی در این دیدارخانوادگی که تنها دیدار موسوی و رهنورد با دختران در خارج از محدوده ی پاستور بود از نکات قابل تامل بود که البته این مساله با اعتراض شدید میرحسین موسوی روبرو شد که این شخص چرا و با دستور چه کسی در خانه فرزندش حضور یافته است.ا

قطع دسترسی ها و  خروج بسیاری از آثار هنری شخصی از منزل

 

دراین دیدار میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد تاکید کردند که کلیه ارتباطات آنها و نیز دسترسی به روزنامه، رادیو و حتی بعضا لوازم نوشتاری قطع شده است. موسوی و رهنورد تاکید داشتند که این اقدامات تنها برای پاک کردن ذهن آنهاست در حالی که محال است با این گونه کارها ذهن ایشان نسبت به حقایق پاک شود. همچنین آقای موسوی و خانم رهنورد گفتند: تعداد زیادی از آثار هنریشان و نقاشی های ایشان و خانم رهنورد در روزهای ابتدایی حصر و در بازرسی ها از خانه توسط ماموران خارج شده و در جای نامعلومی نگهداری می شود.ا

وضعیت جسمی خوب، روحیه عالی

 

طبق اطلاعات رسیده، در این دیدار و در پرس و جوی دختران از شرایط جسمی پدر و مادرشان، حال خانم رهنورد و آقای موسوی کاملا خوب بوده و در شرایط مساعد جسمی و روحیه بسیار عالی قرار داشتند. میرحسین پس از با خبر شدن از دروغپردازی‌ های برخی سایت‌های حکومتی در مورد سلامتی اش ضمن اظهار تعجب، هرگونه بیماری خود و خانم رهنورد را به صورت جدی تکذیب کرد.ا

افرایش فشار ها پس از این دیدار و قطع دوباره ارتباط تلفنی

 

بر اساس آخرین خبر دریافتی از منابع موثق کلمه، پس از این دیدار، میرحسین و رهنورد در خارج از محدوده ی پاستور و سخنان صریح میرحسین خطاب به مسوول قضایی، فشا بر مهندس موسوی و دکتر رهنورد افزایش یافته و مجددا کلیه ارتباطات محدود تلفنی ایشان با خانواده و دختران نیز به صورت کامل قطع شده است.ا

سخنان میرحسین در این دیدار دومین اظهار نظر موسوی در سال ۹۰ است که به رسانه ها  راه پیدا می کند. وی فروردین امسال زمانیکه با حضور در منزل پدری با پیکر مرحوم میر اسماعیل موسوی وداع می کرد همگان را خطاب قرار داده بود که: «صبر…صبر…صبر…».ا

منبع: کلمه 

After 7 months of house arrest, Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard were finally allowed to visit the home of one of their daughters, spending some time with their three children.

According to reports received by Kaleme, 200 days after their house arrest, Mousavi and Rahnavard were accompanied by a number of male and female security agents to the residence of one of their daughters.  This sudden and unprecedented visit, with all three of their daughters present, was the first time Mousavi and Rahnavard were allowed to leave the confounds of their house arrest in a period of 7 months.

The future is bright…

In the meeting with his three children, Mir Hossein Mousavi made the following statement regarding the current developments in the country: “The future is bright”  While pointing to the upcoming [parliamentary] elections, the former prime minister during the 8 year holy war against Iraq stated: ” Given the current climate in our country, one cannot be hopeful regarding participation in the upcoming elections.”

While discussing the restrictions imposed upon them, Mousavi stated that he is grateful for the grace of God, emphasizing that the pressures and restrictions on himself and his wife are as a result of their ideals and speaking the truth, principles they both strongly believe in.

It has been reported that during Mousavi and Rahnavard’s long house arrest, they were both very concerned for the life,  well being and security of their three daughters, particularly as one of the pressure tactics used by security agents was making sure that Mousavi and Rahnavard were in the dark when it came to their children’s well being.

Presence of a high ranking judicial figure during the family visit and Mousavi’s distinct reaction

It has been reported that a high ranking judicial authority was also present  during Mousavi and Rahnavard’s first visit in 7 months with their three daughters, a visit that took place outside the restricted confines of Pasteur street [the location of Mousavi’s residence].  Mousavi is said to have strongly protested the presence of this individual, demanding to know why he was present and who had authorized him to be there.

Mousavi and Rahnavard denied all communication with the  outside world, their personal art work confiscated

During the visit with their three daughters, Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard reiterated that they have been denied all communication with the outside world, including access to newspapers, radio and even certain writing materials. They both emphasized that although these tactics are designed to erase their memories, the truth and the  events of the past two years will be etched in their memories for ever.  Mousavi and Rahnavard also stated: ” A large number of our personal art work and paintings were confiscated and taken to an undisclosed location during the interrogations and searches conducted by security agents after the initial days of our  house arrest.”

Mousavi and Rahnavard both in good physical condition and high spirits

Mousavi and Rahnavard’s daughters describe their parents as physically healthy and in excellent spirits. Reportedly when informed about the lies that had been published regarding his health by a number of pro government media outlets, Mousavi was surprised, strongly denying any reports eluding to the fact that he and his wife suffer from any serious illness.

Pressure on the family continued after the visit, all telephone contact once again banned

According to the latest reports received by Kaleme, after this unprecedented visit outside of the restrictions of Pasteur street and Mousavi’s explicit statements to the judicial authority present, pressure on Mousavi and Rahnavard once again increased and all telephone contact between Mousavi, Rahnavard and their daughters was yet again banned.

This is the second time Mousavi’s statements have reached Green media outlets in 2011.  The first such occasion was when Mousavi was  briefly allowed to visit and pay his respects to the body of his late father Mir Esmail Mousavi this past April, and he reportedly repeated to those present: “patience…. patience…. patience…”

Translated by Banooye Sabz

Filed under: iran, iran election, Iran News, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران

شعار مبارک بن علی‌ نوبت سید علی‌ – خاکسپاری ناصر حجازی – بهشت زهرا.۴ خرداد ۱۳۹ / Tehran, Iran – May 25, 2011 Iranians chant “Mubarak, Ben Ali, it’s your turn Seyed Ali (Khamenei) at Nasser Hejazi’s funeral

Iranians chant “Mubarak, Ben Ali, it’s your turn Seyed Ali” refering to the Supreme Leader Ayatollah Khamenei.  Other chants include “Brave Hejazi, your words are the words of the people” refering to a nationally televised press conference in which he was critical of the government over the horrible economic situation and the harrassment, intimidation and arrests of the people.  The fans also chanted “Ya Hossein, Mir Hossein” in support of Mir Hossein Mousavi, the opposition leader who has been under house arrest since early February.

Here the people sing the revolutionary student song “Yare Dabestani Man”

People chant “Our Nasser is not dead, it is the regime that has died”

Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, Khamenei, Naser Hejazi, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران

تماس تلفنی موسوی از زندان خانگی / Mousavi makes a phone call to family from house arrest

Scroll down for English translation of this report…

در حالیکه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حصر خانگی به سر می برند بستگان و نزدیکان این دو رهبر جنبش سبز از روحیه عالی و مقاوم آنها خبر میدهند.به گفته نزدیکان نخست وزیر زمان جنگ، آقای موسوی دیروز با خانواده خود تماس تلفنی کوتاهی داشته و از سلامت جسمانی خود و خانم رهنورد خبر داده است.ا

آقای موسوی در این تماس تلفنی گفته است که او و خانم رهنورد همچنان در منزل خود به سر می برند و شایعات مربوط به بازداشت و انتقال شان به محلی نامعلوم را تکذیب کرده است.ا

نخست وزیر زمان جنگ بیش از این امکان صحبت نداشته و تنها به احوالپرسی بسنده کرده است.ا

آقای موسوی روز پنج شنبه نیز با خانواده خود تماس تلفنی کوتاهی گرفته بود.ا

میرحسین موسوی در تماس تلفنی کوتاه روز پنج شنبه، خبر از عزل محافظانش داده و گفته است که نیروهای امنیتی جایگزین محافظان او شده اند و مواد غذایی و خوراک آنها را نیز نیروهای امنیتی تامین می کنند.ا

آقای موسوی گفته است که حتی روزنامه های داخل کشور نیز در اختیار او و خانم رهنورد قرار نمی گیرد.ا

به گفته نزدیکان آقای موسوی، روحیه او بسیار عالی بوده است. خانم رهنورد تاکنون تماسی با خانواده و بستگان خود نداشته است.ا

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از روز 25 بهمن در حصر خانگی قرار گرفتند؛ حصری که پس از انتشار پیام آقای موسوی به محاصره کامل خانه او و قطع همه راههای ارتباطی شان تبدیل شد.ا

تلفن ها و اینترنت منزل آقای موسوی قطع است و به گفته نزدیکان آقای موسوی پس ازقطع تمامی ارتباطات میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، تماس تلفنی کوتاه دیروز و همچنین تماس تلفنی روز پنج شنبه، تاکنون تنها تماس آنها با خارج از منزلشان بوده است.ا

نزدیکان آقای موسوی همچنین به “روز” گفته اند که طی روزهای گذشته بارها دختران نخست وزیر زمان جنگ برای دیدار با پدر و مادرشان مراجعه کرده  اما تاکنون موفق به دیدار با آنها نشده اند.ا

خانه نخست وزیر زمان جنگ، زندان شد

وب سایت کلمه گزارش داده است که “خانه‌ موسوی و رهنورد را به زندانی با دیوارهای بلند آهنی برای آنها تبدیل می‌کنند”.ا

براساس این گزارش که به نقل از شاهدان عینی، برخی کارمندان نهاد ریاست جمهوری و پزشکان و بیماران بیمارستان شهید شوریده منتشرشده “ماموران حکومتی مشغول احداث یک دیوار بزرگ آهنی در معبر ورودی خانه‌ میرحسین موسوی هستند”.ا

بیمارستان شهید شوریده در نزدیکی کوچه ای قرار دارد که منزل میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در آن واقع است.ا

منزل میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در کوچه اختر واقع در خیابان پاستور است که به دلیل واقع شدن بسیاری از مراکز حساس حکومتی در ان، یک منطقه امنیتی محسوب می شود.ا

 کلمه نوشته است: “پس از قطع تمامی راه‌های ارتباطی موسوی و رهنورد، از جمله تلفن‌های ثابت و همراه و اینترنت، اکنون با ایجاد دیوار آهنی در اطراف خانه‌ موسوی، حصر آنها وارد مرحله جدیدتری شده است و معلوم نیست مقامات قضایی و امنیتی در روزهای آینده چه برنامه‌ای برای میرحسین و همسرش در دست اجرا دارند”.ا

براساس این گزارش محل محافظان موسوی که در کنار منزل مسکونی ایشان قرار دارد، اکنون توسط نیروهای جدید امنیتی که مشخص نیست وابسته به کدام نهاد هستند، اشغال شده است. تمامی محافظان موسوی از محافظت عزل شده‌اند و معلوم نیست کجا هستند. کیوسک نگهبانی که از سالها قبل در ابتدای کوچه قرار دارد و معمولا یک نگهبان در آن بود، در حال حاضر خالی است و نگهبانی که به طور معمول سر کوچه بود، دیگر در آنجا حضور ندارد.ا

ابتدای کوچه‌ بن‌بست اختر در خیابان پاستور که منزل میرحسین موسوی در آن واقع است، همچنان با یک اتومبیل ون مسدود است، به طوری که دو طرف ون با دیوار و کیوسک نگهبانی در تماس است و هیچ‌کس نمی‌تواند از کنار آن رد شود. وب سایت کلمه به نقل از شاهدان عینی گزارش داده است که این اتومبیل ون، سرنشینانی دارد که صورت خود را با ماسک‌های مخصوص آلودگی هوا پوشانده‌اند و اگر کسی به سر کوچه‌ی اختر مراجعه کند، به سرعت چند نفر از آن پیاده می‌شوند و فرد را مورد بازجویی قرار می‌دهند. شیشه‌های این ون کاملا سیاه است و درون آن اصلا دیده نمی‌شود.ا

احداث دیوار آهنین در معبر ورودی منزل میرحسین موسوی و زهرا رهنورد یک روز پس از آن صورت گرفت که احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از روحانیون طرفدار محمود احمدی نژاد در خطبه های نماز جمعه تهران خواستار مسدود شدن در خانه رهبران جنبش سبز، قطع تلفن و اینترنت و زندانی شدن آنها  در خانه هایشان شده بود.ا

او گفته بود: کاری که قوه قضائیه می‌تواند انجام دهد و من فکر می‌کنم که در اندیشه است که انجام بدهد، این است که ارتباط اینها را به کلی از مردم قطع کند. در خانه آنها باید بسته شود، رفت و آمدهایشان محدود شود، نتوانند پیام بدهند و پیام بگیرند و تلفن و اینترنت آنها باید قطع شود و در خانه خود باید زندانی شوند.ا

امری که اعتراض علی مطهری، نماینده محافظه کار مجلس شورای اسلامی و فرزند آیت الله مطهری را در پی داشت. آقای مطهری خواسته احمد جنتی  و حصر خانگی رهبران جنبش سبز پیش از محاکمه آنها را غیرقانونی خوانده و خواستار محاکمه همزمان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد شده است.ا

سایت تابناک، متعلق به محسن رضایی، به نقل از  مطهری نوشته است که محمود احمدی نژاد به خاطر زمینه سازی فتنه در جریان مبازرات انتخاباتی باید محاکمه شود.ا

همزمان روز گذشته وب سایت 598 که  متعلق به محافظه کاران تندرو است در خبری از سفر رئیس قوه قضائیه  به قم برای رایزنی با مراجع و جلب نظر آنها برای بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی خبر داد؛  خبریکه پس از ساعتی از روی این وب سایت حذف شد.ا

در عین حال صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه روز پنج شنبه در همایش قضات دادگستری گفته است که «ما راه را بر اطلاع پراکنی سران فتنه خواهیم بست و اجازه نمی دهیم بیش از این از تحمل نظام اسلامی سو استفاده کنند.»ا

سخنان لاریجانی از سوی ناظران در راستای خواسته احمد جنتی و قطع ارتباط کامل سران جنبش سبز با مردم ارزیابی شده است.ا

افزایش فشارها و حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی پس از آن صورت گرفت که این دو مخالف دولت محمود احمدی نژاد در نامه ای به وزارت کشور خواستار مجوز برای راهپیمایی در حمایت از مردم مصر و تونس در روز 25 بهمن شدند. مجوز داده نشد اما رهبران جنبش سبز در حصر قرار گرفتند و مردم به خیابان ها آمده و شعار دادند که بعد از مبارک و بن علی، نوبت سید علی است که برود.ا

حکومت سرنگون شده

همزمان با بالا گرفتن فشارها از سوی طرفداران محمود احمدی نژاد برای محاکمه سران جنبش سبز، مهدی کروبی آمادگی خود را برای محاکمه در یک دادگاه علنی اعلام کرد.ا

به گفته مجتبی واحدی، کروبی خطاب به سران حکومت گفته است: اگر غیرت و شجاعت دارید  لااقل مانند حکومت شاه رفتار کنید که ا گر مبارزانی مانند طالقانی، گلسرخی، بخارایی و دهها مبارز با اندیشه های متفاوت به بند می کشید اجازه انتشار محاکمات آنها در رسانه ها را می داد.ا

سحام نیوز از آقای واحدی به عنوان مشاور کروبی یاد کرده و به نقل از او نوشته است:آقای کروبی از برخی شیرهای کاغذی حکومتی خواست اگر شجاعت وغیرت دارند او را به صورت علنی محاکمه کنند تا او در یک دادگاه علنی نشان دهد براندازان اصلی چه کسانی هستند.ا

براساس همین گزارش آقای کروبی معتقد است که بر اندازی قبلا توسط بخش هایی از حاکمیت انجام شده و آنچه امروز در کشور جاکم است نه جمهوری است ونه اسلامی. یعنی جمهوری اسلامی توسط  میراث خواران حکومتی، سر نگون شده است.

او همچنین از همسایگان خود که مدتهاست به دلیل تجمع لباس شخصی ها مورد آزار واذیت شبانه قرار می گیرند عذرخواهی کرده است.ا

روز گذشته نیز همسایگان آقای کروبی در نامه ای اعتراض آمیز به وزارت کشور اعلام کرده اند که طی شب های گذشته شاهد رکیک ترین الفاظ ناموسی از سوی عده ای که خود را سربازان ولایت می نامند بوده اند.ا

همسایگان آقای کروبی در این نامه که در وب سایت سحام نیوز منتشر شده از وزیر کشور خواسته اند “دستور برخورد با این تجمعات غیر قانونی را صادر فرمایید و اگر برخی از مسئولان صلاح را بر ادامه آن می‌دانند، حداقل دستور دهید ساعات تجمع را به روز و یا اوایل شب انتقال دهند و از به کارگیری الفاظ ناموسی پرهیز کنند و از آوردن زنان معلوم الحال در این منطقه مسکونی خودداری نمایند”.ا

 آنها همچنین نوشته اند: از همه بد‌تر حضور چند زن با ظاهری زننده در پوشش اسلامی به عنوان شارژر و موتور محرکه لباس شخصی‌های حاضر است که چهره منطقه را به شدت خراب کرده است. تردد افرادی که بعد از پایان مراسم و برای برقرای ارتباط با زنان حاضر در سه بامداد به این منطقه می‌آیند، موجب ناراحتی مضاعف ساکنین این منطقه شده است.ا

طی روزهای گذشته نیروهای لباس شخصی و بسیجی بارها در مقابل منزل مهدی کروبی تجمع کرده و با سر دادن شعارهایی خواهان اعدام او و میرحسین موسوی شده اند.ا

رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد تاکنون در باره این اتفاقات موضعی علنی نگرفته اند.ا

گزارش: فرشته قاضی

منبع: روز

Roozonline reports that according to their close relatives, despite being under house arrest, Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard, two leaders of the Green movement remain resilient and are both in excellent spirits.

According to their close relatives, Mir Hossein Mousavi, prime minister during the eight year holy war with Iraq, contacted his family briefly yesterday and informed them of the well being of himself and his wife Zahra Rahnavard.  During this brief telephone conversation, Mousavi stated that he and his wife remain at their home, denying the rumors that they have been transferred to an undisclosed location.

Mousavi also explained that this was the first opportunity he had been given to make a phone call and asked how everyone was doing. Mousavi had also contacted his family briefly on Thursday. 

During Thursday’s brief telephone conversation, Mousavi informed his relatives that his body guards had been dismissed and replaced by security officers and that the new security personnel was now also in charge of providing them with food. He also stated that neither he nor his wife Zahra Rahnavard have access to even local newspapers.

According to his close relatives, Mousavi was in excellent spirits.  Dr. Rahnavard has not contacted her family to date.

Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard have been in house arrest since February 14th, 2011 [25 Bahman 1389], a house arrest that began after Mousavi published a message [thanking the honorable people of Iran for their large presence in the streets and extending his condolences to the families of the two Green martyred on that day] and led to his residence being surrounded and he and his wife becoming incommunicado.

All phones and internet connection at Mousavi’s residence remain cut off. According to his close relatives, except for the brief telephone contact yesterday and on Thursday, there has been no other contact with them to date.

With special thanks to Banooye Sabz for English translation

Filed under: iran, Iran News, Iranian protests, revolution, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران, , , ,

یک اسفند – درب آهنی ابتدای کوچه منزل میرحسین موسوی / Regime installs iron gate to block street leading to Mousavi’s house

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در منزل خود در حصر خانگی هستند. در این فیلم که بوسیله جوانان همراه همیشگی جنبش سبز گرفته شده است درب بزرگی آهنی و نرده های در پیاده رو اطراف منزل میرحسین موسوی و زهرا رهنورد مشخص است / تاریخ: اول اسفند ۸۹ / آدرس: خیابان پاستور، کوچه اختر

Filed under: iran, iran election, Iran News, Iranian protests, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران, , , ,

بیانیه موسوی و کروبی به مناسبت پیروزی انقلاب: در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت / Mousavi and Karroubi issue statement for anniversary of the Islamic revolution (22 Bahman 1389)

Scroll down for full English translation…

 Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi in a joint statement issued marking the anniversary of the Islamic Revolution while  making comparisons between the current situation of the country and the oppressions people were suffering during the Shah’s era, more than 30 years ago, which resulted in the Islamic Revolution, urged the military, police, Revolutionary Guards and  Basij to side with the people.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته  و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.ا

 میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ی خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.ا

موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای ۲۸ مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابل‌انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.ا

آنها انتخابات  ۸۸  را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی  که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.ا

موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»ا

متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :ا

بسم الله الرحمن الرحیم

*و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم

آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است

اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد از همان فردای سال ۴۱ متولد شد ،. بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.ا

درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است

گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابل‌انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی»

درکتاب« پیکار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمی‌ترین کتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا می‌گوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این که خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ کرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»ا

این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.ا

آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراق‌آمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد

آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند

دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد

در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست

وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت

در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی کهفساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند

آری امروز گفتمانی تازه متولد شده استگفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی کهخطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود

گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت نردم می داند

گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد

امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین می‌رود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی می‌کند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایه‌های همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایه‌های فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.ا

و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کرده‌اند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.ا

در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود م یفرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد

وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم

مهدی کروبی           میر حسین موسوی

Full text of the statement By Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi is as follows:

In the name of God, The Compassionate and the Merciful

By the declining day, (1) Lo! Man is a state of loss, (2) Save those who believe and do good works, and exhort one another to truth and exhort one another to endurance. (3)”  (The Holy Quran, Sura: Al-Asr, Verses: 1 to 3)

We are on the eve of the 32th anniversary of the Islamic Revolution of Iran, a revolution that was a glorious reflection of people’s determining their own destiny. Understanding and recognizing this great and significant historic event is very important for each and every one of Iranians: maybe because understating the historical identity of any nation is influential in determining the future path of that nation or maybe because these days [people] ask themselves how correct was the path that was taken [in the past], or maybe because today more than any other time we are witnessing the efforts determined to distort this history.

What we witnessed during those days, was not only a transfer of political power but it was rather the start of a new discourse and the end of an old one: an old discourse that assumed it could survive by shutting down all paths to gradual reform in the government and society; by relying on the foreign governments supported coup d’état and the negligence of those devoted to this land, by  imprisoning great numbers of freedom-seekers, by imposing censorship on media; by making the power monger allies of the regime rich from oil revenue, by getting armed to the teeth with all sorts of weapons, by utilizing a loud propaganda machine, by creating the illusion of being influential in the affairs of the region and world, by taking the opposition and critics for granted and only considering themselves and their allies, by imagining their power as a splendor symbol of the divine authority while it was not supported by the people.

However, the new discourse following the depraved coup d’état of August 19, 1953 (known as 28 Mordad coup) began the day after the movement started on 1962. It was the start of an era of reviewing the past events and searching for a rescue path from the dictatorship that was ruling the country with the support of the colonial [foreign powers]. Despite those who had no hope for the change, despite those who interpreted expediency such that it would justify their desire to fulfill their own personal interests and despite those whom the hollow fear tactics of the government intimidated,  there were also many who never gave up trying, because they believed that living is not only staying alive. They knew that other nations had to take a long path in order to achieve freedom, justice, independence and prosperity; and trying to achieve a society that is blessed with these, is the very definition of living; so when they found their demands in the views of a strong leader like Imam Khomeini, who was determined in this path, they joined him and prevailed to end oppression and tyranny. Given the past experiences, from the very next day after the Revolution, women and men, young and old, all had concerns in their hearts on how to guard and protect this great achievement from another coup, military attack and most important of all, diversions from the principles of the Islamic Revolution that would break this young establishment. 

The lessons that were learned from this event and the years followed, for many times made our people demonstrate their will in order to prevent any diversion in the path that could have taken them to their goals. The widespread participations in defending the homeland against the hostile enemy (Referring to the Iran-Iraq war), impressive efforts to achieve economic prosperity [following the eight-year war], efforts to have extensive reforms in various areas and wise participations in elections are the reflection of our people’s honor for the national responsibility that puts our people on the forefront of the intellectual and social developments of the region in the past few decades.

The new discourse had to make itself compatible with new demands and preserve its flow with continuous monitoring against the reemergence of tyranny and magisterial relations. We remember that the main concern of the Assembly of Constitution Experts was to find ways that could prevent the emergence of any form of tyranny, autocracy and dictatorship and the constitution was written when outside of the Assembly of [Constitution] Experts, people were chanting “Equality, Justice, [Imam] Ali’s just state” on the streets.

According to “The Saffein Battle” book by Nasr-Ebn-Mazahem, which might be the oldest narrative-historic book about Saffein war, after Imam Ali established his government in Kufa (Iraq), he had a trip to the areas where Persians were living near Kufa and in a town asked people about Persian kings. The person with most seniority in that town responded: In the traditions of Persian kings there were some things for the benefit of the people and some things for the benefit of the king, until Khosro-Parviz (one of the Persian kings) came to power and eliminated anything that was for the benefit of the people and kept all that were for the benefit of the king and this lead to demise of his kingdom.

This narrative precisely describes the psychological and political atmosphere of the country in the first decade after the revolution, regardless of the flaws and obstinacies that affects any revolution: the goal of the people who participated in the revolution was to eliminate these kinds of traditions by following Imam Ali’s just governing.

Isn’t it painful that after more than thirty years since the revolution, people’s concern is once again dealing with the reemergence of the same magisterial relations and this time in the name of the religion? We are in a situation that the people’s rights which have been described in the constitution and were the values of the revolution are being violated; the third chapter of the constitution, in which the rights of the nation are stated, has become a footnote and whatever is to the benefit of the rulers has been executed in an exaggerated manner and in many folds; and unquestionable obedience in front of the power has become divine and godly, and not questioning the ruling power has become value;  and with ridiculous comparisons, any criticizing and objecting voice has been accused of being an agent and ally of foreigners and Zionism, and has been accused of infidelity; so much so, that today the country’s political scene has nothing short from the danger of the recreation of the magisterial relations but the hereditary of the government.

Certainly the [presidential] election of the year ’88 (2009) was a sign of this sense of the public responsibility in front of the dangers. The people who were fearful, the people who were disappointed from the incompetency of the country’s management system, the people who were tired of lies, the people who felt that for country’s development more extensive and more fundamental transformations are needed, came to the scene; and perhaps many who had not been participating in any election for years broke their silence this time, and perhaps many who surpassed the routine political competitions and became united to create a great change.

It is a pity that what happened to the result of the election and what happened after the semi-coup by the totalitarians harmed the fundamental right of the nation to determine its own destiny.  However, arresting protestors, beating them on streets, killing many of the youths, women and men on streets and in prisons, the disasters of [Tehran] university’s dormitory and Kahrizak [prison], attacking homes and offices of Maraje (senior religious figures), holding shameful carnivals and (government organized) parades in order to create fear, constant struggle to divert public’s attention toward unimportant issues and diversions, unethical treatment of the families of the martyrs and [political] prisoners, and announcing the annihilation of the Green Movement in repeated occasions; none has managed to save the authoritarians from the great challenge of the lack of public’s trust, just as none has managed to make people forget their rightful demand of achieving the citizenship rights asserted in the constitution.

During these months, important events have happened that interest any informed observer. Many of those who were employed at army, police and security forces couldn’t trade the time they spent at the war fronts and their devotions for protecting the borders and the country’s security, and suppress and beat innocent people. Some because of reservation or lack of information and some simple people because of the government’s propaganda, used to think that the protesters were aiming their religious beliefs but gradually realized that this is not the case. Many, who used to think that the protest movement of the people was initiated by the conspiracy of the foreign domineering powers or the brutes that at the peak of the war sought refuge in the arms of the enemy and served it, realized that this was nothing but a trick to defame critics and justify the inhumane actions of the authoritarians.

And we don’t believe it would take long before those who are truly concerned about the national interests and Islamic values stand alongside the entire nation (or as the totalitarians call ” dirt and dust”) and separate their line from that of the power mongers, the violators of people’s rights and the greedy  of nations resources  . We especially believe that at the end, Basij and Islamic Republic’s Revolutionary Guards and the armed forces will not leave their nation alone.

In the recent years and especially the past two years, a new discourse was born and nothing can stop its growth: a discourse that does not tolerate corruption and with the promise of bringing oil [revenue] to the people’s table, does not increase the price of bread, fuel, electricity and gas many folds overnight; a discourse that believes in protecting the country’s labor force and does not ruin national resources and products by handing in the national market to foreign imports; a discourse that wants dignity for workers and employers, not humility; a discourse that the considers addiction, theft, and divorce the results of thirty percent unemployment rate of the youths and therefore does not tackle the problem of crimes and offences by establishing gallows and historic brutality; and with the excuse of crime and betrayal of a small group, start a new era of repentant, getting forced confessions and torturing in the prisons (Truly how many women can you, those who every day and every hour claim to be concerned for Islam and religion, name to have been executed at the early days of Islamic state during [the time of prophet Mohammad]?); a discourse that is not afraid of the people’s vote and is not terrified of referring to the constitution; a discourse that, not in slogan and Machiavellistic form, but rather in action attempts for Islamic unity and closeness of Islamic sections, and does not repulse millions of Iranian citizens from their own rights for being Sunni, Darvish, Ahle-Hagh or others.

Yes, a new discourse is born today: A discourse that those who were martyred for its values are its leaders and those who were imprisoned for its values are its flag bearers; a discourse that condemns violence and pursues change through peaceful means; a discourse that responds to lies, false accusations and insults with truth, honesty and good manners; a discourse that does not have hopes in [the outcome of] the secret games of the international powers and considers the clear national solution as the only path toward reforms; a discourse that does not follow the ideology of “Us vs Them” but rather tries to turn “Them” into “Us”; a discourse that recognizes all voices and does not see the national unity in absolute silence but rather see it in relying on the collective rationality; a discourse that does not consider the people as outsiders when it comes to what is happening in the country but rather tries to spread awareness among all layers of the society and to every corner of this land; a discourse that by empowering social networks brings people together and expands the civil atmosphere; a discourse that has become a role model for many other freedom-seeking movements; a discourse that criticizes past mistakes but does not deny its clear achievements; a discourse that does not see justice in charity-based economics but rather in providing equal opportunities and empowering the disadvantaged; a discourse that instead of spreading hatred and retribution among the poor and rich, rural and urban, ethnic groups and different religions promotes tolerance, understanding and mercy; a discourse that tries to end the era of empowering thugs and instead is after establishing an era in which those qualified are empowered so that in light of that prosperity and growth of talents lay grounds for the progress of this land to a stature that it deserves; a discourse that is not after finding hero saviors but rather wants every Iranian play a role in saving his or her country; a discourse that its leaders are as many as those who believe in it; a discourse that considers preserving the system is preserving the values that the system was established based on, not preserving the individuals in power; a discourse that believes circulation of power, accountability in front of the people and equality in front of the law are the assurance for having a healthy [society] and foundations for progress; a discourse that believes honoring [both] “Islam” and “Republic” pillars of the system as well as having democracy in all affairs of the country are the only way which will guide the people to prosperity; a discourse in which personal decisions and interests are replaced with collective wisdom; a discourse that believes in a God that wants human dignity and follows the path of hope through seeking-justice, good deeds, patience and perseverance, and has faith that good will prevail and evil will fail.

Today by creating a concern that without its existence the religion will be destroyed and by repeatedly warning about this [so-called] danger, the government tries to mobilize and unite the religious layers [of the society] behind itself; while in fact what has most damaged the religious atmosphere in the society is the oppressive and anti-religion actions of the government. The foundations of all divine religions are based on human nature and if Islam has lasted after fourteen centuries, it is because it has strong intrinsic roots, so much so that even the attack of Mongols and the actions of Pahlavi the first could not destroy it. This religion has thought us not to bow to oppressive individuals and [has warned us] if we do so, we will be deprived of God’s help: “And incline not toward those who do wrong lest the Fire touch you, and ye have no protecting friends against Allah, and afterward ye would not be helped.” (The Holy Quran, Sura: Hud, Verse: 113)

On the eve of the thirty-second anniversary of the Islamic Revolution, we, as two humble companions, praise you, the countless messengers of this new discourse; and we pray to the almighty God to make all of us supporters of oppressed and enemies of oppressor.

Victory comes only from God, the Mighty the Wise

Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi

 

Filed under: 22بهمن, iran election, Iran News, Iranian protests, Karroubi, revolution, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران iran, , , ,

دیدار موسوی و کروبی:دیکتاتورها صدای انقلاب آزادیخواهانه ملت ها را بشنوند عبرت بگیرند / Mousavi and Karroubi hold a joint meeting on Jan. 31, 2011

Scroll down for English translation…

پیش از ظهر روز دوشنبه یازدهم بهمن ماه، در آستانه سالروز ورود تاریخی حضرت امام به ایران و آغاز دهه مبارک فجر، مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس، به صورت سر زده به دیدار حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رفت. در این دیدار که در منزل مهدی کروبی انجام شد، آیت الله بیات زنجانی از مراجع تقلید که پیشتر با ممانعت نیروهای اطلاعاتی، موفق به دیدار و بازدید مهدی کروبی نشده بود، نیز حضور داشت.این دیدار پس از آن میسر شد که به صورت اتفاقی نیروهای امنیتی درمقابل منزل مهدی کروبی حضور نداشتند

به گزارش خبرنگار سایت تغییر در این دیدار، آقایان موسوی و مهدی کروبی و آیت لله بیات زنجانی، پیرامون مسائل مختلف از جمله تحولات کشورهای عربی و رخدادهای اخیر در ایران بحث و تبادل نظر کردند.به گزارش سایت تغییر مشروح مذاکرات این دیدار به شرح زیر است:ا

بزرگترین دستاورد انقلاب تحقق «جمهوری اسلامی» است

در ابتدای این دیدار میرحسین موسوی و مهدی کروبی ضمن تبریک فرا رسیدن ایام مبارک دهه فجر، بزرگترین دستاورد انقلاب را تحقق «جمهوری اسلامی» برشمردند که برخواسته از خواست و اراده مردم و ماحصل رهبری فرزانه امام و ایثارگری ها و جانبازی های ملت بزرگ ایران بوده است. ایشان «جمهوری اسلامی» را نظامی مبتنی و استوار بر آراء مردمی دانسته و اعلام کردند متاسفانه برخی با سوءاستفاده از قدرت و جایگاهشان نه تنها ارزشی برای مردم قائل نیستند بلکه برای حفظ موقعیت و قدرت چند صباح خود، مردم را به ستوه آوردند و انقلاب را به انحراف کشیدند. همچنین ایشان رحلت جانگداز پیامبر رحمت و مهربانی و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را به حضور حضرت ولی عصر  و مسلمانان و شیعیان جهان تسلیت گفتند.ا

ما به عنوان شهروندان این کشور و عضوی از اعضای ملت آزاده ایران، خواستار توقف اعدام های بی رویه و بی حساب و کتاب هستیم

مهدی کروبی و میرحسین موسوی نسبت به تعداد زیاد اعدام ها و تعجیل در اجرای احکام اعدام، بدون طی کامل مراحل دادرسی و قانونی در کشور اعتراض کرده و آنرا ناشی از بی تدبیری حاکمان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه قلمداد کردند. آن دو ابراز کردند: ” فارغ از چند و چون اتهامات افراد و درستی یا نادرستی این اتهامات، حق قانونی و شرعی هر انسانی است که با طی کامل مراحل دادرسی و قانونی بتواند از حقوق خود بهره مند شود.”ا

کروبی و موسوی متذکر شدند:«اعدام قریب به ۳۰۰ تن طی یکسال گذشته، آیا جز ایجاد رعب و وحشت در جامعه دستاوردی برای اذهان عمومی کشور دارد و نتیجه ای جز انزوای بیشتر ایران در مجامع بین المللی را بهمراه نخواهد داشت؟ آیا اعدام بدون طی شدن مراحل دادرسی و بدون اطلاع خانواده متهم اقدامی انسانی و اسلامی است؟ خودداری از تحویل جسد به خانواده و بستگان دیگر چه صیغه ای است که به تازگی آنرا باب کرده اند! لذا ما به عنوان شهروندان این کشور و عضوی از اعضای ملت آزاده ایران، خواستار توقف این شیوه هستیم و امیدواریم دستگاه قضایی کشور بتواند بطور مستقل و با رعایت حفظ اصل بی طرفی و برخوردار کردن متهمین از حقوق قانونی و شرعی خود و با عنایت به رافت و رحمت اسلامی تدبیری اتخاذ کند تا دیگر شاهد چنین روند ناصوابی در کشور نباشیم.»ا

دیکتاتورهای منطقه و جهان صدای انقلاب آزادیخواهانه ملت ها را در مصر و تونس و یمن بشنوند و از آن عبرت بگیرند

نخست وزیر امام و رئیس مجالس سوم و ششم شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، حوادث اخیر کشورهای عربی را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنها ضمن ابراز خوشحالی از قیام مردم آزادیخواه مصر تاکید کردند:« امروز حتی در کشورهای عربی هم شاهد بالندگی سیاسی و رشد مردم سالاری هستیم. هیچ قدرتی نمی تواند بر خواست و اراده مردم مسلط شود. دیر یا زود قدرتهای دیکتاتوری و مستبد محکوم به فنا هستند. امروز دیگر ملتها آگاه شده اند و یکی پس از دیگری بر سرنوشت خویش مسلط می گردند و این اراده ملتهاست که لرزه را به تن مستبدین انداخته است. هر چند در مصر شاهدیم حسنی مبارک به جای تمکین بر خواست و اراده ملت خود سالهاست  تلاش می کند تا با برگزاری انتخابات های مهندسی شده و تشکیل مجالس فرمایشی و استفاده از نیروهای اراذل و اوباش مردم را سرکوب کند اما ره به جایی نخواهد برد چنانچه امروز نیز نتوانسته است با سرکوب و ارعاب بر اوضاع مسلط گردد. البته اقدام ارتش مصر در اعلام بی طرفی و مشروع دانستن خواسته های مردمی جای بسی تشکر و قدردانی دارد و گویی ارتش به درستی صدای انقلاب مردم را برخلاف حاکمیت مستبد و دیکتاتور مصر، شنیده است.ا

امیدواریم صدای انقلاب آزادیخواهانه مردم مصر و تونس و یمن به گوش مستبدین و دیکتاتورهای منطقه و جهان برسد تا شاید عبرتی باشد برای بازنگری و بازبینی در اعمال و رفتارشان.امروز در مصر با وجود تنش ها و درگیری ها اجازه راهپیمایی به معترضین داده می شود تا مشخص شود کفه اقبال اجتماعی کدامین جریان سنگین تر است لذا ما معتقدیم اگر در ایران نیز به معترضین پس از انتخابات اجازه راهپیمایی داده شود مشخص خواهد شد کدام جریان از  پایگاه اجتماعی و مردمی برخوردار است .ا

صدها کارخانه تعطیل و هزاران کارگر بی کار شدند و این همه به دلیل بی کفایتی دولتمردان کنونی و ماجراجویی و جنجال آفرینی در عرصه بین المللی است

مهندس موسوی و حجت السلام کروبی در بخش پایانی صحبت خود به وضعیت تاسف بار اقتصادی در کشوراشاره کردند و از آسیب رسیدن بیش از حد به اقشار محروم جامعه ابراز نگرانی کردند و گفتند : این روزها ساده ترین فعالیت های اقتصادی مانند نقل وانتقال پول برای فعالین اقتصادی همچون کابوس درآمده است. اکثر بانکهای جهانی برای فعالیت های تجاری در ایران ارزشی قائل نیستند و دولت به جای تصحیح امور، به فرافکنی و سانسور و مماشات روی آورده است. طبق گزارش منابع معتبر خبری هم اکنون تا سقف ۴۰ درصد هزینه های تولید به دلیل تحریم های بین المللی، افزایش پیدا کرده و تبعات مختلف ناشی از آنها نیز  باعث به تعطیلی کشیده شدن بسیاری از کارخانه های کوچک و متوسط در کشور شده است. آنچنانکه طبق گفته دبیر خانه کارگر بیش از ۶۰۰ واحد تولیدی تعطیل شده و باعث اخراج و بی کار شدن هزاران نفر نیروی انسانی شده است. ما دلیل تحمیل چنین شرایطی بر مردم و کشور را تنها در بی کفایتی دولتمردان و اتخاذ سیاست ماجراجویی و جنجال آفرینی در عرصه بین المللی توسط آنان می دانیم. این درحالی است که همصدا با فعالین اقتصادی کشور، کارشناسان اقتصادی جهانی نیز اقتصاد ایران را در شرایطی بسیار ضعیف و در آستانه هشدار ارزیابی می کنند.ا

میرحسین موسوی و مهدی کروبی در پایان این دیدار ابراز امیدواری کردند که به یاری خداوند و با هوشیاری ملت بزرگ همیشه در صحنه،از این بحران نیز با سرافرازی و پیروزی عبور خواهیم کرد.ا

 تغییر

 

Tagheer reported, on Monday (Jan 31, 2011) Mir Hossein Mousavi met with Mehdi Karroubi in a surprise visit. In this visit Grand Ayatollah Bayat-Zanjani, senior religious figure and critic of government, who was previously prevented by security forces from visiting with Mehdi Karroubi was also present. This meeting took place since the security forces stationed in front of Mehdi Karroubi’s residence were absent on Monday.

In this meeting Mehdi Karroubi and Mir Hossein Mousavi objected to the numerous executions and rushing into conducting executions without completing the legal process in the country; and considered it the result of the government’s recklessness and plans to create terror and fear in the society. They added: “Regardless of the people’s charges and the validity of those charges, it is the legal and legitimate right of every human to be granted all his or her rights in a complete legal process.”

Mehdi Karroubi and Mir Hossein Mousavi continued: “Does the execution of almost 300 people in the last year have any outcome for the public opinion other than creating fear and terror in the society, and making Iran even more isolated in the international scene? Is execution without completing the legal process and without the knowledge of the family of the accused, a humane and Islamic action? What is up with not releasing the bodies [of those who were executed] to the families, that has become a tradition?! Therefore, we, as citizens of this country and members of the noble nation of Iran, demand a stop to this process and we hope that the country’s judiciary can independently and by extending the full legal and legitimate rights to those accused and considering the Islamic kindness and mercy, comes up with a solution so that we do not witness such unjust process in the country.”

In another part of their remarks, Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi stated: “Today, even in Arabic countries, we witness political and democratic growth. No power can suppress people’s will and demand. Sooner or later, autocratic and tyrant powers are sentenced to vanish. Today, nations are aware and one after the other take control of their fate and this is the will of the nations that has shaken tyrants. Even though, in Egypt we witness that instead of accepting the will and demand of his nation, for many years Hosni Mubarak has tried to suppress the people by having engineered elections and establishing preset parliaments and using thugs and goons; but he did not succeed, just as today he cannot take control of the situation by suppression and treats either. Of course, the action of Egypt’s army in announcing its neutrality and considering people’s demand legitimate must be thanked and praised; and it appears that the army, unlike the tyrant and autocratic government of Egypt, has heard the voice of the people’s revolution correctly.”

Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi continued: “We hope that the voice of the freedom-seeking revolution of the people in Egypt, Tunisia and Yemen reaches the ears of the tyrant and autocratic rulers in the region and in the world so that they learn lessons and revisit and review their actions and behaviors. Today in Egypt, despite tensions and clashes; the protesters are given permission to demonstrate so that it becomes clear which side has the public support, therefore, we also believe that in Iran, the protestors to the [rigged presidential] election must be given the right to demonstrate so that it becomes clear which movement has social and public support.”

Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi in their meeting also pointed to the catastrophic economic situation of the country and expressed deep concerns regarding the hardships that the unprivileged and low-income layers of the society are suffering and added: “These days the simplest economic activities such as transferring money for business sectors has become a nightmare. Most of the international banks do not consider Iran for any kind of business activates and the government instead of reforming the situation has turned to censorship, diverting public mind and [secret] arrangements. According to credible reports currently the production costs have raised up to 40% due to international sanctions, which as a result has led many small and medium size business sectors to closure. According to chairman of Workers Unions more than 600 productions unites have been shutdown and thousands of workers lost their jobs. We believe that these hardships imposed on the people of the country are the outcome of the incompetence of the government officials and their adventurous and alarmist policies in international affairs.  This is while in addition to the warnings of the economists inside the country, the international economists also warned that the economy of the country is in crisis and very bad shape.”

Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi at the end of their meeting expressed hope that with God’s will and with the consciousness of the great nation of Iran, Iran can proudly and victoriously put these curtail and hard times behind as well.

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, Karroubi, revolution, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران iran, , , , ,

موسوی:دروغها و تهمتها نشان داد که اسلام آقایان چگونه اسلامی ست / Mousavi’s interview with Kaleme: “Lies and slanders showed the kind of Islam they practice”

پارسى

On the anniversary of the government-organized rally (December 2009) against the Green Movement the totalitarian government began attacking the leaders of the Green movement more aggressively and with a much harsher tone than used in the past. In recent weeks there has been an influx of notes, interviews, speeches and remarks against the supporters of the Green movement and Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi and Seyyed Mohammad Khatami.  This trend continued with the IRIB (Islamic Republic of Iran’s Broadcasting) broadcasting chants of “Death to Khatami, Death to Mousavi and Death to Karroubi” on a variety of state run news programs. Pro-government officials even went as far as portraying themselves as God, Prophet Mohammad and his family stating that Mir Hossein Mousavi, the Prime Minister during the eight year war with Iraq does not believe in God, Judgment Day and Islam! Despite the heinous attacks and insults, to date Mir Hossein Mousavi has remained silence leading to many supporters of the Green movement asking why Mousavi has not responded to all the slander and insults.  In a brief interview Kalame asked Mousavi a number of questions addressing this issue.

In response to Kalame’s questions, Mousavi referred to the methods used by the totalitarian government as out of touch and from the past and said: “They use the same methods used in totalitarian regimes such as the Soviet Union during Stalin era, or Romania during Ceauşescu’s time.” While emphasizing on the ineffectiveness of these types of negative propaganda and attacks Mousavi stated: “These ten days have provided our nation with the opportunity to better understand the nature of these guys.  All these lies and slanders showed the kind of Islam these fellows practice.”

In this latest interview Mir Hossein Mousavi once again referenced the content of the Green Charter (Mousavi’s statement #17) in which he addressed the totalitarian government as follows: ” Ignore individuals like myself but take it upon yourself to free all political prisoners and announce that you adhere to all principles included in the Constitution; allow the media to operate freely, hold free and non-selective elections and you will see the horizon will become bright, for suppression will only further increase the level of  demands.”

The full transcript of Mir Hossein Mousavi’s interview with kaleme is as follows:

Q: In recent weeks, totalitarians have launched unprecedented propaganda against you and the Green Movement, but you were silent in face of these attacks and did not take any position. What is the reason behind this silence? The expectations of many companions of Green Movement were for you to respond to these attacks.

A: I was going to respond but after the letter of my dear brother – Mr.Karroubi – was published, I decided not to. His view sheds light on the reasons behind all these irritabilities. The other reason for my silence was the fact that these kinds of propaganda belong to the past. They use the same methods used in totalitarian regimes such as the Soviet Union during Stalin era, or Romania during Ceauşescu’s time. Those, who organized these propaganda attacks, neither know our society nor have any understanding of the transformed international arena. They still live in the time before the development of communication technology.

Q: What is your assessment of the ten days of attacks launched against you and other figures of the Green Movement? How effective you think the propaganda of the totalitarians was?

A: For the same reasons I explained in the answer to the previous question these propaganda attacks not only were ineffective but due to their unfair content had reverse effect. These ten days have provided our nation with the opportunity to better understand the nature of these guys.  All these lies and slanders showed the kind of Islam these fellows practice. It is not surprising we all know a Friday Prayer Imam (Ahmad Janati – the appointed hardliner chairman of the Guardian Council) that claimed the United States gave us one billion dollars in aid through Saudi Arabia and had given us the promise of fifty billions more after the victory [in toppling the government], and still this guy, despite this lie and false accusation, is holding his official post. Therefore these immoral propaganda attacks, which have been accompanied by swearing and threats, more than harming the growing Green Movement, prove the rightfulness and vitality of the Green Movement.

They cannot understand how people react to these kinds of claims when the person, who has killed a respected man over a bird, claims that a noble man like Mr. Khatami does not understand the Quran; or [when] in their websites call the former revolutionary prosecutor, who was trusted by Imam [Khomeini], a spy of Russia; or based on ridiculous accusations, call Ms. Rahnavard – a combatant Quran researcher – ally of the rejected Pahlavi family; or call me and him (Mehdi Karroubi) Freemasons quoting a deceased writer – who fled from people’s rage and escaped to Europe and died there! They have made Goebbels proud by misleading and lying, and have established falsely accusing others and lying part of their retrogressive and mixed with superstitions faith. However, there is another delicate point which results their cook up becomes so salty and that is the deep belief of part of the government in recognizing millions of people of this country as “dirt and dust” and “sheep and cow”. One of the reasons that make them bold enough to tell such big lies, is this view they have toward the nation.

They still do not believe in people’s intelligence and unfortunately in their private they are terrified even from imagining citizens’ rights for all the people and innate dignity for all human.

Q: In Tehran’s Mahdiyeh [convention center] (where a pro-government gathering was held) and in some other platforms, they called you, Mr.Karroubi and other figures of the Green Movement as “nobody”; what are your views about such remarks?

A: Actually this statement is completely true.  Neither Mr. Karroubi nor I have ever said that we are “somebody”. It is written, in the memoirs of Sheikh Abu Saeed Abolkheir (a renown scholar and philosopher who lived many years ago) that a scholar who was competing with Sheikh sent him a messenger with this message that “I am like an elephant and you are like a mosquito” and Sheikh replied “Tell him, I am nobody and that mosquito is also you”. Of course we are not in the same level as Sheikh but based on his teaching, we also say that we are “nobody”. But this cannot be a justification for you (addressing the government) to violate people’s rights and disgrace the national covenant to this point.

Q: You reiterated a similar subject in your statement #17 (the Green Charter) which was issued in the aftermath of [the Bloody] Aashura events (December 2009). Do you still emphasize on the same demands?

A: Yes. In statement #17, I wrote: Ignore individuals like myself but take it upon yourself to free all political prisoners and announce that you adhere to all principles included in the Constitution; allow the media to operate freely, hold free and non-selective elections and you will see the horizon will become bright, for suppression will only further increase the level of  demands. These kinds of deceitful and incompetent propaganda, which are being done simultaneously with the continuation of suppression and arrests, will have no outcome but making people discouraged from reforms within the constitution.

Q: The chairman of the Coalition Party (conservative) claimed that after the [tenth presidential] election, in a meeting with a delegation, you agreed with recounting some of the votes and later in the meetings that you had with members of the Participation Front (reformist) and the Mojahedin of Islamic Revolution (reformist) they convinced you to call off this previous agreement. Is this true?

A: Unfortunately the new chairman of the Coalition Party is not experienced enough. I deny this claim. In that meeting, the last remark I made was to accept “arbitration” (in which it was supposed to have representatives of all the presidential candidates as well as fair representatives of the judiciary and the Guardian Council meet and study the complaints to come up with a joint agreement). If they review their memories, they will remember that I even brought up some names as examples for the fact finding committee. The worst part of his claim is the false accusation he has made against two recognized political parties of the country, while their main members are imprisoned.

However, in addition to him (the chairman of the Coalition Party), one of the ministers of Iran-Iraq war era (when Mir Hossein Mousavi was the Prime Minister), by referencing a western magazine, has repeatedly kept quoting a statement [claimed] to be mine. Because of his services to the country when he was the minister of health, I have waited untill now and have not said anything. I wonder when he claims to be a Muslim and despite all the documents, evidence, my speeches and statements, and even the discussion that I once had with him, how he can reference an American magazine and even go beyond that and judge my political background even in contradiction with his own previous views and statements; unless we think that he was pretending before!

Q: Considering that pressure and propaganda against the Green Movement have been increased in the recent months, how do you assess the status of the society and the Green Movement in these conditions?

A: Yes, the number of distortions, lies and threats has increased. Mass executions as well as odd and cruel sentences are also being used to intimidate. The spread of the culture of obtaining forced confessions and repentant-making, which has been transferred from the inside prisons to outside political atmosphere, is more important. Based on this culture, if you want to keep your position, or get elected, or have a share in big or small transactions, or live safe from the words and actions of hardliners, you must have enough wisdom and understanding to condemn the opposition and protestors in the Green Movement. They did not even pass on the seminary schools and the Grand Ayatollahs; and we are witnessing pressure, slanders and insults against the clerics and Grand Ayatollahs. They are unaware that even in the families of the authorities, the attention toward the demands raised by the Green Movement is increasing, since these demands are according to people’s rights and our national covenant.

Our people don’t have happy memories from forced confessions, repenter-making, hypocrisy, lies and slanders. These tricks became their own counters in the month of December. All these measures and actions show clearly that the Green Movement is progressing; and God willing and with the participation of all [companions], this trend will continue until all the demands outlined in the Green Movement are achieved. We believe: “The bubbles move aside and disappear but what is beneficial for the people remains.”

Q: Although, this mass of slanders, libel, lies and deceptions will eventually unveil, but in any case one cannot ignore the massive government’s media propaganda that is funded with astronomical budgets. In your opinion, how can one overcome these kinds of divisive projects in the society and among families? How can the Green Movement be effective in order to compensate and decrease the various gaps that might grow day by day due to the incompetence and bad intensions of the totalitarians and save the national unity in face of the government divisive agenda?

A: In my opinion, promoting awareness should remain the main strategy and the same “Every citizen [is] a media” should be the main tactic. Today, simple tasks such as distributing newspapers, letters, statements as well as distributing photos and videos of post-election events and etc. has penetrated deep [in society] and has reached even the furthest corners [of the country]. The massive army of promoting awareness and spreading information has found the most effective methods to deliver the message of truth by its creativity and with simple equipments that the information age has given it.

But in addition to the efforts in promoting awareness and fighting with the spread of lies and falsification of the truth, we must not forget the memories of the friendly discussions of the [presidential] campaign days.  We must not forget how – before the so-called security interventions turned the civil dialogue atmosphere to unrest and silenced the voice of discussion and dialogue – we were practicing and experiencing listening to each other’s voices in the campaign discussions.

We must not forget the Green Chain that was uniting all of us – [despite] the differences and varieties – from the south to the north of the cities and the country, and was teaching us how to live together. These precious memories can also be valuable lessons and models for our today. Also today, by keeping the atmosphere of national dialogue and discussion alive as much as possible, we must practice tolerating and enduring each other, and listen to each other’s views and opinions so that we can overcome the gaps created by the official media. For us being Green does not mean that we want to turn everyone into our color and into a single color, the same way the totalitarians and authoritarians prescribe their own color and view for everyone. Green is living side by side each other while understanding the differences, varieties in views, opinions and tastes. If the totalitarians and their propaganda try to highlight the gaps created in families and society, by accepting these differences, we must try to propose a prescription for peaceful living side by side each other. Promoting awareness peacefully is the most effective weapon against violence and the spread of division and ignorance seeds.

Mousavi Facebook

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, revolution, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران iran,

موسوی و کروبی:در آینده نیز از راهی که انتخاب کرده ایم کوتاه نخواهیم آمد / Mousavi and Karroubi hold a joint meeting ” We are standing firm on the path we have chosen”

پارسى

Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi in a joint meeting after discussing the important affairs of the country and people’s problems, expressed concern over the implementation of government’s cut on subsidies on basic life necessities in current weak economy and demanded the implementation of this plan based on “experts’ research” and without any “hype.”

Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi held a joint meeting. At the beginning of this meeting which was held in Mehdi Karroubi’s residence, Karroubi and Mousavi while expressing sadness and sorrow regarding the terrorist attacks which occurred last week on Tashooa (Shia religious festival) in the city of Chabahar and resulted in martyrdom of few worshipers and injuring many others, offered their deepest condolences for the families of the victims. Mousavi and Karroubi strongly condemned this terrorist attack and stressed: “The enemies of our nation must not assume that the unity and solidarity of Muslims is jeopardized by these kinds of terrorist attacks.”

Also in this meeting Mehdi Karroubi and Mir Hossein Mousavi agreed that general plan for regulating government subsides is a plan that has been discussed internationally as a “fundamental and main economic move” but demanded that its implementation be based on “experts’ research” and without any “hype”.

 Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi expressed deep concern regarding the implementation of the plan to cut subsidies on fuel and basic life necessities given the current weak economy and added: “The implementation of this plan while the country is facing harsh international sanctions, the economy is in recession, unemployment is more than 30% and has spread across the country in most of the provinces, and the inflation is out of control, is a burden that its pressure will be felt by lower income and middle class  layers of the society.”

Both parties emphasized: “On one hand the shutdown of factories, their inability to pay the salaries of their workers and the unemployment of workers and on the other hand losing investments due to lack of investment security in the country as well as lack of healthy competition in economy and privatization all forecast a dark future in country’s economy. This situation worsens when there is no will in the government to listen to the opinion of outstanding experts and critics. There must be an environment in the country that economy experts would be able to express their views without hesitation, instead of being confronted.”

In this meeting Mehdi Karroubi and Mir Hossein Mousavi once again expressed deep sorrow and concern regarding the dire condition of political prisoners and the made-up and unjust issued sentences against them based on the “fabricated” accusations such as “acting against national security” and added: “ The courts have issued heavy sentences against these political prisoners whom unfortunately are from the wide range of layers of society such as artist, teacher, lawyer, student, university professor, cleric, journalist and etc.; and on the other hand there have been inhuman and far from morality treatments against [political prisoners] in prisons, which leaves these political prisoners no other option but to go on hunger strike in order to protest to these actions. Here we urge the political prisoners to end their hunger strike in order to save their lives and assure them that the final victory belongs to them and to the people.”

Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi also by reviewing the foreign policy situation of the country in the international arena expressed surprise regarding the non-diplomatic actions of the administration and added: “The foreign policy has become so ridiculous that the appointed foreign minister should hear his dismissal from the president of Senegal [during a diplomatic trip]! These kinds of actions have no outcome but humiliating the country’s reputation in international arena and demonstrate the childish behaviors based on retaliation. These actions have no result but discrediting the country in eyes of international community even more than before. Unfortunately after this humiliating event now both sides of the story are accusing each other of lying, while lying is the key of all sins!”

At the end of this meeting both parties called the “bullying” and “intimidating” remarks and actions of some individuals affiliated with the totalitarian circle, “far from rational” and emphasized: “To this day we are standing firm on the path we have chosen and also in the future we will not retrieve from this path which is nothing but to defend the rightful demands of the people; and we have no fear from threats, insults and false accusations. For us there is no difference between this big prison that holds us to the smaller prison that unjustly holds the other political prisoners. We are hopeful that one day the true “conspirators” would be held accountable for their actions in front of the nation.”
Mousavi Facebook

Filed under: iran election, Iran News, Iranian protests, Karroubi, revolution, میرحسین موسوی خامنه Mousavi, ایران iran, ,

Our perserverance is our sword, Our unity is our shield, AZADI… is our destiny!

Brave Women Of Iran

A special note we would like to share with the brave and beautiful women of Iran; You have shown extraordinary courage, passion, pride, humility and humanity in the face of great injustice. The world has taken notice and we are all humbled by your strength and determination. If you are the future, then we all are comforted by how bright it will shine.

The One Who Wishes To Move A Mountain, Must Start By Removing Stones

share this blog

Share |

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 16 other followers